![]() |
![]() |
|
| زندگی |
![]() |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 22:5 توسط ناشناس |
|
|
أَفَمَنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَى تَقْوَى مِنَ اللّهِ وَرِضْوَانٍ خَيْرٌ أَم مَّنْ أَسَّسَ بُنْيَانَهُ عَلَىَ شَفَا جُرُفٍ هَارٍ فَانْهَارَ بِهِ فِي نَارِ جَهَنَّمَ وَاللّهُ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ (108) لاَ يَزَالُ بُنْيَانُهُمُ الَّذِي بَنَوْاْ رِيبَةً فِي قُلُوبِهِمْ إِلاَّ أَن تَقَطَّعَ قُلُوبُهُمْ وَاللّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌ (109) آدرس برجهاي دوقلو: New York City, No. 108/109 JORF HARR Street حالا به اين نکات توجه کنيد : - در آيات مورد نظر عبارت "جرف هار" به کار رفته که نام خيابان برجهاي دوقلو “Jorf Harr” است. ترجمه مطلب از حقير: به صورت خلاصه گفته كه ميگويند قرآن حادثه يازده سپتامبر رو پيش بيني كرده و من ميخواهم بررسي كنم كه آيا واقعا خياباني به اين نام وجود دارد در نيويورك يا نه ؟ من ميخواهم بدانم كه اصلا چرا شهرداي نيويورك اسم اين خيابان را جرف هار گذاشته ، چون اين نام براي من خيلي عجيب هست يکم : مسلما در اينکه خداوند متعال به تمامي حوادث عالم از ابتداي خلقت تا پايان آن علم کامل دارد هيچگونه جاي شک و ترديدي نيست اما اين که توقع داشته باشيم که هر حادثه اي هر چند مهم که در جهان اتفاق مي افتد در مرتبه ظاهر قرآن آمده باشد، به هيچ وجه با فلسفه قرآن و هدف از نزول آن سازگار نيست. زيرا هدف از نزول قرآن، هدايت، تربيت و تکامل انسان است و در اين راه اين کتاب ارزشمند الهي از هر آنچه که براي نيل به سعادت فردي و اجتماعي بشر در دو جهان لازم است، فرو گذار نکرده است (ما فرطنا في الکتاب من شيء» (انعام، آيه 38). دوم : اين که انتظار داشته باشيم که تمامي حوادث جهان از ابتداي خلقت تا پايان جهان در قرآن آمده باشد و قرآن حوادث مربوط به آينده را پيش گويي کرده باشد به هيچ وجه با آنچه ما از ظواهر قرآن مي يابيم تناسب ندارد بلکه چه بسا برخلاف فلسفه و کار ويژه آن باشد، بله در قرآن کريم در مواردي که اصل هدايت انسانها و يا اعجاز قرآن اقتضا مي نموده، سرگذشت هاي آموزنده از زندگي ملت هاي پيشين و پيامبران آنان آورده و يا اين که برخي موضوعات نظير پيروزي لشکر روميان در مقابل امپراطوري ايران (در سال هاي اوليه ظهور اسلام) را پيش بيني کرده است، ولي همانگونه که گذشت به هيچ وجه انتظار تبيين تمامي حوادث را نمي توان از قرآن داشت. سوم : هر چند قرآن کريم از بيان تمام جزئيات حوادث زندگي بشري در آينده امتناع ورزيده، اما در راستاي اهداف خويش يعني هدايت، تربيت و تأمين سعادت دنيوي انسانها، به تبيين خطوط اساسي زندگي بشر براساس سنت هاي ثابت و غير قابل تغيير الهي پرداخته است؛ سنت هايي که از ابتداي حيات بشر همواره ترسيم کننده سرنوشت آن بوده و تا قيامت نيز ادامه خواهد داشت. www.tebyan.net |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 12:55 توسط ناشناس |
|
|
در چهارده قرن اخیر نوشته های بی شمار ادبی شامل كتاب، مقاله، گزارش های پژوهشی درباره كیفیت معجزه آسای قرآن به رشته تحریر در آمده است. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه هفدهم شهریور 1390ساعت 12:38 توسط ناشناس |
|
|
X
اینک در جهان من کلمه خاموش است..و عین سکوت در اندیشه هایم جاری است..عین موسیقی در سکوت در اندیشه های زنی که ابلهش مینامند . دیشب با خودم حرفم شد.. خودم را دیدیم که مثل ابلهی خسته و رنجور در خیابانهای این جهان راه افتاده ام و تمام دیوارهای جهان خیس است... در سکوت دست میکشیدم و میگریستم...هیچکس انجا نبود.و همین نبودن جهان را برای سکوت و گریه کردنم اماده تر میکرد.عین لحظه ای که در خانه کسی نیست و ما در برابر خودمان یا اینه می ایستیم و برای یک بهانه بی دلیل گریه میکنیم... ناگهان چیزی را در خودم یافتم..یافتم که به خاطر از دست دادن امروز نیست که میترسیم..بلکه به خاطر از دست دادن اینده است که هراس داریم..اینده ای که سرشار از خاطرات گم شده است و نیامده است.. در راه که میامدم ناگهان در تاریکی راه فهمیدم که ما در تنهایی هولناکی زندگی میکنیم...لحظاتی بعد دستی شانه ام را تکان داد.کسی بود که نمی شناختم..ارام گفت:با خودت زمزمه بزرگی داری.به انچه میگویی ایمان داشته باش. در لحظاتی که عمیق ترین تنهایی را تجربه میکنی به این بیندیش که در راهی که امدی و تنها نبودی این تو نیستی که کوچک شده ای..اگرچه تنهایی اما بزرگی روحت همیشه با تو خواهد بود... گیج شده بودم..پر از سرزنش بودم و ناامیدی...با خودم گفتم دردی که در دلم دارم باید بپذیرمش..انوقت شاید دیگر انقدر سرافکنده نباشم. سرم فریاد کشید گفت:به سوی خودت بروانگاه عشق نجات خواهد یافت.بعد از شکست در هر چیزی باید رفت..فقط باید رفت..هرکس به سوی خودش...بسیاری از ما میخواهیم خودخواهی هایمان را در عشق نجات دهیم نه خود عشق را.. به سوی خودم رفتم...چند روزی است که در خودم هستم ...شاید روزی که بیرون امدم دیکر تنم درد نکند...همین |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم تیر 1390ساعت 12:33 توسط ناشناس |
|
|
راههايي براي بدست آوردن آرامش در هر شرايطي
بعضي مواقع پيش مي آيد كه مرتب اين طرف و آن طرف مي دويد حتي بيست دقيقه وقت براي تمدد اعصاب زمان نداريد. شايد قرار يك مصاحبه شغلي بسيار مهم داشته باشيد، يا مي خواهيد نمايشگاه برگزار كنيد، يا هر موقعيت ديگري كه فشار رواني زيادي بر شما وارد مي كند را بگذرانيد. در اين وضعيت احتمالاً به دنبال راهي مي گرديد تا بتوانيد بر اعصاب خود مسلط شويد و مسئوليت هاي خود را به نحو احسن انجام دهيد. بنابراين سعي شده است در ابن مقاله در مورد راههايي براي ايجاد آرمش روحي بحث مي كنيم كه قبلاً توسط متخصصين امر به كار گرفته شده و موفق بوده است. ديد پيراموني به ديوار مقابل خود و به نقطه اي كه درست مقابل شماست نگاه كنيد. اين كار را ادامه دهيد و كمي تمركز كنيد. بعد از كمي متوجه مي شويد همانطور كه شما روي اين نقطه تمركز كرده ايد بقيه اتاق كمي تيره يا مبهم مي شود كه به آن اصطلاحاً ديد تونلي مي گويند. ما از اين ديد تونلي براي تماشاي تلويزيون يا استفاده از كامپيوتر استفاده مي كنيم. وقتي كه به صفحه نمايش تلويزيون يا كامپيوتر نگاه مي كنيد فقط آن صفحه نمايش را مي بينيد. حتي وقتي كه با كسي صحبت مي كند و روي صحبت خود تمركز داريد فقط چشمها يا قسمتي از صورت طرف مقابل را مي بينيد و بقيه صورت را ناديده مي گيريد. اين نگاه تونلي كه سبب تمركز ما بر يك چيز خاص مي شود همراه با نگراني، افزايش آدرنالين، استرس و ... همراه است. اما راهي ديگر هم براي نگاه كردن به چيزهاي اطراف وجود دارد. كه بهتر است آن را اكنون تجربه كنيد. نگاه خود را روي آن نقطه نگه داريد و شروع به گسترش دامنه ديد خود بكنيد و سعي كنيد بيشتر و بيشتر به آنچه در اطراف آن نقطه وجود دارد توجه كنيد، به زودي مي توانيد چيزهايي را در اطراف خود ببينيد.حتي مي توانيد دامنه ديد را به پشت سر خود هم گسترش دهيد. البته منظور اين نيست كه مرتب برگرديد و به پشت سر خود نگاه كنيد اما مي توانيد از شنوايي خود براي آگاهي از آنچه در پشت سر شماست استفاده كنيد. اين نوع نگاه كردن را ديد پيراموني مي ناميم. حال اگر سعي كنيد ديد پيرامموني را در خود تقويت كنيد متوجه مي شويد كه نفس هاي شما آرام تر و عميق تر مي شوند، عضلات صورت شما شل مي شود (بخصوص عضلات فك) و حتي مي توانيد به اطرافيان خود كه در شرايط استرس به سر مي برند احساس آرامش بدهيد. جالب اينجاست كه به نظر مي رسد وقتي شما به حالت ديد پيراموني فرو مي رويد (مانند آنجه در بالا توضيح داده شد)، اعصاب پاراسمپاتيك شما فعال مي شود. اين قسمتي از اعصاب شماست كه سبب آرامش مي شود و سبب تعادل تحريكات مي شود. بسيار خوب اكنون به چشمان خود اجازه دهيد به حالت عادي برگردد. ديد پيراموني در سخنراني در يك جمع عمومي به شما كمك مي كند. اين روش نه تنها به شما آرمش مي دهد بلكه مي توانيد كل شنوندگان را ببينيد و تحركات و عكس العمل هاي آنها را زير نظر داشته باشيد. روي تنفس خود تمركز كنيد. فقط چشمهاي خود را ببنديد و بر تنفس خود تمركز كنيد. به هيچ وجه سعي نكنيد در ريتم تنفس خود تأثير بگذاريد. هر چند احتمالاً بعد از مدتي تنفس شما به حالت عادي باز مي گردد. تنفس يك امر ناخودآگاه است اما شما مي توانيد آنرا به صورت ارادي كنترل كنيد. توجه كردن به يك كار ناخودآگاه مانند تنفس مي تواند سبب ايجاد تغيير در عملكرد اعضاي بدن شود. تمركز اينكه شما به كدام قسمت از بدن خود توجه داشته باشيد در احساسات شما تأثيرگذار است. و حتي مي تواند بر قدرت شما تأثير بگذارد. اين پديده را سالها قبل كساني كه در سنت هاي خود اعمال يوگا را اجرا مي كردند كشف كرده بودند. تمام توجه خود را به چند سانتي متر زير ناف خود و در مركز بدن بين شكم و پشت معطوف نماييد. يعني درست مركز بدن در همين حالت مستقيماً به جلو نگاه كنيد و به ديد پيراموني فرو رويد. به بدن خود اجازه دهيد شل و آرام باشد. و مطمئن باشيد زانوهاي شما قفل نشده است شما مي توانيد اين تمركز را در نقطه مركزي بدن در هر شرايط مكاني و زماني داشته باشيد. و در اين حالت بدن شما نمي تواند احساس تشويش را تجربه كند. يك هاله انرژي بسازيد. تصور كنيد هاله اي از انرژي از مركز بدن شما آغاز شده و شما را احاطه كرده است درست مانند فيلم هاي علمي تخيلي با اين تفاوت كه اين هاله را نمي بينيد هر چيز تنش