تبليغاتX
عشق است
زندگی

«جمعیت الغای کار کودکان در ایران»

«مرکز ادبیات کودک، داروگ»

جمعه نوزدهم ژوئن 2009

بر اثر اغتشاش وشلوغی های این روزهای ایران هزینه های باید دوباره صرف شود تا مکان های که در آتش سوزی افرادی که معترض انتخابات بودند خرج شود و این از نادانی ماست که خود را به عذاب انداخته ایم...باید بگم افسوس میخورم از این حرکت های بدون فکر...!

 این پسر که با پارچه ای سبز رنگ در دست داشته میخواهد اعتراض خود را به مقامات بگویید که باز هم بی ایده هستش

  و این دختر ۲۰تا۲۳ ساله که باز هم از هوادارانی هستش که پارچه ای سبز رنگ بر روی مچ خود بسته و دستهایش را بالا برده و الان با یک پسر تفاوتی ندارد

مرگ بر دیکتاتور این دختر بهتون قول میدم تا چند ساله دیگه از این جمله پشیمون میشه مطمئن هستم که اگه حکومت ما دیکتاتوری هم باشه این دختر بی شک اعدام میشه اما هنوز ازاده.... 

 و این هم از دختر و پسر های که نمیشد از هم تشخیص بدین شما آزادی را میخواهید کدام آزادی این آزادی  دوست ندارم هیچوقت چنین آزادی در ایران باشه

 این هم از معترضین ضد حکومت که از همین حالا پرونده خود را سیاه کردند!

 به امید روزی همه افراد حکومت وهمه مردم دست به دست هم داده و بتوانند یک حکومتی بنا بگذاریم که برای آقا امام زمان آمادگی کامل داشته باشیم

یا حق....

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 13:0  توسط ناشناس | 

جوان یاسوجی به عشق«بانو سوسانو»خودکشی کرد!

 


 

يك جوان ياسوجي به خاطر علاقه به «سوسانو» هنرپيشه زن سريال جومونگ و مخالفت پدرش براي ازدواج با اين زن ، اقدام به خودكشي كرد. اين جوان كه پس از تماشاي سريال جومونگ بشدت به سوسانو علاقه‌مند شده بود و قصد ازدواج با او را داشت، هنگامي كه خانواده‌اش را از اين تصميم مطلع كرد، با مخالفت آنها روبه‌رو شد.

جوان ياسوجي از پدرش خواست تا با فروش گوسفندانش هزينه سفر وي به كشور كره و يافتن سوسانو را تامين كند و زماني كه متوجه شد خانواده‌اش حاضر به فروش گوسفندان نيستند، با خوردن قرص اقدام به خودكشي كرد.

به دنبال اين ماجرا، والدين جوان عاشق پيشه او را به بيمارستان منتقل كردند و با تلاش پزشكان، او از مرگ حتمي نجات يافت.

پدر اين جوان در ارتباط با اين موضوع گفت: پسرم تصور مي‌كرد براحتي مي‌تواند به كشور كره سفر و با هنرپيشه زن اين سريال ازدواج كند و زماني كه به وي گفتم مبلغ فروش كل گوسفندان كه تمام دارايي من است كمتر از يك ميليون تومان است، او نيز در اقدامي عجيب دست به خودكشي زد و اگر كمي دير به بيمارستان مي‌رسيد،‌ به طور حتم جان خود را از دست مي‌داد.

آخرين خبرها از وضعيت جسماني جوان ياسوجي حاكي است كه حال وي رو به بهبود است و از مرگ حتمي نجات يافته است.

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم خرداد 1388ساعت 12:52  توسط ناشناس | 
عشق یعنی!؟

عشق یعنی واژه ای شیطان صفت

عشق یعنی نابود شدن ولگد مال شدن

عشق یعنی دوری از یاد خدا

عشق یعنی مهستی و دیوانگی

عشق یعنی بازیچه دست این آن

عشق یعنی شهوتی بی انتها

عشق یعنی خودکشی ما دوتا

عشق یعنی بیخیال از زندگی 

عشق یعنی زدگی از درسها

عشق یعنی باور تجدید ها

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 12:10  توسط ناشناس | 


 زندگی مال تو مرگ مال من ، راحتی مال تو گرفتاری مال من ، شادی مال تو غم مال من ، همه چيز مال تو ولی تو مال من

 

salam azizam halet khoobe? omidvaram harfaye in dafe ro kamelan

jedi begiri . rastesh nemidonam az koja shoroo konam . az oon

avalin bari ke behet salam kardam va hamoon lahze ehsasamo azat

 ghayem kardam . az oon lahze ke ehsas kardam ba tamame vojood

garmaye vojoodet ro ehsas mikonam vali joratesho nadashtam ke

behet begam ya az oon lahzeii ke cheshmamo dookhte boodam be

idt ta tooye khialam cheragheto roshan konam va behet begam oon

harfio ke kheili vaghte too delame . behet begam az oon boghzi ke

kheili vaghte too geloom gir karde . vali hala dg mikham delamo

bezanam be darya mikham dad bezanam ta hame beshnavan .

azizam bavar kon ino ba tamame vojoodam va az amaghe delam

behet begam : " ta hala hich kas ro intori sare kar nazashte boodam

 "

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 12:41  توسط ناشناس | 

سير

يکي از قديمي ترين گياهان مورد مصرف غذايي و دارويي گياه سير است.  قديمي ترين اسناد به جاي مانده در مورد سير مربوط به کتيبه هاي سومريان است که از 2600 سال قبل از ميلاد مسيح به جاي مانده است.

همچنين سير يکي از مهمترين داروهاي مصر باستان است که حداقل 22 خاصيت درماني براي آن قائل بوده اند و در پاپيروس هاي به جاي مانده از 1550 سال قبل از ميلاد مسيح ثبت شده است.

هرودوت مورخ مشهور يونان که در 45 سال قبل از ميلاد مسيح به مصر سفر کرده اند و در تاريخ خود مي نويسد: کارگران که که ساخت اهرام مصر رابه عهده داشته اند از مقادير زيادي پياز، تربچه و سير استفاده مي کرده اند هرودرت همچنين اضافه مي کند که براي سيصد و شصت هزار کارگر سازنده اهرام مصر مقادير بسيار زيادي سير هر ساله جهت جلوگيري از امراض عفوني مورد نياز و مصرف بوده است.

اقوام يهود مصارف و فوائد سير را از مصريان آموخته و سپس اين تجربيات را به بيرون از مصر انتقال دادند. در بازار دارويي، اشکال مختلف فراوده هاي سير وجود دارد که بيش تر از همه به صورت تنطوره ، قرص و يا پرل هاي حاوي روغن هستند که توضيحات خلاصه اي درباره آنها داده مي شود.

تنطور سير شامل عصاره ي آبي الکلي مواد موجود در سير است که به طور تقريبي همان خاصيت سير را دارد ولي داراي بوي شديد بوده به همين دليل از آن کمتر جايي استفاده مي شود.

قرص سير حاوي پودر سير خشک شده است که بهترين شکل دارويي آن است و خواص آن تا حدودي شبيه سير تازه است و مواد موجود در ان نير حاوي اکثر موادي است که در سير تازه وجود دارد.

 بيش ترين فراوردهاي سيردر جهان به اين شکل است، و از آن جا که اين قرص ها داراي روکش هستند، لذا داراي بوي سير نبوده ولي بعد از خوردن کمي بوي سير از دهان به مشام مي رسد.

سوال مهمي که اکثر افراد دارند اين است که آيا خواص سير به شکل ترشي و يا در غذاهاي پختني و يا سرخ کرده نيز مانند سير تازه است؟

 از نظر علمي ، ترکيبات و مکانيسم اثر سير تا حد زيادي پيچيده است و به طور مثال ترکيبات موجود در سير تا زماني که پوست حبه ها جدا نشده باشد با زماني که سير پوست کنده و خرد شود کمي متفاوت است، يعني به محض له شدن سير و مجاور شدن آن با هوا تغييراتي در آن روي مي دهد.

چون مواد اصلي و موثر سير نسبت به هوا و به ويژه حرارت حساس هستند. هر چه سير بيش تر حرارت داده شود خواص آن کمتر مي شود.

بنابراين اثر سير در غذاهاي پخته و سرخ شده به مراتب کم تر از سير تازه است. همان بويي که در آشپزخانه از غذاهاي پختني و يا سرخ شده ي حاوي سير به مشام مي رسد مربوط به مواد گوگردي سير است که بالاتر از 60 درجه حرارت ، کم کم متصاعد مي شوند.

هم چنين سير وقتي به صورت ترشي در مي آيد دست خوش تغييراتي خواهد شد که به حرارات محيط ، سرکه زمان نگه داري و فاکتورهايي از اين قبيل بستگي دارد ولي در اکثر موراد داراي خواصي شبيه به سير است.
 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 10:47  توسط ناشناس | 

ماساژ

۱- بهبود حالت عضلات و پوست صورت. پوست نرمتر و با قوام تر می شود.

۲- ریلکس شدن عضلات صورت وچشمها.

۳- تسکین سر درد ها و دردهای ناحیه صورت. ۴- کاهش چین وچروک ریز و کم عمق پوست صورت.

۵- تحریک جریان خون.

۶-کاهش استرس و تنش. نکته:پیش از ماساژ صورت دستهای خود را با آب و صابون کاملا بشویید.

