|
ریاضیات عشقولانه مرد باهوش + زن باهوش = عشقولانه مرد باهوش + زن خنگ = سکس مرد خنگ + زن باهوش = ازدواج مرد خنگ + زن خنگ = حاملگی ---------------------- حسابرسی اداری رییس باهوش + کارمند باهوش = سود رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری -------------------------- ریاضیات خرید کردن یک مرد بابت یک کالای 1 دلاری که نیاز دارد 2 دلار می پردازد یک زن بابت یک کالای 2 دلاری که نیاز ندارد 1 دلار می پردازد ---------------------------- آمار و برابری عمومی یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند ------------------------------ شادمانی برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید ---------------------------- طول عمر مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند ------------------------- گرایش به تغییر زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه ن5ی شود زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود --------------------------- ادبیات گفتگو یک زن در بحث حرف آخر را می زند بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است
+ نوشته شده توسط ناشناس در شنبه بیست و ششم بهمن 1387 و ساعت
12:29 |
راه و رسم عاشقی
من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد. + نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت
19:41 |
مراسم نور افشاني در ميدان آزادي و مراسم نور افشاني در برج ميلاد ادامه مطلب + نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت
19:38 |
يکي از دستاندرکاران زن سريال يوسف پيامبر در تماس با آينده، از سرنوشت رابطه يوسف و زليخا و خواستگاري همسر يوسف از زليخا خبر داد. وي نسبت به طرح مساله چند زني در سريالهاي تلويزيوني و خصوصا اين سريال تاريخي - مذهبي انتقاد كرد. وي كه نميخواست نامش فاش شود با ارسال مطلبي، خود را اين گونه معرفي كرده است: من يكي از عوامل پروژه يوسف پيامبر (ع) هستم كه نميخواهم نامم فاش شود؛ چراكه كارگردان اين كار اعتقاد دارد هيچ كس نبايد به اين سريال انتقاد كند. البته من ترسي از اينكه جوابي بشنوم ندارم و همينكه صدايم توسط مسوولان شنيده شود برايم كافي است. وي سپس با اشاره به روند به تصوير كشيدن موضوع چند زني در سريالهاي تلويزيوني، در اين زمينه يادآور شدهاست: تقريبا 17- 18 سال است كه در تلويزيون و سينماي ما روندي به اسم «روند عاديسازي تجديد فراش آقايان» آغاز شدهاست؛ 17-18 سال است كه تلويزيون ما اجازه ميدهد اين مسايل در فيلمها و سريالهاي ما مطرح شود و شايد تنها بتوان اين مساله را اين گونه تفسير كرد كه آرزوي برخي مردان مملكت ما و همچنين مسوولان ما اين است كه شايد روزي اين امر در كشور ما نيز همانند عربستان تحقق يابد. وي در ادامه مطلب خود آوردهاست: تقريبا از پنج شبكه تلويزيوني كه سريال پخش ميكنند، هر شب يكي از شبكهها مساله چند زني را به تصوير ميكشند و آيا كسي هست كه منكر شود اين مطب به راحتي در سريالها جا انداخته شدهاست؟! كما اينكه مساله چند زني ابتدا با تقبيح ماجرا شروع شد و تمامي اين سريالها به اين سمت رفتند كه با زشت نشان دادن اين اتفاق و مقصر جلوه دادن مرد، اين مساله را به بيننده القاء كنند كه چهقدر اين قضيه بد است هرگونه فحش و بر و بيراهي را نثار مرد كنند. نمايش مساله چند زني در سريالها، كمكم به اينجا رسيد كه ديگر فحش و بدوبيراهي به مرد در كار نبود و همه ميگفتند بيچاره زن اول و اين كار غيرانساني است. اما حال كار به جايي رسيده است، كه ميگويند زن اول حتما ايرادي دارد كه مرد سراغ زن ديگري رفته است و اين مرد بيچاره و بدبخت، اگر زني جلوي راهش قرار نگيرد، گمراه نميشود! وي در ادامه به پخش چندباره فيلم «هوو» از تلويزيون اشاره كرده و آوردهاست: در كنار سريالهايي كه از آنها نام بردم، كارهايي مثل «هوو» و «اساماس از ديار باقي» هم ساخته ميشوند كه فاجعه هستند و جز اينكه مسوولان قصد دارند با ساخت چنين كارهايي موضوع چند زني را رواج دهند، فكر ديگري را به ذهن متبادر نميكنند. او در ادامه با