زا و تشويش زا كه به اين هاله برخورد كند به بيرون پرتاب مي شود و شما مي مانيد و آرامش داخل اين هاله و هر چه اطراف شما استرس بيشتر شود و داخل هاله يعني درون شما آرامش بيشتري حكمفرماست. من نمي گويم در اطراف شما واقعاً هاله اي از انرژي تشكيل مي شود ولي حقيقت اين است ذهن ناخودآگاه انسان فرق بين واقعيت و تخيل را تشخيص نمي دهد. بنابراين اگر خود را در حفاظي در برابر تشويش فرض كنيد واقعاً اين گونه خواهد شد. بالاي سر خود شناور شويد. بعضي مواقع در شرايط فوق العاده هيجاني بهترين راه جدا شدن از خود است! اين روش به شما كمك مي كند تا آرامتر شويد و چيزهايي را از جهت ديگر ببينيد. يك راه جالب اين است كه در بالاي سر خود به حالت معلق در آييد به طوريكه بتوانيد از بالا به خود نگاه كنيد. اكنون اين روش را امتحان كنيد. تصور كنيد در بالاي سر خود در حال پرواز هستيد و مرتب بالاتر مي رويد از بالا به جسم خود نگاه كنيد. تا اينكه به ارتفاعي مي رسيد كه كاملاً احساس آرامش مي كنيد. متوجه خواهيد شد كه هر چه بالاتر مي رويد. احساس مي كنيد بيشتر از خود جدا شده ايد. شما مي توانيد خاطرات و تصورات خود را در اين روش دخالت دهيد حتي مي توانيد در تصورات خود همراه با ديگران در بالاي سر خود پرواز كنيد. عكس العمل ديگران را نسبت به خود و عكس العمل خود را نسبت به ديگران مشاهده كنيد. اين چند روش ساده و كاربردي بسيار كارآمد هستند. ولي ميزان تاثير آن به مهارت و تمرين شخص اجرا كننده آن بستگي دارد. ترجمه و تنظيم: علي يزدي مقدم www.yadbegir.com |
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم اردیبهشت 1390ساعت 11:15 توسط ناشناس |
|
|
شیطان شما را به فقر و تهی دستی فرا میخواند و شما را به فحشا و بری امر میکند اما خداوند شما را به آمرزش و فزونی در روزی وعده میدهد و خداوند قدرتش وسیع و داناست(سوره بقره آیه۲۶۸)
هشدار در مورد فرقه های جدید شیطان پرستی: شلوار های گشاد.لباس های رنگی جلف.انگشتر های خاص تیغ دار دستبند های عجیب گردنبند های اسکلتی با موههای بلند یا سر طاس نشانه های ویژه ای گروههای همسو با شیطان است ---------------------------------------------------------------------------------------------------------- شيطان پرستي جديد : مي گويند بذر شيطان پرستي جديد در قرون 15 و 16 ميلادي در انگلستان پاشيده شد و در همان سرزمين بسيار رشد و نمو كرد . در حقيقت آنان براي بهره مندي از قدرت تاريكي و قدرت شيطان كه نهايتاً به پرستش شيطان انجاميد شيطان پرستي نوين را بنيان گذاري كردند . گفته مي شود در آن هنگام جادو گران بسياري در انگلستان مي زيستند . البته وجود اهالي باستاني آسياي ميانه و خاورميانه و نيز اهالي يونان باستان در آن هنگام در انگلستان و در بين گروه شيطان پرستان ثابت شده است چون در برخي محل هاي برگزاري مراسم شيطان پرستي و جادوگري نظير محل ستون هنج آثاري از تمدن ايران و يونان پيدا شده است و در كتب آنان كلمات عبري و يوناني و فارسي وجود دارد . البته هيچ كدام از اين زبان ها به صورت كنوني نمي باشند . شيطان پرستي جديد وجود خارجي براي شيطان قائل نمي باشد بلكه آنان ابراز مي دارند شيطان در طبيعت و در وجود هر انساني است و در باطن هر انساني شيطان سكونت دارد در نتيجه آنان در طي مراسم خود از شيطان باطني و حس اهريمني دروني خود دعوت به آشكار شدن مي نمايند و نشانه حلول اين قدرت اهريمني در آنان انجام اعمال جنسي به شديد ترين و خشن ترين طريق ممكن مي باشد . انجام عمل جنسي در حقيقت بخشي از پرستش آنان محسوب مي شود و آنان هر چه در جهان وجود دارد را مديون آلت تناسلي مي دانند . و عقيده دارند كه مي بايست كامل ترين لذات جسمي و جنسي را در اين دنيا ببرند و معتقد مي باشند در پس اين عالم دنياي ديگري است كه روح كساني كه لذت جسماني لازم را در اين دنيا نبرده اند دوباره به اين جهان باز ميگردد تا لذت جنسي خود را كامل كند . حتي در بين گروه هاي مختلف شيطان پرستي در طي انجام مراسم مايعي به نام آب مقدس بر روي حاضرين پاشيده مي شود كه محتواي اين مايع اسپرم و ادرار مي باشد . در شيطان پرستي جديد ديگر اعتقادي به قرباني كردن انسان وجود ندارد و اگر بعضاً شنيده مي شود كه گروهي شيطان پرست براي شيطان قرباني گذرانيده اند بدانيد كه آن گروه هنوز به شيطان پرستي قديم وفادار بوده و جز گروه شيطان پرستان قديم محسوب مي شوند . شيطان پرستي جديد آييني است داراي شباهت هايي به اومانيسم که انسان را برترين موجود مي داند و او را تنها در برابر خود مسئول مي داند: ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ كليساي شيطان و انجيل شيطان : اولين كليساي رسمي شيطان در تاريخ 30 آوريل 1966 توسط آنتوان شزاندر لاوي ( ( Szandor Lavey Anton در سانفرانسيسكو پايه گذاري شد و انجيل شيطان نيز توسط همين شخص نوشته شد و در تاريخ 1969 منتشر شد . انجيل شيطانی کتابي است که شيطان پرستان از آن برای عبادت و دعاهای خود و همچنين استفاده در مراسم خود استفاده ميکنند . اين کتاب شامل کلمات عبری و یونانی و انگلیسی است که برخی از اين کلمات هنوز معنی دقيق آن کشف نشده است اما چيزی که ميتوان فهميد اسامی شيطان و دعوت از او برای قدرت دادن به شيطان پرستان است. در اين کتاب بسياری از دعاهای آن بر خلاف دعاهای مسيحيت و انجيل است و همچنين بسياری از شعائر آن برای قدر نهادن به عظمت و قدرت شيطان به عنوان قدرت مطلق است. --------------------------------------------------------------------------------------------------------- آنتوان شزاندر لاوي كه بود ؟ آنتوان لاوي در 11 آوريل 1930 در شهر شيكاگو متولد شد چندي بعد همراه خانواده اش به سانفرانسيسكو رفت و تا زمان مرگش در همانجا ساكن بود . شخصيتي بسيار ناسازگار و ناهموار داشت . در 17 سالگي مدرسه را ترك كرد و در سيركي مشغول به كار شد پس از آن به موسيقي روي آورد و موفقيت هاي چشمگيري در اين زمينه به دست آورد . در سال 1950 در دايره جنايي پليس آمريكا به عنوان عكاس جنايي مشغول به كار شد . اين حرفه در روحيه وي تاثير بسياري داشت . سال 1952 با كارول لنسيگ ( Carole Lansing ) ازدواج كرد . نتيجه اين ازدواج كلارا لاوي بود . اما چندي بعد دل در گرو مهر زني به نام داين هگارتي داده و عاشق و دلباخته او شد پس در سال 1960 از همسر خود جدا شده و هر چند با داين هگارتي ازدواج نكرد اما روابط نامشروع او با اين زن به تولد دومين دختر او در سال 1964 انجاميد . لاوي در شب هاي جمعه محفلي تشكيل داده بود به نام دايره اسرار آميز و به سخنراني هاي سري خود در باره نيروهاي اهريمني مي پرداخت در همين محفل نيز شخصي به وي پيشنهاد تاسيس آئيني جديد را داد و در پي آن در يكي از اين مجالس در 30 آوريل1966 لاوي با سري تراشيده در جمع حاضر شده و خود را بنيان گذار كليساي شيطان معرفي كرد .در سال 1969 نيز كتاب انجيل شيطان او چاپ شد و در سال 1972 نيز كتاب " آئين شيطان پرستي " وي منتشر شد . كه در آن به جزئيات آئين و رسوم شيطان پرستي از جمله مراسم عشاء شيطاني با نام Black Mass پرداخته بود . در اواسط سال 1980 از داين هگارتي نيز جدا شده و آخرين معشوقه وي بلانچ بارتون (Blanche Barton ) بود كه نتيجه روابط آنان تنها پسر لاوي سيتن سركيس كرنكي لاويSatan Xerxes Carnacki Lavey مي باشد . در تاريخ 29 اكتبر 1997 در بيمارستان سنت ماري سانفرانسيسكو بر اثر تورم ريه درگذشت . در تدفين شيطاني او جسدش سوزانده شد خاكسترش نيز دفن نشد بلكه با اين فرض كه قدرتي فوق العاده دارد بين وارثانش تقسيم شد تا در آئين شيطان پرستي مورد استفاده قرار گيرد . -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- پنتاگــرام درQ شیطان پرستـی --------------------------------------------------------------------------------------------------------- سمبل هـا و نمادهـا شیطان پرستان دارای سمبل ها و نشانه هایی هستند که حتما همه ما بعضی از آنها را بروی تی شرت ها، زیورآلات و بدلیجات، کمربند، دستبند، بازوبند، کلاه و ... دیده ایم، بد نیست تا معانی برخی از این علائم را بدانیم: " اهریمن ، ستاره صبح , پسر صبح و ..." -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- مراحل گوناگون مراسم شیطان پرستی : 3 مرحله مهم درمراسم : 1- کسب قدرت تاریکی برای پرستش شیطان 2- به دست آوردن نیروهای نهفته در تاریکی 3- کسب قدرتی درونی و بی پایان ( انرژی عظیمی که توان ارتقا بخشیدان روح را به ما می بخشد و کمبود هایش را با قدرت این نیرو پر می سازد .) ---------------------------------------------------------------------------------------------
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم بهمن 1389ساعت 12:26 توسط ناشناس |
|
|