نکته:پیش از اقدام به ماساژ آرایش صورت خود را کاملا پاک کنید. نکته:چنانچه پوست صورت شما دچار آکنه و یا زخم است از ماساژ دادن صورت خودداری کنید. نکته:میتوانید در ماساژ صورت از روغنهای مخصوص نیز استفاده کنید. کف دستهای خود را به روغن آغشته کرده و به آرامی به صورت خود بمالید. (البته بغیر از ماساژ چشمها)

نکته:جهت کلی ماساژهای صورت میبایست مطابق  زیر باشد.

۱- چـشمـان خـود را ببـنـدید و کف دستها را روی چشمها قرار دهید. به روی چشم هـا فشـار ملایمی وارد کرده و به آهستگی دستها را بردارید.

۲- شـست خـود را در وسـط چـانه قـرار دهـیـد و با حرکات چرخشی آن را ماساژ دهید.

۳- با کـف دستـها، یـکی بدنبال دیگری، روی پیشانی را از راس بینی تا خط رویش موها بکشید.


۴- از راس بیـنـی شـروع کرده، و از ابتدا تا انتهای ابروها را با انگشتان شست و اشاره نیشگون وار بکشید.

۵- زیـر استـخوانهای گـونه را با ملایمت با سوی بالا فشار دهید و بمدت ۳۰ ثانیه نگه دارید.

۶- انگشت اشاره و انـگشت میانی را دو طرف سوراخهای بینی قرار داده و در جهت زیر استخوان هــای گونه، سپس بالاتر تا گوشها بکشید و در انتها در ناحیه شقـیــقه ها یکحرکت دایره وار انجام دهید.
۷- نـوک سـه انـگشـت خود را بروی بخش فوقانی پیشانیقـرار داده و بـا کـمـی فشـار بـه سـمــت شقیقه ها و پایین
بکشید.

۸- انگشتان را روی نقطه شروع ابروها گذاشته و به سمت شقیقه ها بکشید.

۹- انـگشـت اشـاره را از وسط لبـها به سمت گوشه لبها و بالا بکشید و ۳۰ ثانیه نگه دارید.

۱۰- از چـانه شروع کنید و کف دستانتان روی استخوانهای گونه و خط فـک بـه سـمت شقیقه ها و گوش مالش دهید.

۱۱- نوک انگشتان سبابه را روی چانه قرار داده و به سمت بـالا تـا پـایـین استخوانهای گونه بالا بکشید و ۳۰ ثانیه نگه دارید.

ماساژ چشمها

۱- کف دست خود را به روی چشم هـا گـذاشـته و مطابق شکل با اعمال فشاری ملایم بصورت چرخشی آنـرا ماساژدهید.

۲- شـست و انـگشت اشـاره خـود را مــطـابق شـکل رویپلکهای پایین و بالا قرار داده و با ملایمت به مدت ۳۰ ثانیه ماساژ دهید. دراین ماساژ باید کره چشمها را نیز احساسکنید.

۳- دو انـگشـت خـود را در دو طرف کره چشم قرار داده و باحـرکات ملایم رو به بالا و پایین بدون اعمال فشار چشمهارا ماساژ دهید.

۴- با چشمان کاملا باز و یا نیمه بسته، انگشت اشاره را در قسمت راست چشم(راست) قرار داده و سپس چشم را بسمت راست بچرخانید و در مقابل فشار انگشت روی کره چشم اندکی مقاومت کنید. برای چشم چپ نیز عکس بالا عمل کنید. این تمرین را سمت گوشه های داخلی چشم نیز انجام دهید.

چند ماساژ ژاپنی بر پایه طب سوزنی

۱- بـا ضـربات ریتـمیک و نرم با برآمدگیهای انگشتان دست به سر خود ضربه وارد کنید.تاثیر: آرامش بخش، رفع اضطراب.

۲- بـا شست خود روی برآمدگی وسط بینی، میان دو ابرورا فشار داده و نگه دارید. سپس فشار را بردارید. این عمل را تکرار کنید.تاثیر: آرامش بخش، رفع بی خوابی.

۳- سر را میان دو دست قرار داده و با ملایمت فشار دهید.
شست هـا را نیـز در نـاحیه شقیقه ها با حرکت چرخشیحرکت داده ونفس عمیقی بکشید.
تاثیر: رفع تنش، ریلکس کردن عضلات.

۴- انـگشت اشاره را به طـور افقی زیر بینی قرار داده و به چپ و راست حرکت دهید. این کار را ۱۲ بار تکرار کنید.تاثیر: تنظیم متابولیسم و افزایش اعتماد بنفس

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 10:36  توسط ناشناس | 
ریاضیات عشقولانه مرد باهوش + زن باهوش = عشقولانه مرد باهوش + زن خنگ = سکس مرد خنگ + زن باهوش = ازدواج مرد خنگ + زن خنگ = حاملگی ---------------------- حسابرسی اداری رییس باهوش + کارمند باهوش = سود رییس باهوش + کارمند خنگ = تولید رییس خنگ + کارمند باهوش = ترفیع رییس خنگ + کارمند خنگ = اضافه کاری -------------------------- ریاضیات خرید کردن یک مرد بابت یک کالای 1 دلاری که نیاز دارد 2 دلار می پردازد یک زن بابت یک کالای 2 دلاری که نیاز ندارد 1 دلار می پردازد ---------------------------- آمار و برابری عمومی یک زن نگران آینده است تا زمانی که شوهر کند یک مرد هرگز نگران آینده نیست تا زمانی که زن بگیرد یک مرد موفق مردیست که درآمدش بیشتر از مبلغی باشد که زنش خرج می کند یک زن موفق زنیست که بتواند چنین مردی را پیدا کند ------------------------------ شادمانی برای اینکه با یک مرد شاد باشید باید او را کاملا درک کنید و کمی دوست داشته باشید برای اینکه با یک زن شاد باشید باید او را کاملا دوست داشته باشید و اصلا سعی نکنید که او را درک کنید ---------------------------- طول عمر مردان متاهل بیشتر از مردان مجرد عمر می کنند در عوض مردان متاهل بیشتر آرزوی مرگ می کنند ------------------------- گرایش به تغییر زمانی که یک زن که با مردی ازدواج می کند انتظار دارد که او تغییر کند ولی اینگونه ن5ی شود زمانی که یک مرد با زنی ازدواج می کند مطمئن است که آن زن تغییر نمی کند و اینگونه می شود --------------------------- ادبیات گفتگو یک زن در بحث حرف آخر را می زند بعد از آن، هر حرفی که مرد بزند، شروع یک بحث جدید است
+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت 12:29  توسط ناشناس | 

راه و رسم عاشقی

 

من یک عمر به خدا دروغ گفتم و خدا هیچ گاه به خاطر دروغ هایم مرا تنبیه نکرد. می توانست، اما رسوایم نساخت و مرا مورد قضاوت قرار نداد. هر آن چه گفتم باور کرد و هر بهانه ای آوردم پذیرفت. هر چه خواستم عطا کرد و هرگاه خواندمش حاضر شد.
اما من! هرگز حرف خدا را باور نکردم، وعده هایش را شنیدم اما نپذیرفتم. چشم هایم را بستم تا خدا را نبینم و گوش هایم را نیز، تا صدای خدا را نشنوم. من از خدا گریختم بی خبر از آن که خدا با من و در من بود.
می خواستم کاخ آرزوهایم را آن طور که دلم می خواهد بسازم نه آن گونه که خدا می خواهد. به همین دلیل اغلب ساخته هایم ویران شد و زیر خروارها آوار بلا و مصیبت ماندم. من زیر ویرانه های زندگی دست و پا زدم و از همه کس کمک خواستم. اما هیچ کس فریادم را نشنید و هیچ کس یاریم نکرد. دانستم که نابودی ام حتمی است. با شرمندگی فریاد زدم خدایا اگر مرا نجات دهی، اگر ویرانه های زندگی ام را آباد کنی با تو پیمان می بندم هر چه بگویی همان را انجام دهم. خدایا! نجاتم بده که تمام استخوان هایم زیر آوار بلا شکست. در آن زمان خدا تنها کسی بود که حرف هایم را باور کرد و مرا پذیرفت. نمی دانم چگونه اما در کمترین مدت خدا نجاتم داد. از زیر آوار زندگی بیرون آمدم و دوباره احساس آرامش کردم. گفتم: خدای عزیز بگو چه کنم تا محبت تو را جبران نمایم.

خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان در همه حال در کنار تو هستم.

گفتم: خدایا عشقت را پذیرفتم و از این لحظه عاشقت هستم. سپس بی آنکه نظر خدا را بپرسم به ساختن کاخ رویایی زندگی ام ادامه دادم. اوایل کار هر آنچه را لازم داشتم از خدا درخواست می کردم و خدا فوری برایم مهیا می کرد. از درون خوشحال نبودم. نمی شد هم عاشق خدا شوم و هم به او بی توجه باشم. از طرفی نمی خواستم در ساختن کاخ آرزوهای زندگی ام از خدا نظر بخواهم زیرا سلیقه خدا را نمی پسندیدم. با خود گفتم اگر من پشت به خدا کار کنم و از او چیزی در خواست نکنم بالاخره او هم مرا ترک می کند و من از زحمت عشق و عاشقی به خدا راحت می شوم. پشتم را به خدا کردم و به کارم ادامه دادم تا این که وجودش را کاملاً فراموش کردم. در حین کار اگر چیزی لازم داشتم از رهگذرانی که از کنارم رد می شدند درخواست کمک می کردم. عده ای که خدا را می دیدند با تعجب به من و به خدا که پشت سرم آماده کمک ایستاده بود نگاه می کردند و سری به نشانه تاسف تکان داده و می گذشتند. اما عده ای دیگر که جز سنگهای طلایی قصرم چیزی نمی دیدند به کمکم آمدند تا آنها نیز بهره ای ببرند. در پایان کار همان ها که به کمکم آمده بودند از پشت خنجری زهرآلود بر قلب زندگی ام فرو کردند. همه اندوخته هایم را یک شبه به غارت بردند و من ناتوان و زخمی بر زمین افتادم و فرار آنها را تماشا کردم. آنها به سرعت از من گریختند همان طور که من از خدا گریختم. هر چه فریاد زدم صدایم را نشنیدند همان طور که من صدای خدا را نشنیدم. من که از همه جا ناامید شده بودم باز خدا را صدا زدم. قبل از آنکه بخوانمش کنار من حاضر بود. گفتم: خدایا! دیدی چگونه مرا غارت کردند و گریختند. انتقام مرا از آنها بگیر و کمکم کن که برخیزم.

