تبليغاتX
عشق است

فقط من مانده‌ام . و بس.

دیروز .. عصر رفتم کافه سنایی. یک ماه قبل هم سرزده بودم . بسته‌بود. همسایه‌اش گفت دارد تعمیرات می‌کند..
دیروز اما باز بود. با این تفاوت که دیگر کافه سنایی من نبود. کلبه کوچک دوست‌داشتنی‌ام.. فکر می‌کردم اگر همه خاطرات خوش دوستان از‌دست‌داده‌ام را از من بگیرند، باز جایی هست که بروم و برای خودم - با یادشان - در تنهایی خلوت کنم..
همه‌چیزش را تغییر داده‌اند. دیگر نه موسیقی دارد، نه آقای سی‌دی فروش و نه آن چهارپایه‌های لق ناراحتش را.. و نه مجتبی و نه سیگار برگ و نه آن ویترین پر از شکلات و سیگارش. در آنجا هم سیگار را ممنوع کرده اند... و یک موسیقی بی‌کلام غمگین به‌جای هایده و دلکش و گیتی آواز می‌خواند.
راستش .. امروز که این را می‌نویسم از آن وقتهای نوشتنم نیست. یعنی کلمات خوب جفت و جور نمی‌شوند و حال نمی‌دهند.. اما فکر کردم مهم نیست. خواستم فقط بنویسم.
که رفتم کافه سنایی بی‌دوست. بی عشق. تنها. و کسی نبود.و من فقط جاي همه نشسته بودم. به یاد ایرج. مامک . علیمان. پدرام. علی پ. آذر. موتوتی. سیگار برگ. سی‌دی کمرون. هات‌چاکلت. موکا و بوسه. و فهمیدم که گاه تنهایی بسیار بزرگ تر از غصه خودش می‌شود....

+ نوشته شده توسط ناشناس در جمعه بیست و هفتم دی 1387 و ساعت 19:50 |

جهان سومی...

 

سلام به همه ی دوستان خوب و گلم، این دفعه با موضاعات  متنوع و طولانی  آپ کردم که امیدوارم مورد قبول همگی باشه و بتونیم از نظرات عالیتون استفاده کنیم، این اولین آپ دوران دانشجوییم _ ترم اولی_  که انشا الله مورد قبول باشه. هر چی به نظرم جالب بوده واستون گذاشتم؟

دلم گرفته از خیلی چیزا از خیلی از افراد.دل گرفته-هوای ابری-برف-سرما-آدمای کم لطف و نامهربونیاشون- امتحان ودرسهای نخونده ای که حوصلشونو نداری- روزگار و کاراش.... . خدایا شکرت   کمکم کن مثل همیشه. کمکم کن

 

برهنگی, بیماری عصر ماست.
به گمان من, تن تو باید مال کسی باشد
که روحش را برای تو
عریان کرده است.
"چارلی چاپلین"

...............................................

 من یک جهان سومی هستم؟

بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی...داستان کیفیت زندگی و "رشد" آدمها در جاهایی که " جهان سوم" نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست ...از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره بعد دردش را میفهمی...

شادی ها و دغدغه های کودکی ما : در همان گوشه دنیا که "جهان سوم " نامیده میشود، شادی های کودکی ما درجه سه است ، ولی دغدغه های ما جدی و درجه یک... شادی کودکیمان این است که کلکسیون " پوست آدامس" جمع کنیم...یا بگردیم و چرخ دوچرخه ای پیدا کنیم و با چوبی آن را برانیم... توپ پلاستیکی دو پوسته ای داشته باشیم و با آجر، دروازه درست کنیم و در کوچه های خاکی فوتبال بازی کنیم... اما دغدغه هایمان ترسناک تر بود...اینکه نکند موشکی یا بمبی، فردا صبح را از تقویم زندگی ات خط بزند... اینکه نکند "دفاعی مقدس"، منجر به مرگ نامقدس تو بشود یا تو را یتیم کند...

از دیفتری میترسیدیم... از وبا.... از جنون گاوی... مدرسه، دغدغه ما بود...خودکار بین انگشتان دستمان که تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود... تکلیفهای حجیم عید ... یا کتابهایی که پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد...

شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما: دوره ای که ذاتا بحرانی بود و بحران " جهان سوم" بودن هم به آن اضافه شده... در آین دوره، شادی هایمان جنس " ممنوعی" دارند... اینکه موقتی عاشق شوی...دوست داشتن را امتحان کنی...  اما همه این شادی ها را در ذهنمان برگذار میکردیم... کلا زندگی یک نفره ای داریم با فکری دو نفره.... این میشد که یاد بگیریم "جهان سومی" شادی کنیم... به جای اینکه دست در دست دخترک بگذاریم وبا او قدم بزنیم . فقط دنبالش کنیم...یا اینکه نگوییم" دوستت دارم" و بگوییم " امروز خانه خالی دارم"

در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند...اینکه از امروز که 15 سال داری، باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی... بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات "چهار گزینه ای" ، آینده تو ، شغل تو ، همسر تو و لفب تو را تغیین کند... تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری...

شادی ها و دغدغه های جوانی ما: شادی ها کمرنگ تر میشود و دغدغه ها پررنگ تر... شاید هم این باشد که شادی هایت هم، شکل دغدغه به خودشان میگیرند...مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری ... اما رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود.....رسیدن به آنها برای تو هدف میشود...هدفی که حتما باید "جهان سومی" باشی که آنرا داشته باشی... و هیج جای دیگربرای کسی هدف نیستند...

معبارهای " آدم خوب بودن" جهان سومی هم دغدغه تو میشود...و میترسی از اینکه نکند کسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاکمه کند...

بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود...با پول شهوتت را میخری...با گردی سفید مست میشوی نه با شراب... با دود دغدغه هایت را کمرنگتر میکنی و غبار آلود....

اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود... اینکه در سال چند بار لبخند میزنی...در روز چند بار گریه میکنی...راهی که تو را به بهشت و جهنم میرساند... و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست....

در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یک زن هم میتواند براحتی تو را خطاکار کند و قلبت را به تپش وادارد...در این دنیا "سلام " به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست... لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست...

در این جهان سوم ، کسی را نداری که به تو بگوید چقدر مسواک و خمیردندان، واکسن، ک.ا.ن.د.و.م، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند...اینکه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و کسی قرار نیست برای این کار به تو کمک بکند.... اینکه همیشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نیست...

گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی بودن رها شوی...اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهانبینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میکنند.... گاهی میمانی که این جهان سوم است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه "تو " جهان سوم را درست میکنی؟

..........................................................

دوستی ها...؟

يكي با هم كلاسي دوست ميشه .

يكي با باباش دوست ميشه

يكي با مادرش

يكي با دختري ويكي با پسري

ويكي باخداي خودش دوست ميشه

كدوم يكي يكست و نيكست

بيايد راهمون رو پيدا كنيم

کدوم دوستی از همه بهتره...؟

...............................................................................

خدايا!
چون ماهيان كه از عمق و وسعت دريا بي خبرند ،
عظمت و ژرفاي عمق تو را نمي شناسم.
فقط مي دانم ...
كه معبود اين دل خسته هستي
و اگر ديده از من بر گيري ،
خواهم مرد.

..................................................

۱) یکی دلش به 100 دل بنده

2) یکی 100 دل به یه دل میبنده

3) یکی دل به یه دل میبنده و تا آخرش پابنده

4) یکی هر بار به یکی دل میبنده

5) یکی دل میبنده تا بخنده

6) یکی دلش آکبنده مونده به کی دل ببنده

 حالا تو دلت شماره چنده؟

 ........................................................................... 

نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي چشمان ابی بسته خواهد شد اما آسمان کی بسته خواهد شد......

............................................................................................

 چارلی چاپلین

چارلز اسپنسر چاپلین،جونیور(16 آوریل1889-25دسامبر 1977)بازیگر صاحب جایزه اسکار و یکی از مشهور ترین بازیگران و کارگردانان هالیوود بوده است.

چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست. او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از بچه هاکه ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدر به ارث برد.

وی چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب باز می کنند.

چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیز ترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

 ژرالدین! دخترم

اینجا شب است ....شب نوئل؛در قلعه ی کوچک من همه ی این سپاهیان بی سلاح خفته اند،نه تنها در برادر و خواهر تو، حتی مادرت،به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم خود را به این اتاق کوچک نیمه روشن،به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم.

من از تو بس دورم خیلی دور ... اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشم خانه ی من دور کنند؛ تصویر تو آنجا روی میز هم هست،تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست،

اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی صحنه ی پر شکوه شانزه لیزه می رقصی؛این را می دانم، و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدم هایت را می شنوم، و درین ظلمات زمستانی برق ستارگان چشمانت را می بینم.

شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه نقش آن شاه دخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده،شاهزاده خانم باش و برقص،ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقه ی تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آورگلهایی که برایت فرستاده اند، ترا فرصت هوشیاری داد، در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم ژرالدین! من چارلی چاپلین هستم! وقتی بچه بودی شب های دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم:قصه ی زیبای خفته در جنگل، قصه اژدهای بیدار در صحرا،خواب که به چشمان پیرم می آمد طعنه اش می زدم و می گفتم:برو! من در رویای دخترم خفته ام، رویا می دیدم ژرالدین ، رویا.... رویای فردای تو، رویای امروز تو.

آری ، من چارلی هستم ، من دلقک پیری بیش نیستم.

امروز نوبت توست،برقص!من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه ی حریر شاهزادگان می رقصی! این رقصها و بیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگرتن کاه ترا به آسمانها خواهد برد،برو! آنجا هم برو،اما گاهی هم روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن! زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را، که با شکم گرسنه و پاهایی که از بینوایی می لرزد، می رقصند. من از اینان بودم ژرالدین!

در آن شب های افسانه ای کودکی که تو با لالایی قصه های من به خواب می رقتی،من باز بیدار می ماندم،در چهره ی تو می نگریستم،ضربان قلبت را می شمردم و از خود می پرسیدم: چارلی!آیا این بچه گریه هرگز تو را خواهد شناخت؟

تو مرا نمی شناسی ژرالدین ، در آن شب های دور،بس قصه ها با تو گفتم،اما،قصه ی خود را هرگز نگفتم. این هم داستانی شنیدنی است: داستان آن دلقک پیری که در پست ترین محلات لندن، آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام.من درد بی خانمانی را کشیده ام و از این ها بیشتر،من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد، اما سکه ی صدقه ی رهگذر خود خواهی،آن را می خشکاند،احساس کرده ام. با این همه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند،نباید حرفی زد.

داستان من به کار تو نمی آید،از تو حرف بزنیم! به دنبال تو نام من است.چاپلین! با همین نام چهل سال،بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند من گریستم.

ژرالدین! در دنیایی که تو زندگی می کنی،تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب،هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می آیی،آن تحسین کننده گان ثروتمند را یکسره فراموش کن . اما حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند بپرس...و اگر آبستن بود وپولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام فقط این نوع خرج های تو را بی چون و چرا قبول کند اما برای خرج های دیگرت باید صورت حسابی بفرستی.

گاه به گاه با اتوبوس، با مترو شهررا بگرد، مردم را نگاه کن، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن و دست کم روزی یکباربا خود بگو:من هم یکی از آنان هستم!تو یکی از آنها هستی دخترم نه بیشتر!

هنر پیش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را میشکند. وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه خود را برتر از تماشاگران رقص خویش بدانی همان لحظه صحنه را ترک کن و با اولین تاکسی خود را به حومه شهر پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم،از قرنها پیش آنجا گهواره بهاری کولیان بوده است.در آنجا رقاصه هایی مثل خودت خواهی دید،زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو! آنجا از نور افکن های تئاتر شانزه لیزه خبری نیست.

نور افکن کولیان تنها نور ماه است!

نگاه کن! خوب نگاه کن! آیا بهتر از تو نمی رقصند؟ اعتراف کن دخترم! همیشه کسی هست که بهتر از تو باشد؛ و این را بدان که در خانواده چاپلین هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا گدای کنار رود سن ناسزایی بدهد!