1 فروردين تا 10 فروردين - درخت زبان گنجشك (حساسيت) سرشار از جذابيت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه ديگران را به خود جلب كند. عاشق زندگي، فعاليت و حتي پيچيدگي ها است. مستقل، خوش سليقه، پراحساس، يار و هم صحبتي خوب است. كسي كه تمايل به عفو و گذشت ندارد. 11 فروردين تا 20 فروردين - درخت افرا (استقلال فكري) فردي معمولي نيست و سرشار از تصور و خلاقيت و ابتكار، خجالتي و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكي به نفس، به دنبال تجارب جديد و گاهي عصبي است اما حافظه و ذهني قوي دارد و به آساني ياد مي گيرد و هميشه مي خواهد اثري خوب روي ديگران داشته باشد. 21 فروردين تا 31 فروردين - درخت گردو (اشتياق و شور) نجيب و با ديد وسيع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازي او نامحدود است. فردي غيرقابل انعطاف، شريكي استثنائي اما بدقلق است. هميشه مورد علاقه نيست اما اغلب تمجيد و تحسين مي شود. مدير و باهوش، بسيار پر حرارت اما گاهي اوقات مغرور است. 1 ارديبهشت تا 14 ارديبهشت - درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات) جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد. 14 ارديبهشت تا 24 ارديبهشت - درخت شاه بلوط (درستكاري) هيكل و اندامي خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهي بالا، يك طراح و سياستمدار است. به راحتي آزرده خاطر مي شود. بسيار حساس، كوشا، گاهي اوقات برتر از ديگران عمل مي كند و گاهي در ارتباطات خود با سايرين سوء تفاهم برايش بوجود مي آيد. خانواده مدار و از لحاظ فيزيكي روي فرم است. 25 ارديبهشت تا 3 خرداد - درخت ون (بلندپروازي) فوق العاده جذاب، پرانرژي، خودجوش و پر مسئوليت است.انتقاد را دوست ندارد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمينان است. به پول اهمیت مي دهد. خواستار توجه از سوي ديگران است و به پشتوانه و حمايت احساسي نياز دارد. 4 خرداد تا 13 خرداد - درخت ممرز (خوش سليقگي) زيباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سليقه و فداكار است وزندگي را تا جايي كه ممكن باشد راحت مي گيرد. زندگي را به سوي منطق و انضباط سوق مي دهد. به دنبال مهرباني و تقدير از دوستان است. تصميم گيري براي او سخت است و فردي بسيار قابل اعتماد به شمار مي رود. 14خرداد تا 23 خرداد - درخت انجير (حساسيت) فردي مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقيض گويي و بحث متنفر است. زندگي و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حيوانات لذت ميبرد. اجتماعي و شوخ طبع است و دوست دارد كه بعد از ساعت هاي طولاني كار سخت استراحت كند و از استعداد هنري و هوش بالايي برخوردار است. 24 خرداد تا 4 تير - درخت سيب (عشق) فردي آرام، گاهي اوقات خجالتي، بسيار جذاب و دلربا با رفتاري مناسب و سنجيده، ماجراجو و بي باك، حساس و ... دوست دارد كه ديگران را دوست داشته باشد و سايرين هم او را دوست داشته باشند. با وفا، حساس و بسيار بخشنده و با استعداد. عاشق بچه ها است. 5 تير تا 15 تير - درخت صنوبر (رمز و راز ) فوق العاده با سليقه است و نمي تواند تنش و فشار عصبي را تحمل كند. زيبايي را دوست دارد. گاهي افسرده مي شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه دوست دارد نزديكان خود را حمايت و مراقبت كند با افراد غريبه هم به همان شكل رفتار ميكند. نسبتاً كم ادعا، سخت كوش، با استعداد، فداكار، دور از خودپسندي و فردي كه دوستان زيادي دارد و بسيار قابل اعتماد است. 16 تير تا 25 تير - درخت نارون (بزرگواري) قيافه و ظاهري خوب دارد و در پوشيدن لباس خوش سليقه است. تقاضا و خواسته هاي او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمي كند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمايي بشود اما نه اينكه از ديگران اطاعت كند. شريكي درستكار و با وفا و دوست دارد براي سايرين تصميم بگيرد. بزرگوار و نجيب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردي كارآمد است. 26 تير تا 4 مرداد - درخت سرو (اعتماد به نفس) فردي با توان و قدرت فوق العاده، كسي كه مي داند چطور خود را با شرايط مختلف در زندگي وفق بدهد.هدياي غير منتظره را دوست دارد و از سلامتي بدني برخوردار است. خجالتي نيست و اعتماد به نفس دارد. سخنراني برجسته، فردي مصمم و با اراده، كمي عجول و بي طاقت و دوست دارد كه ديگران را تحت تأثير قرار بدهد. با استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بين است و قادر است سريع تصميم بگيرد. 5 مرداد تا 13 مرداد - درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات) جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد. 14 مرداد تا 23 مرداد - درخت سدر (وفاداري) فردي قوي، عضلاني، انعطاف پذير، كسي كه آنچه زندگي به اجبار به او مي دهد مي پذيرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعي مي كند ساده و خوش بين باشد.دوست دارد از نظر مالي مستقل عمل كند. مهربان و عاطفي، از تنهائي متنفر، با وفا و گاهي اوقات هم به زودي عصباني مي شود. با احتياط، تحصيل علم و دانش و كمك به ديگران را دوست دارد. 24 مرداد تا 2 شهريور - درخت كاج (صلح و آشتي) عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهايي است كه به توافق منجر بشود. بايد در زندگي آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به ديگران است و تخيلي پويا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. هميشه ملاحظه ديگران را مي كند. با همه خيلي دوستانه رفتار مي كند. احساسات لطيفي دارد و به عاطفه و اطمينان خاطر نياز دارد. 3 شهريور تا 12 شهريور - درخت بيد مجنون (اندوه) فردي كه دوست دارد از فشارهاي روحي دور باشد. زندگي خانوادگي را دوست دارد و سرشار از اميد و رؤيا است. جذاب، بسيارمهربان، عاشق زيبايي، با استعداد زياد در موسيقي، عاشق سفر به نقاط غيرمعمول، خستگي ناپذير، غيرقابل پيش بيني، درستكار و فردي كه مي تواند تحت تأثير قرار بگيرد اما نه هنگامي كه در تنگنا باشد. حس ششم خوبي دارد و عاشق خنداندن ديگران است. 113 شهريور تا 22 شهريور - درخت ليمو ترش (شك و ترديد) با هوش و سخت كوش است و آنچه را زندگي به او مي دهد مي پذيرد. البته بعد از آنكه سعي مي كند شرايط بد را به خوب تغيير بدهد. از فشارهاي عصبي نفرت دارد. از مسافرت و تعطيلات كوتاه لذت ميبرد. ممكن است خشن به نظر بيايد اما واقعاً روحي لطيف دارد. هميشه آماده جانفشاني براي افراد خانواده و دوستان است. بسيار بااستعداد است اما براي استفاده و بهره بردن از آنها بايد زمان پيدا كند. خصلت رهبري بالايي دارد و فوق العاده وفادار است. 23 شهريور - درخت زيتون (عقل) عاشق مهرباني و رأفت، منطقي و متعادل است و از خشونت دوري مي كند. بردبار و شكيبا، با نشاط و سرزنده، آرام و عادل است و قلبي رئوف و مهربان دارد. از هرگونه بخل و حسادت دوري مي كند. عاشق مطالعه است و از معاشرت با افراد آگاه و فرهيخته لذت مي برد. 24 شهريور تا 3 مهر - درخت فندق (خارق العادگي) جذاب و گيرا، شوخ طبع، بسيار فهميده و فردي كه مي داند چطور روي ديگران تأثير ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعي فعال، مردمي و اغلب اوقات دمدمي مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعايت عدل و انصاف قاضي خوبي است . 4 مهر تا 13 مهر - درخت زبان گنجشك (حساسيت) سرشار از جذابيت، با نشاط و سرزنده است و دوست دارد توجه ديگران را به خود جلب كند. عاشق زندگي، فعاليت و حتي پيچيدگي ها است. مستقل، خوش سليقه، پراحساس،يار و هم صحبتي خوب است. كسي كه تمايل به عفو و گذشت ندارد. 14 مهر تا 23 مهر - درخت افرا (استقلال فكري) فردي معمولي نيست و سرشار از تصور و خلاقيت و ابتكار، خجالتي و تودار، بلندپرواز و مغرور است. متكي به نفس، به دنبال تجارب جديد و گاهي عصبي است اما حافظه و ذهني قوي دارد و به آساني ياد مي گيرد و هميشه ميخواهد اثري خوب روي ديگران داشته باشد. 24 مهر تا 11 آبان - درخت گردو (اشتياق و شور) نجيب و با ديد وسيع نسبت به جهان، خودجوش و بلندپروازي او نامحدود است. فردي غيرقابل انعطاف، شريكي استثنائي اما بدقلق است. هميشه مورد علاقه دیگران نيست اما اغلب تمجيد و تحسين مي شود. مدير و باهوش، بسيار پر حرارت اما گاهي اوقات مغرور است. 12 آبان تا 21 آبان - درخت شاه بلوط (درستكاري) هيكل و اندامي خارق العاده، پرابهت، حس عدالت خواهي بالا، يك طراح و سياستمدار است. به راحتي آزرده خاطر مي شود. بسيار حساس، كوشا، گاهي اوقات برتر از ديگران عمل مي كند و گاهي در ارتباطات خود با سايرين سوء تفاهم برايش بوجود مي آيد. خانواده مدار و از لحاظ فيزيكي روي فرم است. 22 آبان تا 1 آذر - درخت ون (بلند پروازي) فوق العاده جذاب، پرانرژي، خودجوش و پر مسئوليت است.انتقاد را دوست ندارد. جاه طلب، بلند پرواز، باهوش، مستعد و قابل اطمينان است. به پول اهيمت مي دهد. خواستار توجه از سوي ديگران است و به پشتوانه و حمايت احساسي نياز دارد. 2 آذر تا 11 آذر - درخت ممرز (خوش سليقگي) زيباست و به اوضاع و احوال و ظاهر خود توجه دارد. خوش سليقه و فداكار است وزندگي را تا جايي كه ممكن باشد راحت مي گيرد. زندگي را به سوي منطق و انضباط سوق مي دهد. به دنبال مهرباني و تقدير از دوستان است. تصميم گيري براي او سخت است و فردي بسيار قابل اعتماد به شمار مي رود. 12 آذر تا 21 آذر - درخت انجير (حساسيت) فردي مستقل، درستكار، با وفا كه از ضد و نقيض گويي و بحث متنفر است. زندگي و دوستانش را دوست دارد. از بچه ها و حيوانات لذت ميبرد. اجتماعي و شوخ طبع است و دوست دارد كه بعد از ساعت هاي طولاني كار سخت استراحت كند و از استعداد هنري و هوش بالايي برخوردار است. 22 آذر تا 1 دي - درخت راش (خلاقيت) فردي با سليقه،كسي كه به ظاهر خودش اهميت زيادي مي دهد. يك برنامه ريز خوب براي زندگي و كار و مسائل اقتصادي، فردي كه بدون لزوم بي گدار به آب نميزند. منطقي و مونس و ياري بي نظير در زندگي به شمار مي رويد. 2 دي تا 11 دي - درخت صنوبر (رمز و راز) فوق العاده با سليقه است و نمي تواند تنش و فشار عصبي را تحمل كند. زيبايي را دوست دارد. گاهي افسرده مي شود. سرسخت و لجباز است و به همان نسبت كه دوست دارد نزديكان خود را حمايت و مراقبت كند با افراد غريبه هم به همان شكل رفتار ميكند. نسبتاً كم ادعا، سخت كوش، با استعداد، فداكار، دور از خودپسندي و فردي كه دوستان زيادي دارد و بسيار قابل اعتماد است. 12 دي تا 24 دي - درخت نارون (بزرگواري) قيافه و ظاهري خوب دارد و در پوشيدن لباس خوش سليقه است. تقاضا و خواسته هاي او در حد اعتدال است. كم ادعا است و اشتباهات را فراموش نمي كند. با نشاط و سرزنده است و دوست دارد راهنمايي بشود اما نه اينكه از ديگران اطاعت كند. شريكي درستكار و با وفا و دوست دارد براي سايرين تصميم بگيرد. بزرگوار و نجيب، سخاوتمند و شوخ طبع و فردي كارآمد است. 25 دي تا 3 بهمن - درخت سرو (اعتماد به نفس) فردي با توان و قدرت فوق العاده، كسي كه مي داند چطور خود را با شرايط مختلف در زندگي وفق بدهد. هداياي غير منتظره را دوست دارد و از سلامتي بدني برخوردار است. خجالتي نيست و اعتماد به نفس دارد. سخنراني برجسته، فردي مصمم و با اراده، كمي عجول و بي طاقت و دوست دارد كه ديگران را تحت تأثير قرار بدهد. با استعداد، سخت كوش و اغلب خوش بين است و قادر است سريع تصميم بگيرد. 