خدا گفت: تو خود آنها را به زندگی ات فرا خواندی. از کسانی کمک خواستی که محتاج تر از هر کسی به کمک بودند.

گفتم: مرا ببخش. من تو را فراموش کردم و به غیر تو روی آوردم و سزاوار این تنبیه هستم. اینک با تو پیمان می بندم که اگر دستم را بگیری و بلندم کنی هر چه گویی همان کنم. دیگر تو را فراموش نخواهم کرد. خدا تنها کسی بود که حرف ها و سوگندهایم را باور کرد. نمی دانم چگونه اما متوجه شدم که دوباره می توانم روی پای خود بایستم و به زودی خدای مهربان نشانم داد که چگونه آن دشمنان گریخته مرا، تنبیه کرد.
گفتم: خدا جان بگو چگونه محبت تو را جبران کنم.

خدا گفت: هیچ، فقط عشقم را بپذیر و مرا باور کن و بدان بی آنکه مرا بخوانی همیشه در کنار تو هستم.

گفتم: چرا اصرار داری تو را باور کنم و عشقت را بپذیرم.
گفت: اگر مرا باور کنی خودت را باور می کنی و اگر عشقم را بپذیری وجودت آکنده از عشق می شود. آن وقت به آن لذت عظیمی که در جست و جوی آنی می رسی و دیگر نیازی نیست خود را برای ساختن کاخ رویایی به زحمت بیندازی. چیزی نیست که تو نیازمند آن باشی زیرا تو و من یکی می شویم. بدان که من عشق مطلق، آرامش مطلق و نور مطلق هستم و از هر چیزی بی نیازم. اگر عشقم را بپذیری می شوی نور، آرامش و بی نیاز از هر چیز.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:41  توسط ناشناس | 
 

 

مراسم نور افشاني در ميدان آزادي و مراسم نور افشاني در برج ميلاد


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:38  توسط ناشناس | 

 

 

سایت بزرگ پی سی پارسی دات کام

يکي از دست‌اندرکاران زن سريال يوسف پيامبر در تماس با آينده، از سرنوشت رابطه يوسف و زليخا و خواستگاري همسر يوسف از زليخا خبر داد.

وي نسبت به طرح مساله چند زني در سريالهاي تلويزيوني و خصوصا اين سريال تاريخي - مذهبي انتقاد كرد.

وي كه نمي‌خواست نامش فاش شود با ارسال مطلبي، خود را اين گونه معرفي كرده است: من يكي از عوامل پروژه يوسف پيامبر (ع) هستم كه نمي‌خواهم نامم فاش شود؛ چراكه كارگردان اين كار اعتقاد دارد هيچ كس نبايد به اين سريال انتقاد كند. البته من ترسي از اين‌كه جوابي بشنوم ندارم و همين‌كه صدايم توسط مسوولان شنيده شود برايم كافي است.

وي سپس با اشاره به روند به تصوير كشيدن موضوع چند زني در سريال‌هاي تلويزيوني، در اين زمينه يادآور شده‌است: تقريبا 17- 18 سال است كه در تلويزيون و سينماي ما روندي به اسم «روند عادي‌سازي تجديد فراش آقايان» آغاز شده‌است؛ 17-18 سال است كه تلويزيون ما اجازه مي‌دهد اين مسايل در فيلم‌ها و سريال‌هاي ما مطرح شود و شايد تنها بتوان اين مساله را اين گونه تفسير كرد كه آرزوي برخي مردان مملكت ما و هم‌چنين مسوولان ما اين است كه شايد روزي اين امر در كشور ما نيز همانند عربستان تحقق يابد.

وي در ادامه مطلب خود آورده‌است: تقريبا از پنج شبكه تلويزيوني كه سريال پخش مي‌كنند، هر شب يكي از شبكه‌ها مساله چند زني را به تصوير مي‌كشند و آيا كسي هست كه منكر ‌شود اين مطب به راحتي در سريال‌ها جا انداخته شده‌است؟! كما اين‌كه مساله چند زني ابتدا با تقبيح ماجرا شروع شد و تمامي اين سريال‌ها به اين سمت رفتند كه با زشت نشان دادن اين اتفاق و مقصر جلوه دادن مرد، اين مساله را به بيننده القاء كنند كه چه‌قدر اين قضيه بد است هرگونه فحش و بر و بيراهي را نثار مرد كنند.

نمايش مساله چند زني در سريال‌ها، كم‌كم به اينجا رسيد كه ديگر فحش و بدوبيراهي به مرد در كار نبود و همه مي‌گفتند بيچاره زن اول و اين كار غيرانساني است. اما حال كار به جايي رسيده است، كه مي‌گويند زن اول حتما ايرادي دارد كه مرد سراغ زن ديگري رفته است و اين مرد بيچاره و بدبخت، اگر زني جلوي راهش قرار نگيرد، گمراه نمي‌شود!

وي در ادامه به پخش چندباره فيلم «هوو» از تلويزيون اشاره كرده و آورده‌است: در كنار سريالهايي كه از آنها نام بردم، كارهايي مثل «هوو» و «اس‌ام‌اس از ديار باقي» هم ساخته مي‌شوند كه فاجعه هستند و جز اين‌كه مسوولان قصد دارند با ساخت چنين كارهايي موضوع چند زني را رواج دهند، فكر ديگري را به ذهن متبادر نمي‌كنند.

او در ادامه با اشاره به سريال يوسف پيامبر(ع) و طرح موضوع چند زني در ساخته فرج‌الله سلحشور، تصريح كرده‌است: اما در بين سريال‌هاي نام برده شده و كارهايي مشابه آنها، سريال يوسف (ع) دارد پا را فراتر گذاشته است؛ اين در حالي است كه اين سريال يك سريال مبله روز نيست و تمام اين توجيهات را با يك پيامبر نشان مي‌دهد.

او سپس بار ديگر درباره سريال يوسف پيامبر(ع) به نويسندگي و كارگرداني فرج‌الله سلحشور آورده‌است: اين سريال از همان ابتدا يعقوب پيامبر را نشان مي‌دهد كه چهارزنش با هم زندگي مي‌كنند و او با سوگلي خود(جوان‌ترين زنش) به گردش مي‌رود و به بچه‌هاي اين زن هم توجه ويژه دارد.
علاوه بر اين‌که خواهر بودن دو همسر ايشان به تعبير آيت‌ا... جعفر سبحاني از مراجع تقليد برگرفته از اسرائيليات است، ‌رفتار يعقوب با همسرانش خلاف عدالت است. و حال آن كه در قسمتي از سريال كه قرار است به زودي پخش شود، زن يوسف پيامبر(ع) را مي‌بينيم كه براي او به خواستگاري زليخا كه جوان‌تر و زيباتر از قبل هم شده‌است، مي‌رود!

وي سپس به طرح اين پرسش پرداخته كه آيا مسوولان صداوسيما تصميم دارند اين سكانس‌ها را به نظاره بنشينند؟! او ادامه داده‌است: مگر نه اين است كه علماي ما همواره تأكيد دارند كه قصص قرآني را تا آن‌جا كه قرآن مطرح كرد، بيان كنيد؟ اين در حالي است كه كارگردان يوسف پيامبر(ع) روي مطالبي كه سنديت چندان هم ندارد، دست مي‌گذارد و نشان مي‌دهد كه زن اول براي ديگري به خواستگاري مي‌رو‌د! در چنين شرايطي مسوولان ما اين پرسش را مطرح مي‌كنند كه چرا آمار طلاق در جامعه زياد است.

وي خطاب به فرج الله سلحشور گفته است: آيا ايشان فكر كرده اين سكانس‌هايي كه نشان مي‌دهد معنايش عدالت است؟! آقاياني كه در شوراي طرح و برنامه اين طرح را تصويب كرده‌اند، مگر غير از اين معتقدند كه سوره يوسف(ع) قصد دارد، عفت وپاكدامني را رواج دهد؟!

او در ادامه به طرح اين پرسش پرداخت كه چرا به اين روند 17-18 ساله در صداوسيما اعتراضي نشده‌است و چرا كار به جايي رسيد كه سريال يوسف پيامبر(ع) به سريال زليخا مبدل شده‌است؟!

وي هم‌چنين به طرح پرسش از سيد عزت‌الله ضرغامي پرداخت كه آيا صداوسيماي ما جايي براي بروز آرزوها و همراه‌ كردن مردم با آرزوهاي فيلم‌سازان و جاانداختن و عادي‌كردن اين مسايل در جامعه ما است؟!