من خواهم مرد، و تو خواهی زیست. امید من آنست که تو هرگز در فقر زندگی نکنی، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم،هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر؛اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی، با خودت بگو: سومین سکه مال من نیست ،این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جستوجویی لازم نیست ،این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت.

اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم،برای آنست که از نیروی افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم.من زمانی دراز در سیرک زیسته ام؛ همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند،نگران بوده ام.

اما این حقیقت را با تو بگویم دخترم: مردمان بر روی زمین . استوار، بیش از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند. شاید که شبی، درخشش گرانبهاترین الماس این جهان ترا بفریبد،آن شب این الماس ریسمان نا استواری خواهد بود که به حتم از آن سقوط خواهی کرد!آن روز تو بند باز ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند! دل به زر و زیور نبند،زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه، این الماس برای همه می درخشد.

.....اما اگر روزی دل به چهره مردی بستی، با او یکدل باش،به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد.

او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی،شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است ،این را می دانم. به روی صحنه، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند. به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت.

اما هیچ چیز و هیچ کس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند.

برهنگی، بیماری عصر ماست،و من پیر مردم شاید حرفهای خنده دار می زنم.

اما به گمان من ،تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری.

بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد.مال دوران پوشیدگی . نترس این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....

به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره ی لختی ها می شود!می دانم که پدران و فرزندان همیشه جنگی جاودانی با یکدیگر دارند.با من با اندیشه های من جنگ کن دخترم؛من از کودکان مطیع خوشم نمی آید با ین همه پیش از آنکه اشک های من این نامه را تر کند،می خواهم یک امید به خودم بدهم؛امشب شب نوئل است، شب معجزه؛امیدوارم معجزه ای رخ دهد تا آنچه من براستی می خواستم بگویم دریافته باشی.

چارلی دیگر پیر شده است.

ژرالدین ! دیر یا زود باید جامه های نمایش،روزی هم جامه عزا بپوشی و بر سر مزار من بیایی. حاضر به زحمت تو نیستم ،تنها گاهگاهی چهره ی خود را در آیینه نگاه کن، آنجا مرا نیز خواهی دید! خون من در رگ های توست.

امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگ های من می خشکد،چارلی را ، پدرت را فراموش نکنی،من فرشته نبودم،اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم آدمی باشم!تو نیز تلاش کن

 

بدون شرح...؟

 

 حاج آقا و احکام شرعی بانوان!!!

 

این هم شناسنامه یک مرد موفق در زندگی؟

 

 اینم یه عکس جالب واسه جوونا...؟ 

+ نوشته شده توسط ناشناس در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 17:55 |

<<فال روزانه بیست و یکم دی ماه 87>> 

 متولدین فروردین : مسائل مالی امروز دارای اهمیت زیادی است. اما خودتان را درگیر جزئیات نكنید. مراقب باش كه بعضی بی باكی ها و جسارتهای كودكانه میتواند تو را آسیب پذیر كند سعی كن از این مسائل فاصله گرفته و در پرتو یك برنامه ریزی درست موفقیت را برای خود تضمین كنی. تنها با زور نمیتوان این مشكل را حل و فصل كرد سرو صدا و آشوب یا آشفتگی هم كار ساز نمیتواند بود تنها فكری روشن و تدبیری كار آمد می خواهد كه به وسیله ی آن بتوان این مشكل را از سر راه برداشت.


 
متولدین اردیبهشت : به خاطر داشته باشید که همه چیز در زندگی به همکاری کمک و حس نسبت به دیگران بستگی دارد بنابراین امروز افراط نکنید. البته باید به اهداف خودتان به خوبی فکر کنید اما به خاطر داشته باشید که دیگران هم نهایت سعی خودشان را می کنند هر چند اگر ایده های آنها به خوبی مال شما نباشد.



 
متولدین خرداد : سعی كنید به دل یك نفر راه پیدا كنید، اما این كار را به زور انجام ندهید. شما دیدی حقیقی به مسائل دارید كه به نفع شما می باشد. آرامش شما در انجام كارها به شخصی نشان می دهد كه شما هم می توانید از رویا بیرون بیایید.باید زندگی اجتماعی خود را به گونه ای تنظیم كنی كه به زندگی شخصی و فردی تو آسیبی نرساند به هر حال موفقیت تو در گرو ایجاد تعادل بین این دو كانون است نه قربانی كردن یكی به نفع دیگری.