4 بهمن تا 8 بهمن - درخت سپيدار (ترديد و عدم ثبات) جذاب به نظرمي آيد. با استعداد است.اما اعتماد به نفس بالايي ندارد. در مواقع لزوم بسيار شجاع است و به مهرباني و جوي خوشايند نياز دارد. بسيار مشكل پسند و غالباً تنها است و طبعي هنرمندانه دارد. هماهنگ كننده خوبي است و به فلسفه علاقمند است. در هر موقعيتي قابل اعتماد است و به طور جدي در امور مشاركت دارد. 9 بهمن تا 18 بهمن - درخت سدر (وفاداري) فردي قوي، عضلاني، انعطاف پذير، كسي كه آنچه زندگي به اجبار به او مي دهد مي پذيرد و اما لزوماً آن را دوست ندارد. سعي مي كند ساده و خوش بين باشد. دوست دارد از نظر مالي مستقل عمل كند. مهربان و عاطفي، از تنهائي متنفر، با وفا و گاهي اوقات هم به زودي عصباني مي شود. با احتياط، تحصيل علم و دانش و كمك به ديگران را دوست دارد. 19 بهمن تا 30 بهمن - درخت كاج (صلح و آشتي) عاشق مصاحبت و شركت در گفتگوهايي است كه به توافق منجر بشود. بايد در زندگي آرامش داشته باشد. عاشق كمك كردن به ديگران است و تخيلي پويا دارد. دوست دارد شعر بسازد و به مد علاقه ندارد. هميشه ملاحظه ديگران را مي كند. با همه خيلي دوستانه رفتار مي كند. احساسات لطيفي دارد و به عاطفه و اطمينان خاطر نياز دارد. 1 اسفند تا 10 اسفند - درخت بيد مجنون (اندوه) فردي كه دوست دارد از فشارهاي روحي دور باشد. زندگي خانوادگي را دوست دارد و سرشار از اميد و رؤيا است. جذاب، بسيارمهربان، عاشق زيبايي، با استعداد زياد در موسيقي، عاشق سفر به نقاط غيرمعمول، خستگي ناپذير، غيرقابل پيش بيني، درستكار و فردي كه مي تواند تحت تأثير قرار بگيرد اما نه هنگامي كه در تنگنا باشد. حس ششم خوبي دارد و عاشق خنداندن ديگران است. 11 اسفند تا 21 اسفند - درخت ليمو ترش (شك و ترديد) با هوش و سخت كوش است و آنچه را که زندگي به او مي دهد مي پذيرد. البته بعد از آنكه سعي مي كند شرايط بد را به خوب تغيير بدهد. از فشارهاي عصبي نفرت دارد. از مسافرت و تعطيلات كوتاه لذت ميبرد. ممكن است خشن به نظر بيايد اما واقعاً روحي لطيف دارد. هميشه آماده جانفشاني براي افراد خانواده و دوستان است. بسيار بااستعداد است اما براي استفاده و بهره بردن از آنها بايد زمان پيدا كند. خصلت رهبري بالايي دارد و فوق العاده وفادار است. 22 اسفند تا 30 اسفند - درخت فندق (خارق العادگي) جذاب و گيرا، شوخ طبع، بسيار فهميده و فردي كه مي داند چطور روي ديگران تأثير ماندگار داشته باشد. در امور اجتماعي، فعال، مردمي و اغلب اوقات دمدمي مزاج، درستكار، كمال گرا و در رعايت عدل و انصاف قاضي خوبي است |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم دی 1389ساعت 20:35 توسط ناشناس |
|
|
قسمت كليدي براي بدست آوردن هر چيزي دانستن نحوه صحيح در خواست آن است. راهها و فنون مختلفي براي بيان منظور به صورت واضح و متقاعد كننده وجود دارد. در اين مقاله قواعدي بيان مي شود كه به شما در آموزش نحوه صحيح درخواست كمك زيادي مي كند.
1ــ قبل از خواستن چيزي تكليف خود را روشن كنيد. قبل از هر كاري بايد بدانيد و مطمئن باشيد چه مي خواهيد. اين اولين مرحله و مهمترين مرحله از خواستن است. قبل از اينكه حتي يك كلمه بگوييد فكر كنيد دقيقاً چه مي خواهيد. متقاضيان ناموفق اغلب اين قسمت را ناديده مي گيرند. اگر با اين روش جلو برويد در حين اينكه مي خواهيد درخواست خود را مطرح كنيد كلمات گيج كننده را بيان خواهيد كرد و در صحبت هاي شما شك و دودلي نمايان خواهد شد. نتيجه چنين تقاضايي گيج شدن مخاطب شماست.
2ــ احساسات منفي طرف مقابل را تحريك نكيند. يكي ديگر از موقعيت هاي آشفته اي كه بعضي افراد دچار آن مي شوند. اين است كه تقاضاي كار يا چيزي را مي كنند كه واقعاً به آن احتياج ندارند. بهتر است كه خواسته خود را بگونه اي مطرح كنيد كه مخاطب شما اين احساس را پيدا نكند كه شما با او لجبازي مي كنيد. به عنوان مثال به جاي اينكه بگويند: «من اين جمعه احتياج به استراحت دارم» مي گويند: «اين جمعه نمي خواهم كار كنم.» يا به جاي اينكه بگويند: «لطفاً اين فرم ها را پر كنيد» مي گويند: « دلم نمي خواد وقتي برگشتم اين فرم ها پر نشده باشد!» با اين گونه جملات مخاطب شما به سمت احساسات منفي كشيده مي شود. و عملاً شما او را به سمتي سوق داده ايد كه بر سختي با روحيه مثبت كار شما را انجام دهد.
3ــ بدانيد از كه بخواهيد. براي اينكه به هدف خود برسيد بايد بدانيد كه از چه كسي درخواست كنيد. اگر بايد سلسله مراتب را رعايت كنيد اين كار را بكنيد. و اگر بدنبال شخصي براي انجام كار خود هستيد ابتدا ببينيد آيا خودتان مي توانيد آن را انجام دهيد. فكر كنيد از كسي كه درخواست مي كنيد توانايي انجام آن را دارد؟
4ــ بدانيد چه موقع بخواهيد. هميشه براي هر تقاضاي يك موقعيت بهتر وجود دارد. شايد آن موقعيت بهتر اكنون باشد و شايد يك روز ديگر. ولي اولين چيزي كه به آن بايد توجه كنيد اين است كه درخواست خود را به صورت خصوصي مطرح كنيد يا در جمع. بعضي افراد وقتي از آنها تقاضايي را در جمع مطرح مي كنيد گيج مي شوند مخصوصاً اگر مسئله خصوصي در ميان باشد. هنگام مطرح كردن تقاضاي خود توجه كنيد كه آيا او در آرامش و راحتي باشد. اين عامل هم مي تواند در نحوه پاسخ دادن وي به درخواست شما مؤثر باشد.
5ــ زياد توضيح ندهيد. به جاي اينكه سعي در توضيح بيش از حد و توجيه تقاضاي خود داشته باشيد. درخواست خود را واضح و مختصر بيان كنيد.
6ــ با التماس چيزي را درخواست نكنيد. به سادگي بگوييد «من به مرخصي نياز دارم» يا بگوييد «من بايد2 روز مرخصي بروم» بدين روش قبول درخواست شما گارانتي مي شود.
7ــ ناله نكنيد. با ناله كردن فقط ضعف خود را نشان مي دهيد. پس بهتر است به سادگي و به اندازه نياز صحبت كنيد.
8ــ بله يعني بله يك بار كه جواب مثبت گرفتيد تشكر كنيد و آنجا را ترك كنيد. بعضي افراد بعد از گرفتن جواب مثبت شروع به تفسير و توجيه مي كنند و اين دقيقاً كاري است كه نبايد انجام دهند. با رعايت 8 قانون فوق «هنر خواستن» را آموخته ايد. حال بهتر است اين قوانين را به كار گيريد تا اثر آن را خود مشاهده كنيد. مطالب مرتبط: |
|
+ نوشته شده در
جمعه دهم دی 1389ساعت 11:43 توسط ناشناس |
|
|
راز قدرتمندترین قانون هستی را به شما مینمایاند. دانش این راز در زندگی و درآموزههای کتابهای پیامبران یهودی ( در کتاب ما هم هست) و پیشگویان و حکیمان و همه منجیان تاریخ جهان و در زندگی همه زنان و مردان موفق همچون یک رشته نخ طلایی است. هر آنچه انجام دادهاند و به هر مقامی رسیدهاند، بدین سبب بوده است که در تطابق کامل با این قدرت عظیم عمل کردهاند. بدون استثنا، هر شخصی میتواند همه ضعفها و رنجهای خود را دگرگون کند و به توانایی، قدرت، آرامش، سلامتی و نعمت برسد. کشف قدرت راز بزرگ توسط Rhonda Byrne با دیدن اتفاقی این حقیقت در یک کتاب قدیمی مربوط به یکصد سال پیش اتفاق افتاد. او در طول قرنهای گذشته به جستجو پرداخت و ردپای این راز را در همه فلسفهها، آموزهها و مذاهب قدرتمند جهان کشف کرد. آنچه Rhonda کشف کرد اکنون میلیونها نفر از مردم جهان آنرا در قالب فیلم راز دیدهاند. همچنین در قالب یک کتاب به نام راز با تیراژ بیشتر از 6 میلیون در کل جهان پخش گردیده است. راز فقط از قانون طبیعی حاکم بر زندگی پرده برمیدارد. با کمک آن میتوانید در هر زمینهای پیشرفت کنید. ( این چیزی است که خداوند در کتاب زندگی به ما انسانها گوشزد میکنه اما ما مسلمانها متاسفانه از کتاب با این عظمت هیچ گونه استفاده نمیکنیم. چقدر خوبه کسانی که میرن کلمات رو در قران میشمرن تفکر عمیقتری در مورد معنای قران ارائه بدهند. سالها پیش بود که قران میخوندم و یادم میآد نوشته بود: شما هر چیزی که از خداوند بخواهید به شما میدهد چه مادی چه معنوی، اما انسانهای فهمیده چیزایی رو میخواهند که بدرد دنیا و آخرتشون بخوره. بنابراین این قانون همان چیزی است که قران ما قرنها پیش به ما گفته بود) |
|
+ نوشته شده در
جمعه سوم دی 1389ساعت 12:27 توسط ناشناس |
|
|
با توجه به اينكه زمينهي مصرف مواد، به خوبي برايت فراهم بوده، چه زماني مصرف مواد مخدر را تجربه كردي؟
ابتدا نه سيگارهاي پدر و مادرم را (در سن 7 يا 8 سالگي)، استفاده ميكردم ولي از سن 11 سالگي به طور كامل سيگار ميكشيدم. وقتي به سن 14 سالگي رسيدم به طور گذري و تفريحي (به مدت 1 سال) حشيش مصرف ميكردم و بعد از آن ترياك ميكشيدم. يكي، دو سال آخر، مصرف شيشه، اكس، كراك هم اضافه شد. به طور كلي 9 سال مصرف كننده بودم.