او در پايان اين مطلب آورده‌است: دلم مي‌خواهد بدانم آيا هيچ مسوول متعهدي در اين كشور نيست كه به زنان عزت و احترام واقعي بگذارد؟! آيا شعارهايي كه درباره تحكيم خانواده داده مي‌شود، واقعي است؟ آيا در چنين شرايطي زن مي‌تواند در خانواده محور باشد، درحالي كه مدام احساس مي‌كند كه ممكن است به او خيانت شود؟! متأسفم براي آقاي سلحشور و متأسفم اگر از سوي هيچ مقام مسوولي جوابي به حرف‌هاي من داده نشود.منبع اينده


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت 19:31  توسط ناشناس | 

يک حرکت زيبا

چهار دانشجو كه به خودشان اعتماد كامل داشتند يك هفته قبل از امتحان پايان ترم به مسافرت رفتند و با دوستان خود در شهر ديگر حسابي به خوشگذراني پرداختند. اما وقتي به شهر خود برگشتند متوجه شدند كه در مورد تاريخ امتحان اشتباه كرده اند و به جاي سه شنبه، امتحان دوشنبه صبح بوده است. بنابراين تصميم گرفتند استاد خود را پيدا كنند و علت جا ماندن از امتحان را براي او توضيح دهند. آنها به استاد گفتند: « ما به شهر ديگري رفته بوديم كه در راه برگشت لاستيك خودرومان پنچر شد و از آنجايي كه زاپاس نداشتيم تا مدت زمان طولاني نتوانستيم كسي را گير بياوريم و از او كمك بگيريم، به همين دليل دوشنبه دير وقت به خانه رسيديم.».....استاد فكري كرد و پذيرفت كه آنها روز بعد بيايند و امتحان بدهند. چهار دانشجو روز بعد به دانشگاه رفتند و استاد آنها را به چهار اتاق جداگانه فرستاد و به هر يك ورقه امتحاني را داد و از آنها خواست كه شروع كنند....آنها به اولين مسأله نگاه كردند كه 5 نمره داشت. سوال خيلي آسان بود و به راحتي به آن پاسخ دادند.....سپس ورقه را برگرداندند تا به سوال 95 امتيازي پشت ورقه پاسخ بدهند كه سوال اين بود: « كدام لاستيك پنچر شده بود؟»....!!!

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:32  توسط ناشناس | 
  • فرزاد ناظم  (شرکت یاهو)
  • پروفسور علی جوان (کاشف لیزر هلیمی)
  • امید کردستانی  (گوگل)
  • پیر امیدیار   (ای‌بِی e-bay)
  • پروفسور لطفی‌زاده (استاد دانشگاه آمريكا و پدر منطق فازی)
  • ماریا خرسند (رئیس شرکت اریکسون)
  • وحید تارخ (مخترع کدهای فضا-زمان در مخابرات)
  • آندره آغاسی (قهرمان تنیس)
  • حسین اسلامبلچی(رئيس شرکت مخابرات آمریکا AT&T)
  • بیژن داوری (معاون ارشد شرکت آی‌بی‌ام)
  • انوشه انصاری (رئیس موسسه فناوری تل‌کام و حامی مالی جایزه انصاری)
  • فیروز نادری (مدیر پروژهٔ مریخ‌نورد ناسا)
  •  
  • محمد جمشیدی (استاد دانشگاه و عضو همکار در برخی از پروژه‌های ناسا)
  • آزیتا ولی‌نیا (استاد فیزیک دانشگاه در آمریکا و عضو پژوهشگران ناسا)
  • آزاده تبازاده (دانشمند ایستگاه فضایی ناسا)
  • کریستین امان‌پور (رئیس بخش خبری سی‌ان‌ان در آمریکا)
  • شهره آغداشلو (بازیگر)
  • فریار شیرزاد (معاون وزارت بازرگانی آمریکا و دستیار ریاست جمهوری آمریکا در کاخ سفید)
  •  
  • کتیا فلک‌شاهی (مدیر شرکت NEA)
  • بيژن پاكزاد (بزگترين سازندهٔ عطر و طراح لباس جهان)
  • آسیه نامدار (گوینده اخبار در سی‌ان‌ان)
  • محسن معظمی (معاون ارشد شرکت سیسکو سیستم)
  • رودی بختیار (از مجریان خبری در سی‌ان‌ان)
  • پروفسور عبدالحسن آستانه اصل (استاد دانشگاه برکلی،کالیفرنیا،آمريكا و
  •  محقق ) چگونگی ریزش برجهای دوقلو در حادثه ۱۱ سپتامبر)

    منبع سایت ویکی پدیا

    کاش لااقل اونایی که موندن تو ایران قدرشونو بدونیم

  • + نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:28  توسط ناشناس | 

    مردی در مسابقه ی اطلاعات عمومی شرکت کرده است و سعی در بردن

    جایزه یک میلیون دلاری را دارد .

    سوالات را بخوانید

    ۱ـ جنگ صد ساله چند سال طول کشید؟

    الف) ۱۱۶ سال

    ب ) ۹۹ سال

    ج ) ۱۰۰ سال

    د ) ۱۵۰ سال

    او نمیتواند به این سوال جواب دهد

    ۲ـ کلاه های پاناما در چه کشوری تولید میشود؟

    الف) برزیل

    ب) شیلی

    ج) پاناما

    د)اکوادور

    حالا او با خجالت از دانشجویان تماشاگر درخواست کمک میکند

    ۳ـ روس ها در چه ماهی انقلاب اکتبر را جشن میگیرند؟

    الف) ژانویه

    ب) سپتامبر

    ج) اکتبر

    د) نوامبر

    این بار هم شرکت کننده درمانده تقاضای فرصت میکند

    ۴ـ اسم شاه جرج سوم چه بود؟

    الف) ادر

    ب) آلبرت

    ج) جرج

    د) مانوئل

    خوب بقیه حضار باید به دادش برسند

    ۵ـ نام جزایر قناری در اقیانوس آرام از کدام حیوان گرفته شده؟

    الف) قناری

    ب) کانگارو

    ج) توله سگ

    د) موش

    در اینجاست که شرکت کننده ی بخت برگشته از ادامه ی مسابقه انصراف میده

    اگر خیلی خودتان را گرفته اید که همه ی جوابها را میدانید و به این بنده ی خدا هم کلی

     خندیدید بهتره اول جوابها را بخوانید

    جوابها

    ۱ـ جنگ صد ساله در واقع ۱۱۶ سال طول کشید (۱۳۳۷ـ۱۴۵۳)

    ۲ـ کلاه پاناما در اکوادور تولید میشه

    ۳ـ انقلاب اکتبر در ماه نوامبر جشن گرفته میشه

    ۴ـ اسم شاه جرج .آلبرت بوده که بعد از به سلطنت رسیدن به جرج تغیر یافت

    ۵ـ توله سگ .اسم لاتین آن

    insularia canaria یعنی جزایر توله سگ

    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:25  توسط ناشناس | 

     

    بیشتر ما یاد گرفته ایم که مدام در پی چیز بعدی و بعدی و بعدی باشیم و خود را متقاعد کرده ایم که شادی ما فقط در مقصد مطلوبمان قرار دارد. خودمان را در چرخه پایان ناپذیر خواستن و انتظار کشیدن گرفتار کرده ایم.

    وقتی برای خوشحال بودن و برای تجربه خوشی و نشاط و موفقیت در انتظار " آن روز که ..." هستیم ، در توهمی زندگی میکنیم که موجب دلمردگی ما شده است و توان لذت بردن از زندگی کنونی را از ما میگیرد.

    رؤیاها با رنگها و مزه های مختلف به سراغمان میآیند و بیشتر اوقات ما آنها را با هدف اشتباه میگیریم. "وقتی که عاقبت به ... برسم". "همین که این دوره ی ... بگذرد، رژیم میگیرم و به سلامتی ام توجه میکنم" و... این طرز فکر مارا دچار خشم و ناتوانی و نارضایتی مداوم میکند.
    رؤیاهایمان سالهای پیاپی فریبمان میدهد و چشمانمان را می بندد و ما را در انجام تغییراتی که میخواهیم ناتوان میکند.

    فقط زمانی نیروی متعالی کردن زندگیمان را در اختیار خواهیم گرفت که رؤیاهایی که ما را در آرزوی و انتظار تغییر وضعیت نگاه داشته اند آشکار کنیم.

    از شما می خواهم که خوب نگاه کنید و ببینید منتظر چه هستید. کدام رؤیای "یک روز..." مدام شادی و رضایتتان را به تعویق می اندازد.
    وقتی خوشحال خواهم بود که: این مقدار پول در بیاورم، به دانشگاه بروم، شغل خوبی پیدا کنم، به وزن دلخواهم برسم، بدهی هایم را بپردازم.

    اگر یکی یا بعضی از این عبارات برایتان آشناست احتمالا در رؤیایی گرفتار شده اید که امکان نشاط و موفقیتی را که شایسته آن هستید از شما میگیرد.

    برای آنکه فراسوی رؤیاهایتان بروید و واقعا زندگی رؤیایی خود را بیافرینید باید آنچیزی را که واقعا به دنبالش هستید آشکار کنید و ببینید که وقتی سرانجام به آرزوی خود برسید چه احساسی خواهید داشت.

    اگر در آرزوی شهرت هستید میخواهم بگویم که در واقع شما به دنبال شهرت نیستید بلکه خواهان احساسی هستید که فکر میکنید شهرت به شما میدهد. با جواب دادن به این سؤال که "وقتی بینهایت مشهور شوم چه احساسی خواهم داشت؟" متوجه میشوید که واقعا خواستار چه هستید. شاید احساس ارزشمند بودن ، قدرتمند بودن ، مهم یا خاص بودن برایتان مطلوب است.

    بسیاری را میشناسم که فکر میکنند اگر کمی پول بیشتر ، موفقیت یا شهرت یا هر چیز بیشتر دیگری داشته باشند خوشبختی را پیدا میکنند اما این یک خیال و یک توهم است!