اشاره به سريال يوسف پيامبر(ع) و طرح موضوع چند زني در ساخته فرجالله سلحشور، تصريح كردهاست: اما در بين سريالهاي نام برده شده و كارهايي مشابه آنها، سريال يوسف (ع) دارد پا را فراتر گذاشته است؛ اين در حالي است كه اين سريال يك سريال مبله روز نيست و تمام اين توجيهات را با يك پيامبر نشان ميدهد. او سپس بار ديگر درباره سريال يوسف پيامبر(ع) به نويسندگي و كارگرداني فرجالله سلحشور آوردهاست: اين سريال از همان ابتدا يعقوب پيامبر را نشان ميدهد كه چهارزنش با هم زندگي ميكنند و او با سوگلي خود(جوانترين زنش) به گردش ميرود و به بچههاي اين زن هم توجه ويژه دارد. وي سپس به طرح اين پرسش پرداخته كه آيا مسوولان صداوسيما تصميم دارند اين سكانسها را به نظاره بنشينند؟! او ادامه دادهاست: مگر نه اين است كه علماي ما همواره تأكيد دارند كه قصص قرآني را تا آنجا كه قرآن مطرح كرد، بيان كنيد؟ اين در حالي است كه كارگردان يوسف پيامبر(ع) روي مطالبي كه سنديت چندان هم ندارد، دست ميگذارد و نشان ميدهد كه زن اول براي ديگري به خواستگاري ميرود! در چنين شرايطي مسوولان ما اين پرسش را مطرح ميكنند كه چرا آمار طلاق در جامعه زياد است. وي خطاب به فرج الله سلحشور گفته است: آيا ايشان فكر كرده اين سكانسهايي كه نشان ميدهد معنايش عدالت است؟! آقاياني كه در شوراي طرح و برنامه اين طرح را تصويب كردهاند، مگر غير از اين معتقدند كه سوره يوسف(ع) قصد دارد، عفت وپاكدامني را رواج دهد؟! او در ادامه به طرح اين پرسش پرداخت كه چرا به اين روند 17-18 ساله در صداوسيما اعتراضي نشدهاست و چرا كار به جايي رسيد كه سريال يوسف پيامبر(ع) به سريال زليخا مبدل شدهاست؟! وي همچنين به طرح پرسش از سيد عزتالله ضرغامي پرداخت كه آيا صداوسيماي ما جايي براي بروز آرزوها و همراه كردن مردم با آرزوهاي فيلمسازان و جاانداختن و عاديكردن اين مسايل در جامعه ما است؟! او در پايان اين مطلب آوردهاست: دلم ميخواهد بدانم آيا هيچ مسوول متعهدي در اين كشور نيست كه به زنان عزت و احترام واقعي بگذارد؟! آيا شعارهايي كه درباره تحكيم خانواده داده ميشود، واقعي است؟ آيا در چنين شرايطي زن ميتواند در خانواده محور باشد، درحالي كه مدام احساس ميكند كه ممكن است به او خيانت شود؟! متأسفم براي آقاي سلحشور و متأسفم اگر از سوي هيچ مقام مسوولي جوابي به حرفهاي من داده نشود.منبع اينده + نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387 و ساعت
19:31 |
يک حرکت زيبا چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!! + نوشته شده توسط ناشناس در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت
19:32 |
منبع سایت ویکی پدیا کاش لااقل اونایی که موندن تو ایران قدرشونو بدونیم + نوشته شده توسط ناشناس در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت
19:28 |
مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن جایزه یک میلیون دلاری را دارد . سوالات را بخوانید ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟ الف) ۱۱۶ سال ب ) ۹۹ سال ج ) ۱۰۰ سال د ) ۱۵۰ سال او نمیتواند به این سوال جواب دهد ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟ الف) برزیل ب) شیلی ج) پاناما د)اکوادور حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟ الف) ژانویه ب) سپتامبر ج) اکتبر د) نوامبر این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟ الف) ادر ب) آلبرت ج) جرج د) مانوئل خوب بقیه حضار باید به دادش برسند ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟ الف) قناری ب) کانگارو ج) توله سگ د) موش در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید جوابها ۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳) ۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه ۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه ۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت ۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن insularia canaria یعنی جزایر توله سگ + نوشته شده توسط ناشناس در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت
19:25 |
بیشتر ما یاد گرفته ایم که مدام در پی چیز بعدی و بعدی و بعدی باشیم و خود را متقاعد کرده ایم که شادی ما فقط در مقصد مطلوبمان قرار دارد. خودمان را در چرخه پایان ناپذیر خواستن و انتظار کشیدن گرفتار کرده ایم. وقتی برای خوشحال بودن و برای تجربه خوشی و نشاط و موفقیت در انتظار " آن روز که ..." هستیم ، در توهمی زندگی میکنیم که موجب دلمردگی ما شده است و توان لذت بردن از زندگی کنونی را از ما میگیرد. رؤیاها با رنگها و مزه های مختلف به سراغمان میآیند و بیشتر اوقات ما آنها را با هدف اشتباه میگیریم. "وقتی که عاقبت به ... برسم". "همین که این دوره ی ... بگذرد، رژیم میگیرم و به سلامتی ام توجه میکنم" و... این طرز فکر مارا دچار خشم و ناتوانی و نارضایتی مداوم میکند. فقط زمانی نیروی متعالی کردن زندگیمان را در اختیار خواهیم گرفت که رؤیاهایی که ما را در آرزوی و انتظار تغییر وضعیت نگاه داشته اند آشکار کنیم. از شما می خواهم که خوب نگاه کنید و ببینید منتظر چه هستید. کدام رؤیای "یک روز..." مدام شادی و رضایتتان را به تعویق می اندازد. اگر یکی یا بعضی از این عبارات برایتان آشناست احتمالا در رؤیایی گرفتار شده اید که امکان نشاط و موفقیتی را که شایسته آن هستید از شما میگیرد. برای آنکه فراسوی رؤیاهایتان بروید و واقعا زندگی رؤیایی خود را بیافرینید باید آنچیزی را که واقعا به دنبالش هستید آشکار کنید و ببینید که وقتی سرانجام به آرزوی خود برسید چه احساسی خواهید داشت. اگر در آرزوی شهرت هستید میخواهم بگویم که در واقع شما به دنبال شهرت نیستید بلکه خواهان احساسی هستید که فکر میکنید شهرت به شما میدهد. با جواب دادن به این سؤال که "وقتی بینهایت مشهور شوم چه احساسی خواهم داشت؟" متوجه میشوید که واقعا خواستار چه هستید. شاید احساس ارزشمند بودن ، قدرتمند بودن ، مهم یا خاص بودن برایتان مطلوب است. بسیاری را میشناسم که فکر میکنند اگر کمی پول بیشتر ، موفقیت یا شهرت یا هر چیز بیشتر دیگری داشته باشند خوشبختی را پیدا میکنند اما این یک خیال و یک توهم است! اما چطور میتوان به شادی دست یافت؟ فقط کافیست که خیالاتمان را تشخیص دهیم و از خودمان بپرسیم: اگر این اتفاق رخ دهد چه احساسی به من دست خواهد داد؟ بعد روند بخشیدن آن احساس به خودمان را آغاز کنیم و آن گام به راستی زندگی ما را متحول میکند. وقتی متعهد میشویم که به نیازهایمان رسیدگی کنیم و احساساتی را که آرزو داریم به خودمان ببخشیم معجزه حقیقی رخ میدهد و می بینیم که هر چیزی را که آرزومندش هستیم در دسترس ما قرار دارد ، آنگاه خواسته های ما واقعیتی میشود که میتوان مطالبه اش کرد البته به شرطی که حاضر باشیم کارهای لازم را انجام دهیم و مسؤلیت نیازهایمان را بپذیریم.
شرحی از زندگی خیالی موردنظرتان را که امیدوارید روزی به آن برسید بنویسید. خیالاتتان را تجزیه و تحلیل کنید تا تشخیص دهید که امیدوارید با تحقق آنها به چه احساسی دست پیدا کنید. بعد یک کار را مشخص کنید که با انجام دادنش بطور روزانه بتوانید همان احساسی را که دنبالش هستید در خودتان بوجود آورید. البته خودتان را متعهد کنید که صد در صد مسؤل آفرینش احساس مطلوبتان باشید. برگرفته از : بهترین سال زندگی ( دبی فورد ) + نوشته شده توسط ناشناس در دوشنبه هفتم بهمن 1387 و ساعت
19:2 |
سلام دوستای گلم اگه میشه یه نظری درمورذ این عکس بده بگید منظورش چیه؟؟؟؟؟
![]() دانه های باران به شیشه ها ترانه دارد در اجاق من آتشی به چشمان من زبانه دارد بسته هر دری خفته هر که خانه دارد مرغ هوا هم آشیانه دارد شب سمج می نماید و دل بهانه دارد دل هوای او دل هوای می دل هوای بانگ عاشقانه دارد آن پرستوک از دیار ما بارغم به دل رفت و کس ندانم کزو نشانه دارد غم نشسته باغ جان من جنگلی است بی شکوفه لیک بنگر ای بهار دیررس شاخه ها جوانه دارد آتش است و ... شعله ها و دود طرح او فکنده در نظر با خیال او نگاه من خلوتی شبانه دارد پشت شیشه ها باد رهگذر ترانه دارد ... سیاوش کسرایی + نوشته شده توسط ناشناس در شنبه پنجم بهمن 1387 و ساعت
19:5 |
|
|