|
|
+ نوشته شده در
جمعه نهم مهر 1389ساعت 10:32 توسط ناشناس |
|
|
![]()
خودكشی رفتار یا پدیده ای است كه از جوانب متعدد باید مورد بررسی قرار گیرد. تا آنجا كه مشخص است خودكشی در بسیاری از جوامع وجود داشته و دارد و در هر كجا كه انسان ها زندگی می كنند خودكشی هم اتفاق می افتد. بدون تردید خودكشی در هر جا، هرخانواده و هر جامعه ای كه اتفاق بیفتد عوارض نامطلوب خانوادگی، اجتماعی و... برجای می گذارد؛ به نوعی كه این خودكشی می تواند عاملی برای شروع و یا بروز یك نوع بیماری روانی و یا جسمی گردد و حتی باعث متلاشی شدن خانواده و مانعی برای سیر مطلوب و طبیعی خانواده شود . افراد یك جامعه نیز زمانی كه از خودكشی فرد و یا افرادی مطلع شوند ، غم زده می شوند و ممكن است دچار نوعی اضطراب و یا نگرانی در مورد وقوع خودكشی در خانواده خود گردند، به همین دلایل است كه خودكشی بایستی از دیدگاه های روانی ، اجتماعی ، خانوادگی ، اقتصادی ، تحصیلی ، كاری ، قانونی و... مورد بررسی و توجه قرار گیرد. ریشه یابی هرگونه عامل ، و یا عواملی كه زمینه را برای خودكشی فراهم می سازد بسیار مهم است ؛ از این رو است كه اگر در كشورهای پیشرفته آمار خودكشی بالا برود موضوع ، آنقدر مورد بحث و گفتگو قرار می گیرد و كارشناسان و صاحب نظران موضوع خودكشی را بررسی می نمایند تا زمینه مساعد ساز خودكشی را دریافته و برای آن به طور جدی چاره جویی نمایند. خود كشی را می توان به سه نوع تقسیم بندی نمود:1- خودكشی موفق: افرادی كه به طور جدی خودكشی می كنند و با روشی كه انتخاب می نمایند به زندگی خود پایان می دهند. 2- خودكشی ناموفق : آنهایی كه با هر روش انتخابی اقدام به خودكشی می كنند و نجات می یابند. 3- خودكشی پنهان یا مزمن: آمار خودكشی در این نوع ، بسیار بالاتر از دیگرانواع خودكشی است. در این مورد با وجودی كه فرد از انجام بعضی رفتارها و یا عادات آگاهی دارد و می داند كه ادامه آن رفتار و یا عادات موجب عارضه جسمی، معلولیت و یا مرگ وی می شود و با وجودی كه در مورد آن رفتار و یا عادات مخرب با وی مكرراً صحبت شده وعواقب آن به وی گوشزد می گردد ، اما وی به رفتار وعادت خود ادامه داده و به سلامتی خود بی توجهی می نماید. شاید بتوان این نوع خودكشی را "خودكشی محترمانه" نامید، به عنوان مثال: اعتیاد به مواد مخدر، الكل، سیگار، استفاده غیرمجاز از داروهای زیان آور، و یا بیماران قلبی ، فشار خونی ، و دیابتی ها ؛ كه این بیماران در مورد استفاده از داروهای تجویزی بی توجهی می نمایند و رژیم غذایی خود را رعایت نمی كنند. درهمین زمینه بعضی از تصادفاتی كه منجر به مرگ راننده شده و نمی توان دلیل و یا علت مشخصی را برای آنها پیدا كرد، نمونه ی این گونه خودكشی است.
![]() بررسی خودكشی از دیدگاه آماری و جوانب گوناگونجالب است بدانیم كه سفید پوستان بیشتر از رنگین پوستان خودكشی می كنند و آمار خودكشی در افرادی كه از كشوری به كشور دیگر مهاجرت می نمایند بیشتر است. مردان سه برابر بیشتر از زنان ، خودكشی موفق دارند و زنان چهار برابر بیشتر از مردان اقدام به خودكشی می نمایند كه نجات می یابند و یا این كه زنان بیشتر تظاهر به خودكشی می نمایند. در زمینه سن و سال : هرچه سن بالاتر می رود میزان خودكشی افزایش می یابد . به طور كلی مردان از سن 45 سالگی به بعد و زنان از سن 55 سالگی به بعد اقدام به خودكشی بیشتری دارند و آمار خودكشی در سنین حدود 75 سالگی سه برابر جوانان است، اما بیشترین آمار خودكشی از سن 15 تا 24 سالگی است كه در پسران كمی بیشتر از دختران است. اعتقادات مذهبی : دین و مذهب در خودكشی نقش مهمی دارد . در بسیاری ادیان، خودكشی رفتاری گناه آمیز و ممنوع و در نتیجه حرام اعلام شده و این عاملی است كه افراد را از اقدام به خودكشی باز می دارد. به طور كلی آنان كه اعتقادات مذهبی پایدار و محكمی دارند كمتر خودكشی می كنند. مسیحیان كاتولیك و مسلمانان آمار كمتری از خودكشی دارند، و یهودیان بیشتراز مسیحیان پروتستان خودكشی می كنند . از سوی دیگر در بعضی از گروه ها برای اعتقادات خاصی كه دارند و برای هدف و یا اهدافی كه دارند به عنوان نوعی قربانی ، برای آن هدف ، خودكشی می كنند. مكان زندگی : آمار خودكشی در روستاها و شهرهای كوچك در مقایسه با شهرهای بزرگ كمتراست و این می تواند به دلیل وجود قید و بندهای خانوادگی و اجتماعی و ارتباطات خاص محلی باشد؛ همچنین در روستاها و شهرهای كوچك فشارهای روانی كمتری به انسان ها وارد می شود تا در شهرهای بزرگ. ازدواج : افرادی كه ازدواج كرده اند كمتر به فكر خودكشی می افتند و خانواده هایی كه فرزند دارند كمتر از خانواده های بدون فرزند خودكشی می كنند. همچنین افرادی كه بعد از ازدواج ، زندگی شان منجر به جدایی شده است بیشتر از افرادی كه همسر خود را از دست داده اند خودكشی می كنند. از دیدگاه اجتماعی : افرادی كه از نظر اجتماعی منزوی و گوشه گیر هستند و ارتباطات اجتماعی كمتری دارند اقدام به خودكشی بیشتری دارند و آنها كه ارتباطات اجتماعی بیشتر و پایدارتری دارند كمتر به فكر خودكشی می افتند. درحقیقت عدم توانایی دربرقراری ارتباطات اجتماعی و عدم توانایی همسویی با گروه های مختلف اجتماعی و تنهایی ، احتمال اقدام به خودكشی را افزایش می دهد. داشتن كار و شغل : كاركردن و داشتن شغل ، خطر خودكشی را كم می كند. بعضی از كارهای سخت و طاقت فرسا و فشارهای روانی محیط كار كه خستگی جسمی و روانی را ایجاد می نماید احتمال اقدام به خودكشی را بالا می برد . به همین دلیل است كه آمارها نشان می دهد خودكشی در پزشكان دو برابر دیگران است . عوامل دیگری مانند ورشكستگی ، تنزل مقام و... نیز احتمال خودكشی را بالا می برد. سلامتی و بیماری : سلامتی و بیماری در خودكشی نقش دارند، افرادی كه از سلامت جسمی برخوردارند كمتر اقدام به خودكشی می نمایند. 50 % از مردانی كه دچار بیماری سرطان هستند و 70% از زنانی كه دچار انواع سرطان و یا انواع دیگر سرطان هستند خودكشی می كنند. به طور كلی بیماری های سخت جسمی و درازمدت ، بیماری هایی كه ایجاد معلولیت های حركتی می كنند و یا باعث دردهای مزمن می گردند، بیماری هایی كه روابط اجتماعی را محدود می نمایند ، احتمال و یا آمار خودكشی را بالا می برند. |
|
+ نوشته شده در
جمعه نوزدهم شهریور 1389ساعت 9:41 توسط ناشناس |
|
|
![]() عکسهای مهناز افشار بهاره افشاری و لادن مستوفی در شانگهای چین ![]() ![]() عکسهای مهناز افشار بهاره افشاری و لادن مستوفی در شانگهای چین ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() تهمینه میلانی و همسرش |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هشتم تیر 1389ساعت 10:42 توسط ناشناس |
|
|
براي آن كه بتوانيم به كسي محبت كنيم ابتدا بايد ديدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانيم ، اين كار را بايد قبل از ازدواج انجام دهيم تا ببينيم آيا كسي را كه ميخواهيم به عنوان همسر انتخاب كنيم با روحيات ما همخواني دارد يا خير؟ بعضيها معتقدند انسان بدون عشق نميتواند به زندگي ادامه دهد و دائما احساس ميكند يك چيز كم دارد. نقطه عطف عشق در جامعه ما ازدواج است. روز به روز از تعداد ازدواجهاي اجباري كاسته شده و دختر و پسر، خودشان تصميم به ازدواج با هم ميگيرند.در چنين شرايطي وجود عشق و محبت بين طرفين، يكي از عوامل مهم و تعيينكننده در اين تصميم است. پس ميتوان به اين نتيجه رسيد كه تقريبا تمام ازدواجهاي امروزي با عشق آغاز ميشود. اما مهم، سرنوشت اين عشق است كه به كجا كشيده خواهد شد و چه بلايي سر آن ميآيد و در زندگي زناشويي بعد از ازدواج چه نشانههايي از آن باقي ميماند. براي آن كه بتوانيم به كسي محبت كنيم ابتدا بايد ديدگاه طرف مقابل را درباره محبت كردن بدانيم ، اين كار را بايد قبل از ازدواج انجام دهيم تا ببينيم آيا كسي را كه ميخواهيم به عنوان همسر انتخاب كنيم با روحيات ما همخواني دارد يا خير؟ براي يافتن اين ديدگاه بايد اين سوال را از خود و طرف مقابلتان بپرسيد كه به نظر شما اگر كسي شما را دوست داشته باشد چگونه بايد آن را ابراز كند و به تعبيري ديگر مظاهر محبت و عشق چيست؟ در جواب اين سوال، ديدگاه همه راجع به محبت معلوم ميشود. بعضيها محبت را بيشتر در ماديات ميبينند مثلا از گرفتن يك كادوي گرانقيمت ميفهمند كه كسي دوستشان دارد. بعضيها گفتار عاشقانه را دوست دارند و ميخواهند كسي كه دوستشان دارد دائما به آنها ابراز علاقه كلامي كند و بسياري از نمودهاي ديگر محبت و عشق ورزيدن كه بر اساس سليقه و شخصيتهاي متفاوت، متغيرند. پيدا كردن اين ترجيحات در خود و طرف مقابل، به ما اين امكان را ميدهد كه محبت خود را آن طور كه ميخواهيم به همسرمان ابراز كنيم و نتيجه مطلوبي بگيريم. وقتي كسي را دوست داريد: تنها با گفتن "دوستت دارم" نميتوان به كسي ثابت كرد كه دوستش داريم. عشق و محبت، احساسي است كه در ما نسبت به كسي به دلايل مختلفي ايجاد ميشود. وقتي كسي را دوست داريم به خاطر اين دوست داشتن خيلي كارها ميكنيم و خيلي از رفتارها را انجام نميدهيم. 1- به او دروغ نميگوييد. 2- غرورش را نميشكنيد. 3- به خانوادهاش و كساني كه دوست دارد احترام ميگذاريد. همسر شما از دل يك خانواده آمده است كه اگر آن خانواده نبود، همسر شما نيز امروز در كنار شما نبود، پس به خاطر وجود همسرتان كه دوستش داريد بايد از خانوادهاش سپاسگزار باشيد و به خاطر وي به آنها احترام بگذاريد و مطمئن باشيد كه همسر شما قدردان اين احترام خواهد بود. 4- او را به باد نقدهاي بيرحمانه نخواهيد گرفت.اين به معني تاييد همه جانبه همسرتان نيست چون هر كسي ايراداتي دارد، اما اگر كسي بخواهد هميشه تنها ايرادات شما را بگويد قطعا خسته خواهيد شد. هميشه نقاط مثبت را در كنار نقاط منفي ببينيد تا به همسرتان احساس ارزشمند بودن بدهيد و از بهانه گيري و ايرادهاي بيخود بپرهيزيد. 5- با او لجبازي نميكنيد. وقتي همسرتان را دوست داشته باشيد در برابر خواستهها و رفتار او موضع گيري و لج نميكنيد. 6- وقتي اشتباهي در قبال همسر خود مرتكب ميشويد به راحتي و بدون قيد و شرط از او عذرخواهي ميكنيد. اشتباه كردن در زندگي، اجتناب ناپذير است و يكي از راههاي برطرف كردن اثرات اين اشتباه در ذهن طرف مقابل، عذرخواهي است كه اين عمل در برابر كسي كه دوستش داريد بايد برايتان بسيار راحت باشد چرا كه غرور در برابر معشوق جايي ندارد. 7- او را در كارها و تصميماتتان دخيل ميكنيد. وقتي همسرتان را دوست داشته باشيد هميشه ميخواهيد نظر او را راجع به همه چيز جويا شويد و كاري كنيد كه او را خوشحال ميكند، پس هميشه با او مشورت ميكنيد و تصميمات خود را به تنهايي نميگيريد. 8- اگر مخالفتي با او داريد با آرامش قانعش ميكنيد. اختلاف نظر هم در زندگي زناشويي اجتناب ناپذير است اما برخورد همسران در اين اختلاف نظرها ميتواند آن را مشكل ساز و يا سازنده كند. پس اگر همسرتان را دوست داشته باشيد با آرامش با او سخن ميگوييد و دليل مخالفتتان را روشن و واضح برايش توضيح ميدهيد و آنگاه ميتوانيد قانعش كنيد. 9- به او در كارهايش كمك ميكنيد. زن و مرد بايد در همه چيز با هم همكاري داشته باشند. درست است كه اين دو، در زندگي وظايف مشخصي دارند اما امروزه اين مرزها كمرنگ شده و زن و مرد در بيرون و داخل خانه در همه چيز همكاري ميكنند. پس به راحتي ميتوان اين كمك كردن را در زندگي امروزه معني كرد. 10- اگر گاهي حوصله ندارد و غمگين است به او كمك ميكنيد. اگر همسرتان غمگين يا عصباني يا بيحوصله است اگر دوستش داشته باشيد تمام تلاشتان را ميكنيد كه اين احساس منفي را از او دور كنيد يا اگر لازم باشد به او فرصت دهيد تا بتواند به حالت عادي برگردد نه اينكه بيشتر به او خرده بگيريد و او را ناراحتتر كنيد. گاهي آرامش داشتن در برابر كسي كه عصباني است او را بيشتر عصباني ميكند. اگر همسرتان را عصباني كرديد با آرامش بي موقع خود ، او را عصبانيتر نكنيد چرا كه او فكر ميكند آنقدر برايش ارزش نداريد كه وقتي ناراحت است عين خيالتان نيست. 11- ميتوانيد به راحتي اشتباهات او را ببخشيد و فراموش كنيد. درست است كه بعضي اشتباهات بخشودني نيست اما تعداد آنها بسيار كم است و معمولا در زندگي اشتباهات كوچكي پيش ميآيد كه ميتوان با محبت از آنها گذشت و با صحبتهاي منطقي، از بروز دوباره آن جلوگيري كرد. 12- از اينكه در كنارش هستيد خوشحاليد و نميخواهيد از كنارش فرار كنيد. بعضي از زن و شوهرها دائما ميخواهند از هم فرار كنند و تنها باشند و يا وقت خود را با ديگران بگذرانند. درست است كه ممكن است گاهي انسان، به تنهايي و خلوت كردن نياز پيدا كند اما طبيعتا" در اكثر اوقات از اينكه در كنار فردي كه دوستش داريد هستيد لذت ميبريد و ميشود اين خوشحالي و لذت را نشان دهيد تا همسرتان بداند كه در كنارش خوشحاليد. 13- با لذت، گذشت خواهيد كرد و تمام چيزهاي خوب را براي همسرتان ميخواهيد. اين گذشت به معني ناديده گرفتن خودتان نيست بلكه وقتي كسي را دوست داريد اول به او ميانديشيد و بعدبه خودتان. 14- در جملههايتان كمتر از" من " استفاده ميكنيد و بيشتر از او و خوبيهايش ميگوييد. در واقع كارهايي كه خودمان از همسرمان انتظار داريم ميتواند فهرست خوبي از اين دسته باشد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 12:53 توسط ناشناس |
|
|
اولا نکته ای در ابتدا لازم میدونم عرض کنم برخی از افراد تصورشان از لغت زندگی زناشویی فقط رابطه جنسی میباشد اما زندگی زناشویی به مجموعه رفتارهای دو زوج در طول زندگی میگویند مثل خوبی بدی منظم بودن احساسا تی بودن بد اخلاق یا خوش اخلاق بودن و... حالا که اون افراد معنی زندگی زناشویی را متوجه شدن در اینجا میخوام برخی از رفتارهایی را که خانمها دوست دارند همسرشان انجام دهند را باز گو میکنم: 1- خانمها از اینکه همسرشان در مورد نوع لباس پوشیدن و نوع ارایش کردن پیشنهاد بدهند یا انتقاد بکنند خیلی خوشحال میشوند چرا که می فهمند برای شوهرشان اهمیت دارند البته این رو عرض کنم منظور از انتقاد گیرههای عهد قجر نیست و تو ذوق طرف زدن هم نیست . 2- همیشه با ملایمت با اون صحبت کنید زمانی که حرف میزند به چشمانش نگاه کنید 3- زنان از اینکه توسط همسرشان نوازش شوند لذت میبرند بهتر است آنها در آغوش بگیرید با موهای آنها بازی کنید با بوسه ای داغ برروی پیشانی صورت آنرا از نعمت احساس آرامش کردن بهره مند سازید 4- بعضی وقتها بهتره از سرکار که به منزل تشریف میاورید دست خالی نیمنده و حتی با یه شاخه گل کوجک هم که شده او را غافلگیر کنید حتما احتیاجی نیست که برای غافلگیر شدن از سرویس طلا یا ... استفاده کنید چرا که زن شما از توانایی مالی شما با خبر است 5- بهتر است قبل از برقراری رابطه جنسی او را مطلع کنید چرا که امکان دارد در شرایطی نباشند که تمایل به برقراری رابطه داشته باشند در این صورت با بد اخلاقی با هاش رفتار نکنید و این رابطه را به زمان دیگری موکول کنید 6- آقایان باید چند تاریخ را حتما یادداشت کنند و به خاطر بسپارند تاریخ ازدواج ، تاریخ تولد همسر و ولنتاین هم امروزه اضافه شده (از معایب زندگی در قرن 20) بهتر است برای این سه تاریخ پس اندازی داشته باشید 7- گردش و تفریح از کارهای واجب در طول زندگی میباشد همانطور که کسب درآمد وظیفه شما میباشد به همان مقدار درست و بجا خرج کردن هم واجب میباشد 8- زنان عادت دارند یک حرف را چند بار تکرار کنند بهتر است با این قضییه کنار بیایید چون راه درمان ندارد 9- دز هنگامی که در دوران قائدگی (Period)هستند در رفتارهای انها تغییراتی صورت میگیرد که موقتی هستند کم حوصلگی زود عصبانی شدن احتیاج به هم صحبت و در برخی احتیاج به رابطه جنسی در این دوران وجود دارد 10- پوشیدن لباسهای شیک و تزو تمیز استفاده از عطرهای خوشبو کفش همیشه واکس زده انداختن جواربهای سوراخ موهای مرتب صورت صاف روی خندان روابط عمومی بالا نکاتی هستند که حتما شما میدانید و انجام میدهید اینطور نیست...؟ 11- بهتر است در جمع همسرتان را با اسم صدا نزنید و بجای استفاده از واژه تو از واژه شما استفاده کنید احترام گذاشتن را فراموش نکنید 12- رابطه خود با رفقای مجرد خود را اگرچه صمیمی هم که باشند در حد تماس تلفنی و ملاقات یک جلسه در ماه ادامه دهید اگر قصد دعوت کردن دوست مجرد خود را به منزل دارید قبلش با همسرتان هماهنگی کنید بهتر است دوستان مجرد و متاهل خود را دریک جلسه دعوت کنید تا دوست مجرد شما تشویق به ازدواج کردن بشود هرگز خونه دوست مجرد نروید. 13- لج و لجبازی زندگی را به آتش میکشد بهتر است شما همسرتان را شرمنده کنید پیش ار اینکه اون اینکار را انجام دهد امیدوارم تا حدودی مطللع شده باشید که زنان چقدر حساس هستند با تشکر از همه شما |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1389ساعت 12:51 توسط ناشناس |
|
|
شقايق هفته دوم عيد را به همراه خانواده اش در ويلاي كنار دريا گذراند و در طول اين مدت تماسي با شهروز نگرفت. |
|
+ نوشته شده در
جمعه بیستم فروردین 1389ساعت 12:10 توسط ناشناس |
|
|
مي گويند زن، چراغ خانه است. لابد شنيده ايد که در همين راستا، بعضي ها طرفدار'چهلچراغ' شده اند و بعضي ها طرفدار'صرفه جويي در مصرف برق'!