    اما چطور میتوان به شادی دست یافت؟ فقط کافیست که خیالاتمان را تشخیص دهیم  و  از خودمان بپرسیم: اگر این اتفاق رخ دهد چه احساسی به من دست خواهد داد؟ بعد روند بخشیدن آن احساس به خودمان را آغاز کنیم و آن گام به راستی زندگی ما را متحول میکند.

    وقتی متعهد میشویم که به نیازهایمان رسیدگی کنیم و احساساتی را که آرزو داریم به خودمان ببخشیم معجزه حقیقی رخ میدهد و می بینیم که هر چیزی را که آرزومندش هستیم در دسترس ما قرار دارد ، آنگاه خواسته های ما واقعیتی میشود که میتوان مطالبه اش کرد البته به شرطی که حاضر باشیم کارهای لازم را انجام دهیم و مسؤلیت نیازهایمان را بپذیریم.


    اقدام کنید و خیالات خودتان را بررسی کنید:

    شرحی از زندگی خیالی موردنظرتان را که امیدوارید روزی به آن برسید بنویسید. خیالاتتان را تجزیه و تحلیل کنید تا تشخیص دهید که امیدوارید با تحقق آنها به چه احساسی دست پیدا کنید. بعد یک کار را مشخص کنید که با انجام دادنش بطور روزانه بتوانید همان احساسی را که دنبالش هستید در خودتان بوجود آورید. البته خودتان را متعهد کنید که صد در صد مسؤل آفرینش احساس مطلوبتان باشید.

                                                     برگرفته از : بهترین سال زندگی ( دبی فورد )

    + نوشته شده در  دوشنبه هفتم بهمن 1387ساعت 19:2  توسط ناشناس | 
    سلام دوستای گلم اگه میشه یه نظری درمورذ این عکس بده بگید منظورش چیه؟؟؟؟؟

     

         

    amin
     
     
     
     
    دانه های باران به شیشه ها
    ترانه دارد

    در اجاق من آتشی
    به چشمان من
    زبانه دارد

    بسته هر دری
    خفته هر که خانه دارد
    مرغ هوا هم آشیانه دارد

    شب سمج می نماید و دل
    بهانه دارد

    دل هوای او
    دل هوای می
    دل هوای بانگ عاشقانه دارد

    آن پرستوک از دیار ما
    بارغم به دل
    رفت و کس ندانم کزو
    نشانه دارد

    غم نشسته باغ جان من
    جنگلی است بی شکوفه لیک
    بنگر ای بهار دیررس
    شاخه ها جوانه دارد

    آتش است و ... شعله ها و دود
    طرح او فکنده در نظر
    با خیال او نگاه من
    خلوتی شبانه دارد

    پشت شیشه ها
    باد رهگذر
    ترانه دارد
    ...

    سیاوش کسرایی

    + نوشته شده در  شنبه پنجم بهمن 1387ساعت 19:5  توسط ناشناس | 

    فقط من مانده‌ام . و بس.

    دیروز .. عصر رفتم کافه سنایی. یک ماه قبل هم سرزده بودم . بسته‌بود. همسایه‌اش گفت دارد تعمیرات می‌کند..
    دیروز اما باز بود. با این تفاوت که دیگر کافه سنایی من نبود. کلبه کوچک دوست‌داشتنی‌ام.. فکر می‌کردم اگر همه خاطرات خوش دوستان از‌دست‌داده‌ام را از من بگیرند، باز جایی هست که بروم و برای خودم - با یادشان - در تنهایی خلوت کنم..
    همه‌چیزش را تغییر داده‌اند. دیگر نه موسیقی دارد، نه آقای سی‌دی فروش و نه آن چهارپایه‌های لق ناراحتش را.. و نه مجتبی و نه سیگار برگ و نه آن ویترین پر از شکلات و سیگارش. در آنجا هم سیگار را ممنوع کرده اند... و یک موسیقی بی‌کلام غمگین به‌جای هایده و دلکش و گیتی آواز می‌خواند.
    راستش .. امروز که این را می‌نویسم از آن وقتهای نوشتنم نیست. یعنی کلمات خوب جفت و جور نمی‌شوند و حال نمی‌دهند.. اما فکر کردم مهم نیست. خواستم فقط بنویسم.
    که رفتم کافه سنایی بی‌دوست. بی عشق. تنها. و کسی نبود.و من فقط جاي همه نشسته بودم. به یاد ایرج. مامک . علیمان. پدرام. علی پ. آذر. موتوتی. سیگار برگ. سی‌دی کمرون. هات‌چاکلت. موکا و بوسه. و فهمیدم که گاه تنهایی بسیار بزرگ تر از غصه خودش می‌شود....

    + نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1387ساعت 19:50  توسط ناشناس | 

    جهان سومی...

     

    سلام به همه ی دوستان خوب و گلم، این دفعه با موضاعات  متنوع و طولانی  آپ کردم که امیدوارم مورد قبول همگی باشه و بتونیم از نظرات عالیتون استفاده کنیم، این اولین آپ دوران دانشجوییم _ ترم اولی_  که انشا الله مورد قبول باشه. هر چی به نظرم جالب بوده واستون گذاشتم؟

    دلم گرفته از خیلی چیزا از خیلی از افراد.دل گرفته-هوای ابری-برف-سرما-آدمای کم لطف و نامهربونیاشون- امتحان ودرسهای نخونده ای که حوصلشونو نداری- روزگار و کاراش.... . خدایا شکرت   کمکم کن مثل همیشه. کمکم کن

     

    برهنگی, بیماری عصر ماست.
    به گمان من, تن تو باید مال کسی باشد
    که روحش را برای تو
    عریان کرده است.
    "چارلی چاپلین"

    ...............................................

     من یک جهان سومی هستم؟

    بعضی سوختن ها جوری هستند که تو امروز میسوزی، اما فردا دردش را حس میکنی...داستان کیفیت زندگی و "رشد" آدمها در جاهایی که " جهان سوم" نامیده میشوند، مثل همین جور سوزش هاست ...از هر دوره که میگذری، میسوزی و در دوره بعد دردش را میفهمی...

    شادی ها و دغدغه های کودکی ما : در همان گوشه دنیا که "جهان سوم " نامیده میشود، شادی های کودکی ما درجه سه است ، ولی دغدغه های ما جدی و درجه یک... شادی کودکیمان این است که کلکسیون " پوست آدامس" جمع کنیم...یا بگردیم و چرخ دوچرخه ای پیدا کنیم و با چوبی آن را برانیم... توپ پلاستیکی دو پوسته ای داشته باشیم و با آجر، دروازه درست کنیم و در کوچه های خاکی فوتبال بازی کنیم... اما دغدغه هایمان ترسناک تر بود...اینکه نکند موشکی یا بمبی، فردا صبح را از تقویم زندگی ات خط بزند... اینکه نکند "دفاعی مقدس"، منجر به مرگ نامقدس تو بشود یا تو را یتیم کند...

    از دیفتری میترسیدیم... از وبا.... از جنون گاوی... مدرسه، دغدغه ما بود...خودکار بین انگشتان دستمان که تلافی حرفهای دیروز صاحبخانه به معلممان بود... تکلیفهای حجیم عید ... یا کتابهایی که پنجاه سال بود بابا در آنها آب و انار میداد...

    شادی ها و دغدغه های نوجوانی ما: دوره ای که ذاتا بحرانی بود و بحران " جهان سوم" بودن هم به آن اضافه شده... در آین دوره، شادی هایمان جنس " ممنوعی" دارند... اینکه موقتی عاشق شوی...دوست داشتن را امتحان کنی...  اما همه این شادی ها را در ذهنمان برگذار میکردیم... کلا زندگی یک نفره ای داریم با فکری دو نفره.... این میشد که یاد بگیریم "جهان سومی" شادی کنیم... به جای اینکه دست در دست دخترک بگذاریم وبا او قدم بزنیم . فقط دنبالش کنیم...یا اینکه نگوییم" دوستت دارم" و بگوییم " امروز خانه خالی دارم"

    در عوض دغدغه هایمان بازهم جدی هستند...اینکه از امروز که 15 سال داری، باید مثل یک مرتاض روی کتابهای میخی مدرسه ات دراز بکشی و تا بیست و چهار سالگی همانجا بمانی... بترسی از این که قرار است چند صفحه پر از سوالات "چهار گزینه ای" ، آینده تو ، شغل تو ، همسر تو و لفب تو را تغیین کند... تو فقط سه ساعت برای همه اینها فرصت داری...

    شادی ها و دغدغه های جوانی ما: شادی ها کمرنگ تر میشود و دغدغه ها پررنگ تر... شاید هم این باشد که شادی هایت هم، شکل دغدغه به خودشان میگیرند...مثلا شادی تو این است که روزی خانه و ماشین میخری ... اما رسیدن به این شادی ها برایت دغدغه میشود.....رسیدن به آنها برای تو هدف میشود...هدفی که حتما باید "جهان سومی" باشی که آنرا داشته باشی... و هیج جای دیگربرای کسی هدف نیستند...

    معبارهای " آدم خوب بودن" جهان سومی هم دغدغه تو میشود...و میترسی از اینکه نکند کسی قبل از خدا، تو را در این دنیا محاکمه کند...

    بعضی از شادی هایت غیر انسانی میشود...با پول شهوتت را میخری...با گردی سفید مست میشوی نه با شراب... با دود دغدغه هایت را کمرنگتر میکنی و غبار آلود....