 
متولدین تیر : امروز یکی از دوستان تان به کمک شما نیاز دارد،بنابراین سعی کنید زمانی را برای آنها قرار دهید.آن ها برای شما ارزش قائل اند.اما احتیاجی هم به هم دلی ندارند.امروز می توانید برای آینده برنامه ریزی کنید.مخصوصاً اگر برنامه ریزی برای سفر یا تحصیل باشد. وضعیت زائل تو در حال بهبودی است این عارضه ی بیماری به زودی از بین خواهد رفت كمی مراقبت و تحمل تو را برای همیشه بیمه خواهد كرد روحیه ی خود را تقویت كن.



 
متولدین مرداد : از همراهی فامیل و دیگر مردمی كه به آنها نزدیك هستید احساس لذت ببرید. امروز شما حالت مهمان نوازی دارید و می توانید از دعوت كردن كسی برای شام لذت ببرید اگر افكار شما متوجه طراحی داخلی شده، می خواهید كه هر چه سریع تر افكار خودتان را به مرحله اجرا بگذارید. پیروزی دور از دسترس تو نیست بنابر این نباید نومید بود و به زمین و زمان كفر گفت اگر از تمام امكانات و توانایی خود بهره برداری كنی حتما موفق خواهی شد.



 
متولدین شهریور : هر چقدر تلاش می کنید تا نظر یک نفر را عوض کنید کاملاً بی فایده است.بهتر است صبر کنید تا خودشان بفهمند شما درست می گویید.پافشاری شما تنها وقت تلف کردن است.امروز پیشنهاد خوبی میرسد كه میتوان در مورد آن تصمیم مقتضی را گرفت تو در آرزوی چیزی هستی كه به این سادگی به دست نخواهد آمد باید برای كسب آن زحمت زیادی كشید و بسیار حوصله داشت.



 
متولدین مهر : امروز توجه خود را معطوف به امور مالی کنید،به خصوص اگر می خواهید که پولتان سودی به شما برساند و شما می توانید در آینده تعادلی در حساب های بانکی تان پیدا کنید.با مردم صحبت کنید وببینید که کدام یک تجربه ای را که شما نیاز دارید،دارند و با دقت به آنها گوش کنید.اگر از این که توانایی پول خرج کردن را دارید خوشحالید،از خریدن اشیاء ویا چیزهایی که در طی سال ها به ارزش آنها افزوده می شود،لذت خواهید برد.

 


 
متولدین آبان : امروز همسرتان نیاز به توجه بیشتری دارد اما از آنجایی که ماه در علامت خود شما قرار دارد،شما تمایل ندارید مدارا کنید.در عوض ،تصمیم دارید بدون توجه به دیگران هر چیزی را که می خواهید بیان کنید.تنها چیزی که متوجه می شوند این است که شما فعلاً صبور نیستید.سعی کنید در این زمینه افراط نکنید.



 
متولدین آذر : امروز ستاره ها نشان می دهند كه تمام علائم وجود دارند كه كار یا برنامه ای كه خیلی به آن با تمام وجود علاقه مندید را به پیش ببرید. نیت شما این است كه آنچه از دستتان بر می آید در این مورد انجام دهید و این موفقیت شما را در نتایچ تضمین می كند. ممكن است تعجب كنید از این كه چقدر مصمم هستید در حال حاضر و بمحض این كه قدم اول را شروع كنید دیگر چیزی جلودار شما نخواهد بود. یادتان نرود كه تغذیه صحیح داشته باشید و استراحت كنید حتی اگر احساس آنرا ندارید.
 


 
متولدین دی : امروز همه دور هم جمع هستند ولی علی رغم این جمع دوستان شما باز هم مایلید كه كارها را به روش خودتان انجام دهید. البته كه شما می توانید هر كاری را به تنهایی انجام دهید ولی آیا احساس تنهایی نمی كنید؟ ریسكی نكنید كه وضعیت را ناهنجار و ناخشنود سازد. برای جلب مشاركت دیگران در درجه ی اول باید به نیازها و تمایلات آنها پی برد و سلیقه ی هر كدام را شناخت ودر یك برنامه ی مشترك هر كدام از آنها را به یاری فرا خواند.