با اين حساب مي شود اين تعاريف را نيز ارائه داد: * دوست دختر: چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF مي گويند. تحقيقات نشان داده اين لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتيله گردسوز) مي باشد که در شرايط اضطراري، روشنايي اندکي مي افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و يک فوته!) لامپ مهتابي! (در راستاي رمانتيک بودن قضيه!) لامپ کم مصرف! همان چراغ خانه. لامپ سوخته! چراغ جادو!( هردو افسانه اند!) |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 11:40 توسط ناشناس |
|
|
فرياد من از داغ توست بيهوده خاموشم مکن حالا که يادت ميکنم ديگر فراموشم مکن همرنگ دريا کن مرا يکبار معنا کن مرا
******************************************
اینجا در قلب من حد و مرزی برای حضور تو نیست به من نگو که چگونه بی تو زیستن را تمرین کنم مگر ماهی بیرون از آب میتواند نفس بکشد مگر می شود هوا را از زندگیم برداری و من زنده بمانم بگو معنی تمرین چیست ؟ بریدن از چه چیز را تمرین کنم ؟ بریدن از خودم را ؟ مگر همیشه نگفتم که تو هم پاره ای از تن منی ... از من نپرس که اشکهایم را برای چه به پروانه ها هدیه می دهم همه می دانند که دوری تو روحم را می آزارد تو خود پروانه ها را به من سپردی که میهمان لحظه های بی کسی ام باشند نگاهت را از چشمم برندار مرا از من نگیر ... هوای سرد اینجا رو دوست ندارم مرا عاشقانه در آغوش بگیر که سخت تنهام ***************************************** میگی نمیتونم ببینم اون با یه کس دیگست ولی بدون تعریف عاشق یه چیز دیگست عاشق یعنی بسوزی تو پایه معشوقت عاشق یعنی دوری ازهمه ی علایقت عاشق یعنی بشنوی چیزی که نیست لایقت عاشق یعنی بسازی با همه حقایقت بیا بشین و ببین و بخند به سر گذشت بگو این مجنون دیوانه هم که در گذشت ******************************* |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هشتم دی 1388ساعت 10:32 توسط ناشناس |
|
|
سلام به تمامی دوستان گلم ما را به ادامه راه یاری نمودند واقعا و از ته دلم میخوام بهتون یه تشکر کنم تنها کاری که میتونم براتون بکنم همینه خواستم بهتون بگم امروز یه یال دیگه از عمرم گذشت و ما همون بودیم که بودیم نمیدونم با چه شروع کنم ولی میخوام بهتون بگم امروز تولد منه و خواستم بهتون بگم که چقدر برام عزیز هستید شما را به خدا میسپارم و ازتون میخوام که مواظب خودتون باشید و فریب این دنیا را نخورید شاید بعضی ها به این حرفها بخندند ولی خودتون فکر کنید یا حق... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 12:8 توسط ناشناس |
|
|
دشتهایی چه فراخ! ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هشتم آذر 1388ساعت 12:7 توسط ناشناس |
|
|
این قسمت تقدیم به کسی که اسمش معنای همه زیبائیهاست معنای همه عشقها و معنای همه انتظارها اره انتظاری سنگین بطول همه همه قرون وعرض همه دنیا کسی که همیشه اسمش تو دفتر خاطراتم بود واو فکر میکنه که هیچجا نمیتونه اسم خودشو ببینه شاید اینم از بدبختی من باشه که اینقده بد خط میدویسم که حتی اونی که واسش مینویسم که منو بفهمه حتی تو همه این مدت نتونسته اسم خودشو جای خودشو لابلای اون همه اوراق ببینه اما اگه یادش باشه از روز اول نهش گفتم من اون کسی نیستم که بیامو سر هر کوچه و برزنی عشقمو داد بزنم . وقتی گفتی من حتی بلد نیستم ادای عاشقارو در بیارم برام خیلی زیاد سنگین افتاد این حرفت اما بازم گفتم اون که خودش حالیش اما وقتی فکر میکنی که من واسه جلب ترحم مینویسم اصلا ذوق نوشتن تو ادم از بین میره و دیگه ادم نمیدونه چی بگه
بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم همه تن چشم شدم خيره به دنبال تو گشتم |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و یکم آذر 1388ساعت 17:26 توسط ناشناس |
|
|
اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش منو ببخش اگه شبها ستاره ها رو مي شمارم منو ببخش اگه بهت خيلي ميگم دوست دارم منو ببخش اگه برات سبد سبد گل مي چينم منو ببخش اگه شبها فقط تو رو خواب مي بينم اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش منو ببخش اگه واسه چشماي تو خيلي كمم تو يك فرشته اي و من خيلي باشم يك آدمم منو ببخش اگه برات مي ميرم و زنده مي شم اگه با ديوونه گي هام پيش تو شرمنده مي شم منو ببخش اگه همش مي سپارمت دسته خدا اگه پيش غريبه ها به جاي تو مي گم شما منو ببخش من نمي خوام تو رو به ماه نشون بدن نشوني تو نه به شب و نه دسته آسمون بدن منو ببخش اگه ميخوام تو رو فقط واسه خودم ببخش اگه كمم ولي..... زيادي عاشقت شدم اگه تو رو دوست دارم خيلي زياد منو ببخش اگه تويي اون كه فقط دلم مي خوات منو ببخش |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 11:15 توسط ناشناس |
|
|
مطمئنم كه این متن براتون تكراریه. اما فكر می كنم ارزش خوندن برای بار چندم رو داره
روزی یک مرد روحانی با خداوند مکالمه ای داشت: "خداوندا! دوست دارم بدانم بهشت و جهنم چه شکلی هستند؟ "، خداوند او را به سمت دو در هدایت کرد و یکی از آنها را باز کرد، مرد نگاهی به داخل انداخت، درست در وسط اتاق یک میز گرد بزرگ وجود داشت که روی آن یک ظرف خورش بود، که آنقدر بوی خوبی داشت که دهانش آب افتاد، افرادی که دور میز نشسته بودند بسیار لاغر مردنی و مریض حال بودند، به نظر قحطی زده می آمدند، آنها در دست خود قاشق هایی با دسته بسیار بلند داشتند که این دسته ها به بالای بازوهایشان وصل شده بود و هر کدام از آنها به راحتی می توانستند دست خود را داخل ظرف خورش ببرند تا قاشق خود را پر نمایند، اما از آن جایی که این دسته ها از بازوهایشان بلند تر بود، نمی توانستند دستشان را برگردانند و قاشق را در دهان خود فرو ببرند. مرد روحانی با دیدن صحنه بدبختی و عذاب آنها غمگین شد، خداوند گفت: "تو جهنم را دیدی، حال نوبت بهشت است"، آنها به سمت اتاق بعدی فتند و خدا در را باز کرد، آنجا هم دقیقا مثل اتاق قبلی بود، یک میز گرد با یک ظرف خورش روی آن و افراد دور میز، آنها مانند اتاق قبل همان قاشق های دسته بلند را داشتند، ولی به اندازه کافی قوی و چاق بوده، می گفتند و می خندیدند، مرد روحانی گفت: "خداوندا نمی فهمم؟!"، خداوند پاسخ داد: "ساده است، فقط احتیاج به یک مهارت دارد، می بینی؟ اینها یاد گرفته اند که به یکدیگر غذا بدهند، در حالی که آدم های طمع کار اتاق قبل تنها به خودشان فکر می کنند!" ************************************************************* تخمین زده شده که 93% از مردم این متن را برای دیگران ارسال نخواهند کرد، زیرا آنها تنها به خود می اندیشند، ولی اگر شما جزء آن 7% باقی مانده می
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:47 توسط ناشناس |
|
|
با عرض پوزش خدمت همه ی دوستان از باب این حرفها: ۱-در شهر خرم آباد از استان لرستان:شرایط عبارتند از: |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 10:42 توسط ناشناس |
|
|
چیستان
1- آن چیست که یکی است و همیشه با تو است؟
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم مهر 1388ساعت 12:44 توسط ناشناس |
|
![]() بدون ترديد افراد اجتماع همه براي زندگي تلاش ميکنند و همه ميخواهند يک زندگي خوب نصيب آنان شود. ولي ناگفته پيداست که ميبايستي در درجه اول، واقعيت زندگي شناخته شود تا بدانند زندگي چيست؟ به جاي تصوّر و تخيّل سعي شود حقيقت زندگي آشکار گردد تا جويندگان آن بتوانند آنرا به دست آورند. يکي از عوامل موفقيت در ميدانهاي نبرد داشتن اطلاعات منطقهاي و آشنا بودن به رموز جنگ و گريز است. بسياري از شکستها معلول آشنا نبودن به تاکتيکهاي جنگي است. بدون ترديد زندگي يک نوع مبارزه است، در تمام دوران عمر، آدمي با مشکلات فراواني از قبيل فقر، بيماري، شکست و عقبماندگي مبارزه ميکند. بنابراين شرط اساسي پيروزي در زندگي، درک مفهوم واقعي زندگي است. بايد واقعيت زندگي را شناخت، تا بتوان بهتر از آن بهرهمند گرديد.
بسياري از دختران و پسران اين آب و خاک حقيقت زندگي را درک نکرده، درباره آن از دريچه تصورات و خيال قضاوت ميکنند. در نظر اين گروه، زندگي چون سرابي بيش نيست، لذا بايد سعي کرد توسط مربيان حاذق و اولياء دلسوز، به تدريج واقعيت زندگي براي طبقه جوان تشريح گردد، تا در آينده بتوانند خود را با زندگي انطباق دهند. بسياري از خودکشيها و شکستها معلول آشنا نبودن با واقعيت زندگي است، با تصورات شاعرانه قدم به عرصه زندگي ميگذارند، و سعي ميکنند با همان افکار خام و ناپخته، چرخهاي زندگي را به حرکت در آورند. حال آنکه با برخورد با اولين موجهاي طوفان زندگي متزلزل شده، حيات خود را به رايگان از دست ميدهند.
واقعيت زندگي در لابلاي کتابهاي کلاسيک يافت نميشود، بلکه بايد با راهنماييهاي سودمند، چهره واقعي زندگي را براي طبقه جوان تشريح کرد. بايد به آنها گوشزد کرد که زندگي عبارت از حل مشکلات است، منتهي در هر دوره و زماني ناملايمات به نوع خاصي خود را نمايان ميسازند، و لذت زندگي وابسته به اين گره گشائيها است. افرادي که به اين واقعيت توجه ندارند چنين ميپندارند که اصولاً سختي براي ديگران آفريده شده است و هنگامي که مشکلات زندگي آنان را احاطه ميکند ، خود را افرادي بدبخت و بيچاره دانسته، از زندگي بيزار ميگردند.