    اگر جهان سومی باشی، استاندارد و مقیاس های تمام اجزای زندگی تو، جهان سومی میشود... اینکه در سال چند بار لبخند میزنی...در روز چند بار گریه میکنی...راهی که تو را به بهشت و جهنم میرساند... و حتی جنس خدای تو هم جهان سومیست....

    در این دنیای عجیب، دیدن دست برهنه یک زن هم میتواند براحتی تو را خطاکار کند و قلبت را به تپش وادارد...در این دنیا "سلام " به غریبه و بی دلیل، نشانه دیوانگیست... لبخند بی جای زن هم دلیل فاحشگی اوست...

    در این جهان سوم ، کسی را نداری که به تو بگوید چقدر مسواک و خمیردندان، واکسن، ک.ا.ن.د.و.م، بوسیدن، خندیدن، رقصیدن خوب هستند...اینکه آینده خوب را خودت باید رقم بزنی و کسی قرار نیست برای این کار به تو کمک بکند.... اینکه همیشه جهان اول ، طاعون جهان سوم نیست...

    گاهی فکر میکنی که به سرزمین جهان اولی ها مهاجرت کنی تا از جهان سومی بودن رها شوی...اما میفهمی که با مهاجرتت شادی ها، دغدغه ها، جهانبینی، خدا و معیارهایت هم با تو سفر میکنند.... گاهی میمانی که این جهان سوم است که کیفیت تو را تعیین میکند یا اینکه "تو " جهان سوم را درست میکنی؟

    ..........................................................

    دوستی ها...؟

    يكي با هم كلاسي دوست ميشه .

    يكي با باباش دوست ميشه

    يكي با مادرش

    يكي با دختري ويكي با پسري

    ويكي باخداي خودش دوست ميشه

    كدوم يكي يكست و نيكست

    بيايد راهمون رو پيدا كنيم

    کدوم دوستی از همه بهتره...؟

    ...............................................................................

    خدايا!
    چون ماهيان كه از عمق و وسعت دريا بي خبرند ،
    عظمت و ژرفاي عمق تو را نمي شناسم.
    فقط مي دانم ...
    كه معبود اين دل خسته هستي
    و اگر ديده از من بر گيري ،
    خواهم مرد.

    ..................................................

    ۱) یکی دلش به 100 دل بنده

    2) یکی 100 دل به یه دل میبنده

    3) یکی دل به یه دل میبنده و تا آخرش پابنده

    4) یکی هر بار به یکی دل میبنده

    5) یکی دل میبنده تا بخنده

    6) یکی دلش آکبنده مونده به کی دل ببنده

     حالا تو دلت شماره چنده؟

     ........................................................................... 

    نمي دانم چرا ما انسان ها عادت داريم آبي وسيع آسمان را رها كنيم و جذب آبي كوچك چشماني شويم كه عمقي ندارد با اينكه مي دانيم روزي چشمان ابی بسته خواهد شد اما آسمان کی بسته خواهد شد......

    ............................................................................................

     چارلی چاپلین

    چارلز اسپنسر چاپلین،جونیور(16 آوریل1889-25دسامبر 1977)بازیگر صاحب جایزه اسکار و یکی از مشهور ترین بازیگران و کارگردانان هالیوود بوده است.

    چارلی چاپلین یکی از نوابغ مسلم سینماست. او در زمانی که در اوج موفقیت بود با اونااونیل ازدواج کرد و از او صاحب 7 یا 8 بچه شد ولی فقط یکی از بچه هاکه ژرالدین نام دارد استعداد بازیگری را از پدر به ارث برد.

    وی چند سالی است که در دنیای سینما مشغول فعالیت است و اتفاقا او هم مثل پدرش به شهرت و افتخار زیادی رسیده و در محافل هنری روی او حساب باز می کنند.

    چند سال پیش وقتی ژرالدین تازه می خواست وارد عالم هنر شود ، چارلی برای او نامه ای نوشت که در شمار زیبا ترین و شور انگیز ترین نامه های دنیا قرار دارد و بدون شک هر خواننده یا شنونده ای را به تفکر وادار می کند.

     ژرالدین! دخترم

    اینجا شب است ....شب نوئل؛در قلعه ی کوچک من همه ی این سپاهیان بی سلاح خفته اند،نه تنها در برادر و خواهر تو، حتی مادرت،به زحمت توانستم بی آنکه این پرندگان خفته را بیدار کنم خود را به این اتاق کوچک نیمه روشن،به این اتاق انتظار پیش از مرگ برسانم.

    من از تو بس دورم خیلی دور ... اما چشمانم کور باد اگر یک لحظه تصویر تو را از چشم خانه ی من دور کنند؛ تصویر تو آنجا روی میز هم هست،تصویر تو اینجا روی قلب من نیز هست،

    اما تو کجایی؟ آنجا در پاریس افسونگر بر روی صحنه ی پر شکوه شانزه لیزه می رقصی؛این را می دانم، و چنان است که گویی در این سکوت شبانگاهی آهنگ قدم هایت را می شنوم، و درین ظلمات زمستانی برق ستارگان چشمانت را می بینم.

    شنیده ام نقش تو در این نمایش پر نور و پر شکوه نقش آن شاه دخت ایرانی است که اسیر خان تاتار شده،شاهزاده خانم باش و برقص،ستاره باش و بدرخش ، اما اگر قهقه ی تحسین آمیز تماشاگران و عطر مستی آورگلهایی که برایت فرستاده اند، ترا فرصت هوشیاری داد، در گوشه ای بنشین ، نامه ام را بخوان و به صدای پدرت گوش فرا دار، من پدر تو هستم ژرالدین! من چارلی چاپلین هستم! وقتی بچه بودی شب های دراز به بالینت نشستم و برایت قصه ها گفتم:قصه ی زیبای خفته در جنگل، قصه اژدهای بیدار در صحرا،خواب که به چشمان پیرم می آمد طعنه اش می زدم و می گفتم:برو! من در رویای دخترم خفته ام، رویا می دیدم ژرالدین ، رویا.... رویای فردای تو، رویای امروز تو.

    آری ، من چارلی هستم ، من دلقک پیری بیش نیستم.

    امروز نوبت توست،برقص!من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم و تو در جامه ی حریر شاهزادگان می رقصی! این رقصها و بیشتر از آن صدای کف زدن های تماشاگرتن کاه ترا به آسمانها خواهد برد،برو! آنجا هم برو،اما گاهی هم روی زمین بیا و زندگی مردمان را تماشا کن! زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را، که با شکم گرسنه و پاهایی که از بینوایی می لرزد، می رقصند. من از اینان بودم ژرالدین!

    در آن شب های افسانه ای کودکی که تو با لالایی قصه های من به خواب می رقتی،من باز بیدار می ماندم،در چهره ی تو می نگریستم،ضربان قلبت را می شمردم و از خود می پرسیدم: چارلی!آیا این بچه گریه هرگز تو را خواهد شناخت؟

    تو مرا نمی شناسی ژرالدین ، در آن شب های دور،بس قصه ها با تو گفتم،اما،قصه ی خود را هرگز نگفتم. این هم داستانی شنیدنی است: داستان آن دلقک پیری که در پست ترین محلات لندن، آواز می خواند و می رقصید و صدقه جمع می کرد. این داستان من است. من طعم گرسنگی را چشیده ام.من درد بی خانمانی را کشیده ام و از این ها بیشتر،من رنج حقارت آن دلقک دوره گرد را که اقیانوسی از غرور در دلش موج می زد، اما سکه ی صدقه ی رهگذر خود خواهی،آن را می خشکاند،احساس کرده ام. با این همه من زنده ام و از زندگان پیش از آنکه بمیرند،نباید حرفی زد.

    داستان من به کار تو نمی آید،از تو حرف بزنیم! به دنبال تو نام من است.چاپلین! با همین نام چهل سال،بیشتر مردم روی زمین را خنداندم و بیشتر از آنچه آنان خندیدند من گریستم.

    ژرالدین! در دنیایی که تو زندگی می کنی،تنها رقص و موسیقی نیست. نیمه شب،هنگامی که از سالن پر شکوه تئاتر بیرون می آیی،آن تحسین کننده گان ثروتمند را یکسره فراموش کن . اما حال آن راننده تاکسی که تو را به منزل می رساند بپرس...و اگر آبستن بود وپولی برای خریدن لباس بچه اش نداشت چک بکش و پنهانی توی جیب شوهرش بگذار به نماینده خودم در بانک پاریس دستور داده ام فقط این نوع خرج های تو را بی چون و چرا قبول کند اما برای خرج های دیگرت باید صورت حسابی بفرستی.

    گاه به گاه با اتوبوس، با مترو شهررا بگرد، مردم را نگاه کن، زنان بیوه و کودکان یتیم را نگاه کن و دست کم روزی یکباربا خود بگو:من هم یکی از آنان هستم!تو یکی از آنها هستی دخترم نه بیشتر!

    هنر پیش از آنکه دو بال پرواز به انسان بدهد، اغلب دو پای او را میشکند. وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه خود را برتر از تماشاگران رقص خویش بدانی همان لحظه صحنه را ترک کن و با اولین تاکسی خود را به حومه شهر پاریس برسان. من آنجا را خوب می شناسم،از قرنها پیش آنجا گهواره بهاری کولیان بوده است.در آنجا رقاصه هایی مثل خودت خواهی دید،زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو! آنجا از نور افکن های تئاتر شانزه لیزه خبری نیست.

    نور افکن کولیان تنها نور ماه است!

    نگاه کن! خوب نگاه کن! آیا بهتر از تو نمی رقصند؟ اعتراف کن دخترم! همیشه کسی هست که بهتر از تو باشد؛ و این را بدان که در خانواده چاپلین هرگز کسی آنقدر گستاخ نبوده است که به یک کالسکه ران یا گدای کنار رود سن ناسزایی بدهد!