 
متولدین بهمن : لازم است امروز به موضوعات کاری توجه بیشتری داشته باشید و باید تا حد امکان منظم باشید تا بتوانید در زمان محدودی که در اختیار دارید به همه کارهایتان برسید و اگر برای امروز از قبل برنامه ریزی کنید این کار باعث می شود که از همان ابتدای کار موفق باشید اما لازم است که حواستان را جمع کنید تا در وسط راه نیروی خود را از دست ندهید.
 


 
متولدین اسفند : در ذهنتان ممکن است از خوشی بال در آورده باشید اما به خاطر داشته باشید پاهایتان را محکم روی زمین حفظ کنید یک لحظه کم شدن تمرکز می تواند به معنای یک مطالبه پرخرج روی بیمه ماشین شما باشد. حواستان را پرت نکنید تا سالم به خانه برسید. همسر از تو انتظار كلامی شیرین و حرفی دلنشین داردبعضی از انتقادها و ایرادها را باید به اوقات دیگری سپرد و در عوض فرصت را برای دوست داشتن غنیمت شمرد.

+ نوشته شده توسط ناشناس در شنبه بیست و یکم دی 1387 و ساعت 17:52 |

چشم و مغز ...

سلام

ببخشید خیلی دیر به دیر وبلاگم به روزمیشه! دیگه چیکار میشه کرد...

اول از همه آدرس یه پست رو از وبلاگ آقا روح الله خبازی براتون لینک کنم. خیلی مکالمه ی زیبایی بود و حیفم اومد اون دسته از مخاطبینم که به وبلاگ آقا روح الله سر نمیزنن نخوننش! اول می خواستم در قالب یه پست جدید بذارم ولی خوب دیدم بهتره خودتون برین و بخونین و برا خود آقا روح الله نظر بدین

 خدایا نذار بزرگ شم 


خوب برای تنوع و عوض کردن آب و هوای وبلاگ این عکسارو براتون گذاشتم. سعی کنید به دستورالعمل های هر عکس عمل کنید

۱- توی این دو تا عکس به وسط عکس نگاه کنید و سرتون رو عقب و جلو ببرید

۲- چشمهایتان را روی عکس بچرخانید...

۳- چشمهایتان را روی عکس جابجا کنید... چه اتفاقی می افتد؟

۴- توی عکس زیر نشانگر ماوس رو در وسط عکس قرار داده و به آرامی بالا و پایین ببرید...

چه می بینید؟ موج زیبایی که بین گلها ایجاد میشه رو می بینید؟

۵- با نگاه کردن به علامت مثبت و جلو و عقب بردن سر از مانیتور چه می بینید؟

۶-برای چند لحظه به نقطه ی سیاه وسط تصویر خیره شوید...

خواهید دید که لکه های رنگی اطراف آن ناپدید می شوند

۷- چشم هایتان را روی عکس بچرخانید...

---------------------------------------------------------------------------------

تحت المتن ۱: تبریک میگم شما نرمش خوبی به چشمها و گردنتان دادید!

تحت المتن ۲: نظر یادتون نره

+ نوشته شده توسط ناشناس در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 20:0 |

اس ام اس

 

 

هزار تا رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق

 

سهم من خانه‌اي اجاره‌اي در قلب توست! و هر روز ... ترس از ريختن وسايلم در كوچه‌ها

 

 

دل من نرمتر از جنس حرير، دلم از جنس بلور، گر تو را قصد شكستن باشد، سنگ بي انصافيست ، يك تلنگر كافيست

 

 

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه میشه همه جا رو دید, دریا گفت: این پایین از اون بالا خیلی بهتره چون فقط تو رو میشه دید.

 

 

یکی می پرسد: “اندوه تو چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟” برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست

 

 

اس ام اس خنده دار. اس ام اس سرکاری. اس ام اس باحال. اس ام اس جدید. اس ام  اس روز. اس ام ا اس ام اس نیمه شعبان
اس ام اس خنده دار. اس ام اس سرکاری. اس ام اس باحال. اس ام اس جدید. اس ام  اس روز. اس ام اس ناب. زيبا ترين اس ام اس ها/ sms jaded . sms sarekari . sms toop
س ضایع کننده. ضایع ترین اس ام اس ها/
sms jaded . sms sarekari . sms toop

با ادامه مطلب همراه باشید


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط ناشناس در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 19:56 |

محرم آمد ...

السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

 

عالم همه خاک کربلا بایدمان         پیوسته به لب خدا خدا بایدمان

تا پاک شود زمین ز ابنای یزید        همواره حسین مقتدا باید مان

چشم به هم میذاریم یک سال میگذره و دوباره محرم میاد . هرسال توی هر مجلس عزاداری امام حسین که میریم ، شب آخر که میشه میگن معلوم نیست محرم سال دیگه زنده باشیم یا نباشیم... ممکنه امسال آخرین محرم عمر ما باشه... همه هم با شنیدن این جملات زار زار گریه می کنن ولی ...

چرا وقتی دهه ی اول محرم تموم میشه و کم کم از مجالس عزای امام حسین(ع) دور می شیم یادمون میره برای چی برا حسین(ع) گریه می کردیم؟ چرا فکر میکنیم حسینی بودن یعنی این که فقط باید هرجا عزاداری امام حسین (ع) بود گریه کرد؟ نمیگم گریه برای امام حسین (ع) خوب نیست. خود این اشک صفای دل میاره ولی هدف از ذکر مصیبت امام چیز دیگریه ... چرا گفته شده : " کلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربَلا " ؟

بهتره کمی تأمل کنیم...

تحت المتن 1: امسال دهه ی اول محرم با ایام امتحانات تداخل پیدا کرده ولی شکر خدا من وقت کافی برای اینکه بتونم این مطلب رو پیگیری کنم دارم.

تحت المتن 2: برای مردم غزه دعا کنیم... دعامون هم می تونه ظهور آقا امام زمان (عج) باشه....

تحت المتن 3: قالب وبلاگم رو هم ویژه ی محرم گذاشته ام... یه پیشنهاد دارم. اگه شما هم دوست داشتین وبلاگهایتان را در عزای پسر فاطمه سیاه پوش کنید. میتونین به سایتی که من ازش قالبم رو برداشتم مراجعه کنین...

التماس دعا

+ نوشته شده توسط ناشناس در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 19:46 |

فرهنگ عاشورا و کربلا 1

 

در مزرع عشق تا قد افراشت حسین                     هفتاد و دو گل به کربـلا کاشت حسـین
بی نظم جـهان بود و پی تنظـیمــش                      منظومه ی عشق رابه پاداشت حسین

اَلسَّلامُ عَلیَ الحُسَین (ع) وعَلی عَلیِّ ابنِ الحُسَین (ع) وَ عَلی اَولادِ الحُسَین (ع) وعَلی اَصحابِ الحُسَین(ع) وَ رَحمَة الله وَ بَرَکاتُه

توی پست قبلی قسمتی از مقدمه ی کتاب : کربلا مبارزه با پوچی ها" رو برای علاقه مندان گذاشته بودم و انشاء الله می خوام توی این پست بنا به قولی که داده بودم ، ادامه بحث رو براتون بذارم... البته عزیزانی که دوست داشته باشن کل کتاب رو مطالعه کنن می تونن فایل doc متن کتاب رو دانلود کرده و بهره ی بیشتری ببرن ... ( برای دانلود کتاب به پست قبلی مراجعه نمایید)

----------------------------------------------------------------------------------------------

تحت المتن 1: دعا برای فرج امام زمان (عج)...

تحت المتن 2: اعلام آمادگی برای هرگونه امر مقام معظم رهبری در خصوص غزه : با ارسال نام کامل خود از طریق پیام کوتاه به شماره ی 30007851

+ نوشته شده توسط ناشناس در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 19:45 |
به او بگوييد دوستش دارم با صددوستش دارم با صدايي آهسته
آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم

با صدايي بلند بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم
با هيچ صدايي چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند
پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم....

+ نوشته شده توسط ناشناس در سه شنبه دهم دی 1387 و ساعت 20:9 |


Powered By
BLOGFA.COM