زندگي از تلخ و شيرين هر دو آميخته شده است، و نبايد انتظار داشت که آب زندگي هميشه در کام ما شيرين و گوارا باشد، خداوند راحتي را وابسته به سختي دانسته و ميفرمايد: «ان مع العسر يسرا» يعني راحتي همراه مبارزه با مشکلات بوجود ميآيد.
اولين فايده اين شناسائي اينست که هر فردي خود را آماده ميسازد تا با مشکلات زندگي روبرو شده، بر آنها پيروز گردد، و بهجاي نفرين کردن به افلاک و چرخ کجمدار و از دست دادن آرامش، نيروهاي خود را متمرکز سازد تا به بهترين وضعي مشکلات را يکي پس از ديگري حل نمايد و شايد خود اين کار يعني حل مشکلات درسها بسيار آموزندهاي به آدمي ميآموزد که به اين آسانيها نميتوان آنها را از طريق ديگر آموخت. يکي از نويسندگان غرب ميگويد: من عقيده ندارم که هر فرد لازم است مصيبت بکشد ولي اين را ميدانم که مصيبت غالباً مفيد فايده است، بلکه ضرورت دارد. به اين شرط که شخص بداند چگونه با رنجها روبرو شود، و اين کار را از کارهاي آموزنده و اساسي زندگي بداند. مطالعه زندگي افراد خودساخته اين واقعيت را آشکار ميسازد که نوعاً مردان برجسته در شرايط نامساعدي بوجود آمده، از ابتداي زندگي با هزاران نوع مشکل روبرو بودهاند. آنها براي ادامه زندگي خود مجبور ميشدند، با مشکلات مبارزه کنند و خود اين مبارزات کم کم راه پيشرفت و تعالي آنان را هموار ميساخته است. ![]() اساسيترين درس بزرگترين منابعي که در روي زمين وجود دارد، در اثر بهرهبرداري دچار کمبود ، و يا زوال ميگردد ، فقط يک منبع سرشار است که هرچه از آن بهرهبرداري شود جوشش آن فراوانتر ميگردد، و آن منبع فکري انسان است، و هر کس از اين نيروي خدا داد بيشتر استفاده کند پايههاي سرنوشت خود را بهتر ميتواند استوار سازد.
اساسيترين درسي که بايد انسان هر چه زودتر آنرا در آموزشگاه زندگي بياموزد، اينست که به خود ايمان داشته باشد. درک اين واقعيت با پيروزي انسان در هر مقام و موقعيتي برابر است. رابرت اولمان از مردماني بود که به نيروي انساني خود پي برده بود. شايد تاريخچه زندگي او را به اين زوديها کسي باور نکند، ولي خود او با کمال صراحت اعتراف ميکند که: در سن چهارده سالگي در اثر سانحهاي چشمانش را براي هميشه از دست داد و فهميد که ديگر مانند سايرين نميتواند از نيروي باصره استفاده کند، ولي همين حادثه تحول شگرفي از نظر روحي در او بوجود آورد، به جاي ياس و نااميدي تصميم گرفت، از ساير حواس خود تا سرحد امکان استفاده کند، اين طرز تفکر، براي او عاليترين و آموزندهترين درس زندگي بود. او ديگر راه زندگي را آموخته بود، به تدريج راه خود را پيش گرفته، به تحصيلات خود همچنان ادامه داد تا سرانجام در قسمت فلسفه و برخي از علوم ديگر فارغ التحصيلان، گرديد. بنابراين شرط اول موفقيت در راه مبارزه زندگي ايمان داشتن به نيروي انساني است،البته زير بناي اصلي اين شرط اعتقاد به خداوند است .هر کس بيشتر به خود اتکاء داشته باشد، پيشرفت او قطعي تر خواهد بود. امام محمد باقر عليهالسلام فرمود: المومن اصلب من الجبل الجبل يستقل منه و المومن لا يستقل من دينه شيّ. مومن از کوهها سختتر است، سنگها از هم شکسته ميشوند ولي مومن ازدينش چيزي کاهش نمييابد.
منبع :کتاب چگونه بايد بود |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 11:13 توسط ناشناس |
|
|
وقتی که واقعیت زیستی پی در پی، انسان را پس می راند و بر زمین می زند، چگونه می توان در چنبره ای از فقدان آگاهیهای لازم به زندگی، دلبسته و امیدوار بود؟
چندی پیش در خبرها آمده بود که یک دانشجوی مقطع دکترا پس از شنیدن جملهای با این مضمون از سوی استادش که: چرا زندهای؟ خود را با سیانور کشت. عدم امیدواری به زندگی یکی از ریشهایترین مواردیست که تاکنون کمتر در حوزهی آسیبشناسی اجتماعی به آن پرداخته شده است. در یک رویکرد جدی به فساد، فحشا، اعتیاد و حتی مواردی نظیر فقر و مهاجرت میتوان ریشهی عدم امیدواری به زندگی را یافت. ابعاد این ناامیدیها بیشک گسترده است. اگر نشانههای آن را در رفتارهای ناهنجاری مانند طلاق، ابتلا به افسردگی، خودکشی و یا مواردی از این دست بدانیم، بنابر آمار و اطلاعات موجود هر روز به میزان آن افزوده میشود. در یک بررسی که توسط سازمان بهزیستی انجام گرفته است، اینک حدود 30درصد از ازدواجها در کشور منجر به طلاق میشود. این طلاقها بهصورت عمده به دلیل فقر مالی، عدم کامیابی جنسی و اعتیاد است. گسترهی مخاطرات عدم امید به فردا میتواند ترکیبی باشد از عدم توجه ساختاری به امیدواری شهروندان و رویکرد دستگاههای اجرایی مرتبط، و همچنین مشکلات اقتصادی. این گسترده قادر است به صورت خزنده در جامعه همهگیر شود، به حدی که پوشیدن لباسهای رنگارنگ، خندیدن و یا تفریح در آن جامعه، ابعاد این ناامیدیها بیشک گسترده است. اگر نشانههای آن را در رفتارهای ناهنجاری مانند طلاق، ابتلا به افسردگی، خودکشی و یا مواردی از این دست بدانیم، بنابر آمار و اطلاعات موجود هر روز به میزان آن افزوده میشود. یک رفتار غیراصولی به حساب بیاید. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:45 توسط ناشناس |
|
|
عبداللهی در ساعت ده و ده دقیقه ی دهمین روز از دهمین ماه , سال ۱۳۴۹ در محله باغ بندر عباس به دنیا آمد. پدرش عبدالرحمن عبداللهی از کارگران بازنشسته شرکت نفت و مادرش مهرنگاربندری نیایی خانه دار است. او چهاربرادر و یک خواهر دارد، تنها خواهرش نسرین و برادرانش به ترتیب سن محمدطیب , نادر , علیرضا و عقیل هستند که ناصر برادر وسطی آنها است , یعنی سومی. ناصر در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند ( دو پسر و یک دختر ) به نامهای نوید، نازنین و نامی است. اما ناصر چطور خواننده شد؛
ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:33 توسط ناشناس |
|
|
یاد خدا ؛ تنها آرامش دهنده برای دلها
در زندگي هر انساني روح و روان و مسائل پیرامون آن نقش بسيار مهمي ايفا مي كنند. مشكلات مهم زندگی بیشتراز روح انسان ناشي مي شود و اگر روح و روان، آرامش و امنیت مناسبی نداشته باشد، تحمل فراز و نشيب هاي زندگي و روزگار نيز بسي دشوارتر مي شود. به همين منوال دردها و مشكلات جسمي نيز مشكل عمده اي است براي كساني كه از اينگونه مشكلات رنج مي برند اما همانطور كه همه مي دانيم جسم سالم در گرو داشتن روح و روان سالم است. با ساختن پايه و اساسِ روح مي توان در برابر تمامي معضلات زندگي حتي مشكلات جسمي و روحی عمقی نیز مقاومت و ايستادگي كرد. داشتن روحيه اي شاد و اُميدوار مي تواند ريسمان محكمي باشد براي رسيدن به اهداف والاي انساني. روحي كه با عرفان و راز و نياز با خدا اُنس داشته باشد هرگز در برابر مشكلات و ناملايمتي هاي روزگار شكسته، غمگین و بي طاقت نمي شود. روحي كه لحظه به لحظه وجود رحمت و بزرگي خداوند را در زندگي و ثانيه هاي عمرش حس كند كمتر دچار لغزش خواهد شد. ياد خدا و فريضه مهم دعا ، دو عامل مهمی هستند که نقش بسزایی در زندگي و استحكام بخشیدن به روح انسان و احساس امنیت کردن در برابر مسائل و مشکلات مختلفش ايفا مي كنند. روحي كه از ياد خدا غافل باشد سست مي شود و نمي تواند آنچنان كه بايد در برابر مشكلات و سختيها بايستد. روي آوردن به عرفان و نزديكي به خدا مي تواند ویژگیها و جنبه روحي و رواني افراد را به مراتب بالاي درك و انسانيت سوق دهد همچنين دعاکردن و راز و نياز با پروردگار هستی بخش مي تواند آرامش و آسایش بي تمثيلي در روح و روان انسان ها ايجاد كند. « اما گاهی اوقات پیش می آید که خواسته ای داریم و برای برآورده شدن آن خواسته و حاجت دعا می کنیم، تلاش می کنیم، تلقین می کنیم، تجسم خلاق می کنیم، انتظار می کشیم اما خواسته مان برآورده نمی شود، این فرآیند برای ما پیامی دارد. پیامش این است که در وضعیت فعلی خود، لازم است خلاء و نظم ایجاد کنیم. ادامه مطلب |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت 10:10 توسط ناشناس |
|
|
يك متنی رو براتون انتخاب كردم كه اميدوارم خوشتون بياد من و همسرم يك زندگي عاشقانه داريم زيرا... 1 - براي همديگر وقت صرف ميكنيم.
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:5 توسط ناشناس |
|
|
یک روز کارمند پستی که به نامه هایی که آدرس نامعلوم دارند رسیدگی می کرد متوجه نا مه ای شد که روی پاکت آن با خطی لرزان نوشته شده بود نامه ای به خدا |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 22:4 توسط ناشناس |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
اگه احساسمو کشتی اگه از یاد منو بردی اگه رفتی بی تفاوت به غریبه سر سپردی بدوون اینو که دل من شده جادو به طلسمت یکی هست این ور دنیا که تو یادش مونده اسمت
×××× گاهي اگر توانستي ، اگر خواستي ، اگر هنوز نامي از من در سر داشتي نه در دل! در كوچه ي تنهايي من قدمي بگذار شلوغيه كوچه ظاهريست ، نترس ، بيا، نگاهي پرت كن و برو همين |
| پیوندهای روزانه |
|
توکل به خدا همجا میرسونه تورو بوش را بزنید جایزه بگیرید آسمان سوق ندارد عشق آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|