    من خواهم مرد، و تو خواهی زیست. امید من آنست که تو هرگز در فقر زندگی نکنی، همراه این نامه یک چک سفید برایت می فرستم،هر مبلغی که می خواهی بنویس و بگیر؛اما همیشه وقتی دو فرانک خرج می کنی، با خودت بگو: سومین سکه مال من نیست ،این باید مال یک مرد گمنام باشد که امشب به یک فرانک احتیاج دارد. جستوجویی لازم نیست ،این نیازمندان گمنام را اگر بخواهی همه جا خواهی یافت.

    اگر از پول و سکه با تو حرف می زنم،برای آنست که از نیروی افسون این بچه های شیطان خوب آگاهم.من زمانی دراز در سیرک زیسته ام؛ همیشه و هر لحظه به خاطر بند بازانی که از روی ریسمانی بس نازک راه می روند،نگران بوده ام.

    اما این حقیقت را با تو بگویم دخترم: مردمان بر روی زمین . استوار، بیش از بند بازان بر روی ریسمان نا استوار سقوط می کنند. شاید که شبی، درخشش گرانبهاترین الماس این جهان ترا بفریبد،آن شب این الماس ریسمان نا استواری خواهد بود که به حتم از آن سقوط خواهی کرد!آن روز تو بند باز ناشی خواهی بود و بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند! دل به زر و زیور نبند،زیرا بزرگترین الماس این جهان آفتاب است که خوشبختانه، این الماس برای همه می درخشد.

    .....اما اگر روزی دل به چهره مردی بستی، با او یکدل باش،به مادرت گفته ام در این باره برایت نامه ای بنویسد.

    او عشق را بهتر از من می شناسد. و او برای تعریف یکدلی،شایسته تر از من است. کار تو بس دشوار است ،این را می دانم. به روی صحنه، جز تکه ای حریر نازک ، چیزی بدن ترا نمی پوشاند. به خاطر هنر می توان لخت و عریان به روی صحنه رفت و پوشیده تر و باکره تر بازگشت.

    اما هیچ چیز و هیچ کس دیگر در این جهان نیست که شایسته آن باشد که دختری ناخن پایش را به خاطر او عریان کند.

    برهنگی، بیماری عصر ماست،و من پیر مردم شاید حرفهای خنده دار می زنم.

    اما به گمان من ،تن عریان تو باید مال کسی باشد که روح عریانش را دوست می داری.

    بد نیست اگر اندیشه تو در این باره مال ده سال پیش باشد.مال دوران پوشیدگی . نترس این ده سال ترا پیر تر نخواهد کرد.....

    به هر حال امیدوارم تو آخرین کسی باشی که تبعه جزیره ی لختی ها می شود!می دانم که پدران و فرزندان همیشه جنگی جاودانی با یکدیگر دارند.با من با اندیشه های من جنگ کن دخترم؛من از کودکان مطیع خوشم نمی آید با ین همه پیش از آنکه اشک های من این نامه را تر کند،می خواهم یک امید به خودم بدهم؛امشب شب نوئل است، شب معجزه؛امیدوارم معجزه ای رخ دهد تا آنچه من براستی می خواستم بگویم دریافته باشی.

    چارلی دیگر پیر شده است.

    ژرالدین ! دیر یا زود باید جامه های نمایش،روزی هم جامه عزا بپوشی و بر سر مزار من بیایی. حاضر به زحمت تو نیستم ،تنها گاهگاهی چهره ی خود را در آیینه نگاه کن، آنجا مرا نیز خواهی دید! خون من در رگ های توست.

    امیدوارم حتی آن زمان که خون در رگ های من می خشکد،چارلی را ، پدرت را فراموش نکنی،من فرشته نبودم،اما تا آنجا که در توان من بود تلاش کردم آدمی باشم!تو نیز تلاش کن

     

    بدون شرح...؟

     

     حاج آقا و احکام شرعی بانوان!!!

     

    این هم شناسنامه یک مرد موفق در زندگی؟

     

     اینم یه عکس جالب واسه جوونا...؟ 

    + نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 17:55  توسط ناشناس | 

    <<فال روزانه بیست و یکم دی ماه 87>> 

     متولدین فروردین : مسائل مالی امروز دارای اهمیت زیادی است. اما خودتان را درگیر جزئیات نكنید. مراقب باش كه بعضی بی باكی ها و جسارتهای كودكانه میتواند تو را آسیب پذیر كند سعی كن از این مسائل فاصله گرفته و در پرتو یك برنامه ریزی درست موفقیت را برای خود تضمین كنی. تنها با زور نمیتوان این مشكل را حل و فصل كرد سرو صدا و آشوب یا آشفتگی هم كار ساز نمیتواند بود تنها فكری روشن و تدبیری كار آمد می خواهد كه به وسیله ی آن بتوان این مشكل را از سر راه برداشت.


     
    متولدین اردیبهشت : به خاطر داشته باشید که همه چیز در زندگی به همکاری کمک و حس نسبت به دیگران بستگی دارد بنابراین امروز افراط نکنید. البته باید به اهداف خودتان به خوبی فکر کنید اما به خاطر داشته باشید که دیگران هم نهایت سعی خودشان را می کنند هر چند اگر ایده های آنها به خوبی مال شما نباشد.



     
    متولدین خرداد : سعی كنید به دل یك نفر راه پیدا كنید، اما این كار را به زور انجام ندهید. شما دیدی حقیقی به مسائل دارید كه به نفع شما می باشد. آرامش شما در انجام كارها به شخصی نشان می دهد كه شما هم می توانید از رویا بیرون بیایید.باید زندگی اجتماعی خود را به گونه ای تنظیم كنی كه به زندگی شخصی و فردی تو آسیبی نرساند به هر حال موفقیت تو در گرو ایجاد تعادل بین این دو كانون است نه قربانی كردن یكی به نفع دیگری.



     
    متولدین تیر : امروز یکی از دوستان تان به کمک شما نیاز دارد،بنابراین سعی کنید زمانی را برای آنها قرار دهید.آن ها برای شما ارزش قائل اند.اما احتیاجی هم به هم دلی ندارند.امروز می توانید برای آینده برنامه ریزی کنید.مخصوصاً اگر برنامه ریزی برای سفر یا تحصیل باشد. وضعیت زائل تو در حال بهبودی است این عارضه ی بیماری به زودی از بین خواهد رفت كمی مراقبت و تحمل تو را برای همیشه بیمه خواهد كرد روحیه ی خود را تقویت كن.



     
    متولدین مرداد : از همراهی فامیل و دیگر مردمی كه به آنها نزدیك هستید احساس لذت ببرید. امروز شما حالت مهمان نوازی دارید و می توانید از دعوت كردن كسی برای شام لذت ببرید اگر افكار شما متوجه طراحی داخلی شده، می خواهید كه هر چه سریع تر افكار خودتان را به مرحله اجرا بگذارید. پیروزی دور از دسترس تو نیست بنابر این نباید نومید بود و به زمین و زمان كفر گفت اگر از تمام امكانات و توانایی خود بهره برداری كنی حتما موفق خواهی شد.



     
    متولدین شهریور : هر چقدر تلاش می کنید تا نظر یک نفر را عوض کنید کاملاً بی فایده است.بهتر است صبر کنید تا خودشان بفهمند شما درست می گویید.پافشاری شما تنها وقت تلف کردن است.امروز پیشنهاد خوبی میرسد كه میتوان در مورد آن تصمیم مقتضی را گرفت تو در آرزوی چیزی هستی كه به این سادگی به دست نخواهد آمد باید برای كسب آن زحمت زیادی كشید و بسیار حوصله داشت.



     
    متولدین مهر : امروز توجه خود را معطوف به امور مالی کنید،به خصوص اگر می خواهید که پولتان سودی به شما برساند و شما می توانید در آینده تعادلی در حساب های بانکی تان پیدا کنید.با مردم صحبت کنید وببینید که کدام یک تجربه ای را که شما نیاز دارید،دارند و با دقت به آنها گوش کنید.اگر از این که توانایی پول خرج کردن را دارید خوشحالید،از خریدن اشیاء ویا چیزهایی که در طی سال ها به ارزش آنها افزوده می شود،لذت خواهید برد.

     


     
    متولدین آبان : امروز همسرتان نیاز به توجه بیشتری دارد اما از آنجایی که ماه در علامت خود شما قرار دارد،شما تمایل ندارید مدارا کنید.در عوض ،تصمیم دارید بدون توجه به دیگران هر چیزی را که می خواهید بیان کنید.تنها چیزی که متوجه می شوند این است که شما فعلاً صبور نیستید.سعی کنید در این زمینه افراط نکنید.



     
    متولدین آذر : امروز ستاره ها نشان می دهند كه تمام علائم وجود دارند كه كار یا برنامه ای كه خیلی به آن با تمام وجود علاقه مندید را به پیش ببرید. نیت شما این است كه آنچه از دستتان بر می آید در این مورد انجام دهید و این موفقیت شما را در نتایچ تضمین می كند. ممكن است تعجب كنید از این كه چقدر مصمم هستید در حال حاضر و بمحض این كه قدم اول را شروع كنید دیگر چیزی جلودار شما نخواهد بود. یادتان نرود كه تغذیه صحیح داشته باشید و استراحت كنید حتی اگر احساس آنرا ندارید.
     


     
    متولدین دی : امروز همه دور هم جمع هستند ولی علی رغم این جمع دوستان شما باز هم مایلید كه كارها را به روش خودتان انجام دهید. البته كه شما می توانید هر كاری را به تنهایی انجام دهید ولی آیا احساس تنهایی نمی كنید؟ ریسكی نكنید كه وضعیت را ناهنجار و ناخشنود سازد. برای جلب مشاركت دیگران در درجه ی اول باید به نیازها و تمایلات آنها پی برد و سلیقه ی هر كدام را شناخت ودر یك برنامه ی مشترك هر كدام از آنها را به یاری فرا خواند.



     
    متولدین بهمن : لازم است امروز به موضوعات کاری توجه بیشتری داشته باشید و باید تا حد امکان منظم باشید تا بتوانید در زمان محدودی که در اختیار دارید به همه کارهایتان برسید و اگر برای امروز از قبل برنامه ریزی کنید این کار باعث می شود که از همان ابتدای کار موفق باشید اما لازم است که حواستان را جمع کنید تا در وسط راه نیروی خود را از دست ندهید.
     


     
    متولدین اسفند : در ذهنتان ممکن است از خوشی بال در آورده باشید اما به خاطر داشته باشید پاهایتان را محکم روی زمین حفظ کنید یک لحظه کم شدن تمرکز می تواند به معنای یک مطالبه پرخرج روی بیمه ماشین شما باشد. حواستان را پرت نکنید تا سالم به خانه برسید. همسر از تو انتظار كلامی شیرین و حرفی دلنشین داردبعضی از انتقادها و ایرادها را باید به اوقات دیگری سپرد و در عوض فرصت را برای دوست داشتن غنیمت شمرد.

    + نوشته شده در  شنبه بیست و یکم دی 1387ساعت 17:52  توسط ناشناس | 

    چشم و مغز ...

    سلام

    ببخشید خیلی دیر به دیر وبلاگم به روزمیشه! دیگه چیکار میشه کرد...

    اول از همه آدرس یه پست رو از وبلاگ آقا روح الله خبازی براتون لینک کنم. خیلی مکالمه ی زیبایی بود و حیفم اومد اون دسته از مخاطبینم که به وبلاگ آقا روح الله سر نمیزنن نخوننش! اول می خواستم در قالب یه پست جدید بذارم ولی خوب دیدم بهتره خودتون برین و بخونین و برا خود آقا روح الله نظر بدین

     خدایا نذار بزرگ شم 


    خوب برای تنوع و عوض کردن آب و هوای وبلاگ این عکسارو براتون گذاشتم. سعی کنید به دستورالعمل های هر عکس عمل کنید

    ۱- توی این دو تا عکس به وسط عکس نگاه کنید و سرتون رو عقب و جلو ببرید

    ۲- چشمهایتان را روی عکس بچرخانید...

    ۳- چشمهایتان را روی عکس جابجا کنید... چه اتفاقی می افتد؟

    ۴- توی عکس زیر نشانگر ماوس رو در وسط عکس قرار داده و به آرامی بالا و پایین ببرید...

    چه می بینید؟ موج زیبایی که بین گلها ایجاد میشه رو می بینید؟

    ۵- با نگاه کردن به علامت مثبت و جلو و عقب بردن سر از مانیتور چه می بینید؟

    ۶-برای چند لحظه به نقطه ی سیاه وسط تصویر خیره شوید...

    خواهید دید که لکه های رنگی اطراف آن ناپدید می شوند

    ۷- چشم هایتان را روی عکس بچرخانید...

    ---------------------------------------------------------------------------------

    تحت المتن ۱: تبریک میگم شما نرمش خوبی به چشمها و گردنتان دادید!

    تحت المتن ۲: نظر یادتون نره

    + نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 20:0  توسط ناشناس | 

    اس ام اس

     

     

    هزار تا رگ دارم و هزار تا رفيق اما تو شاهرگي و تک رفيق

     

    سهم من خانه‌اي اجاره‌اي در قلب توست! و هر روز ... ترس از ريختن وسايلم در كوچه‌ها

     

     

    دل من نرمتر از جنس حرير، دلم از جنس بلور، گر تو را قصد شكستن باشد، سنگ بي انصافيست ، يك تلنگر كافيست

     

     

    آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه میشه همه جا رو دید, دریا گفت: این پایین از اون بالا خیلی بهتره چون فقط تو رو میشه دید.

     

     

    یکی می پرسد: “اندوه تو چیست؟ سبب ساز سکوت مبهمت کیست؟” برایش صادقانه می نویسم: برای آنکه باید باشد و نیست

     

     

    اس ام اس خنده دار. اس ام اس سرکاری. اس ام اس باحال. اس ام اس جدید. اس ام  اس روز. اس ام ا اس ام اس نیمه شعبان
    اس ام اس خنده دار. اس ام اس سرکاری. اس ام اس باحال. اس ام اس جدید. اس ام  اس روز. اس ام اس ناب. زيبا ترين اس ام اس ها/ sms jaded . sms sarekari . sms toop
    س ضایع کننده. ضایع ترین اس ام اس ها/
    sms jaded . sms sarekari . sms toop

    با ادامه مطلب همراه باشید


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:56  توسط ناشناس | 

    محرم آمد ...

    السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین

     

    عالم همه خاک کربلا بایدمان         پیوسته به لب خدا خدا بایدمان

    تا پاک شود زمین ز ابنای یزید        همواره حسین مقتدا باید مان

    چشم به هم میذاریم یک سال میگذره و دوباره محرم میاد . هرسال توی هر مجلس عزاداری امام حسین که میریم ، شب آخر که میشه میگن معلوم نیست محرم سال دیگه زنده باشیم یا نباشیم... ممکنه امسال آخرین محرم عمر ما باشه... همه هم با شنیدن این جملات زار زار گریه می کنن ولی ...

    چرا وقتی دهه ی اول محرم تموم میشه و کم کم از مجالس عزای امام حسین(ع) دور می شیم یادمون میره برای چی برا حسین(ع) گریه می کردیم؟ چرا فکر میکنیم حسینی بودن یعنی این که فقط باید هرجا عزاداری امام حسین (ع) بود گریه کرد؟ نمیگم گریه برای امام حسین (ع) خوب نیست. خود این اشک صفای دل میاره ولی هدف از ذکر مصیبت امام چیز دیگریه ... چرا گفته شده : " کلُّ یَومٍ عاشورا وَ کُلُّ اَرضٍ کَربَلا " ؟

    بهتره کمی تأمل کنیم...

    تحت المتن 1: امسال دهه ی اول محرم با ایام امتحانات تداخل پیدا کرده ولی شکر خدا من وقت کافی برای اینکه بتونم این مطلب رو پیگیری کنم دارم.

    تحت المتن 2: برای مردم غزه دعا کنیم... دعامون هم می تونه ظهور آقا امام زمان (عج) باشه....

    تحت المتن 3: قالب وبلاگم رو هم ویژه ی محرم گذاشته ام... یه پیشنهاد دارم. اگه شما هم دوست داشتین وبلاگهایتان را در عزای پسر فاطمه سیاه پوش کنید. میتونین به سایتی که من ازش قالبم رو برداشتم مراجعه کنین...

    التماس دعا

    + نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:46  توسط ناشناس | 

    فرهنگ عاشورا و کربلا 1

     

    در مزرع عشق تا قد افراشت حسین                     هفتاد و دو گل به کربـلا کاشت حسـین
    بی نظم جـهان بود و پی تنظـیمــش                      منظومه ی عشق رابه پاداشت حسین

    اَلسَّلامُ عَلیَ الحُسَین (ع) وعَلی عَلیِّ ابنِ الحُسَین (ع) وَ عَلی اَولادِ الحُسَین (ع) وعَلی اَصحابِ الحُسَین(ع) وَ رَحمَة الله وَ بَرَکاتُه

    توی پست قبلی قسمتی از مقدمه ی کتاب : کربلا مبارزه با پوچی ها" رو برای علاقه مندان گذاشته بودم و انشاء الله می خوام توی این پست بنا به قولی که داده بودم ، ادامه بحث رو براتون بذارم... البته عزیزانی که دوست داشته باشن کل کتاب رو مطالعه کنن می تونن فایل doc متن کتاب رو دانلود کرده و بهره ی بیشتری ببرن ... ( برای دانلود کتاب به پست قبلی مراجعه نمایید)

    ----------------------------------------------------------------------------------------------

    تحت المتن 1: دعا برای فرج امام زمان (عج)...

    تحت المتن 2: اعلام آمادگی برای هرگونه امر مقام معظم رهبری در خصوص غزه : با ارسال نام کامل خود از طریق پیام کوتاه به شماره ی 30007851

    + نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 19:45  توسط ناشناس | 
    به او بگوييد دوستش دارم با صددوستش دارم با صدايي آهسته
    آهسته تر از صداي بال پروانه ها به او بگوييد دوستش دارم

    با صدايي بلند بلند تر از صداي پرواز کبوتران عاشق به او بگوييد دوستش دارم
    با هيچ صدايي چون فرياد دوستت دارم نياز به صداي بلند يا کوتاه ندارد فرياد دوستت دارم را ميتوان با تپش يک قلب به تمام جهانيان رساند
    پس بگذار بدون هيچ شرمي بگويم دوستت دارم....

    + نوشته شده در  سه شنبه دهم دی 1387ساعت 20:9  توسط ناشناس | 

    سخنانی زیبا از دکتر علی شریعتی

     

     

    خدایا!!!
    مرا به ابتذال ارامش و خوشبختی مکشان. اضطرابهای بزرگ ٫ غم های ارجمند و حیرت های عظیم را به روحم عطا کن . لذتها را به بندگان حقیرت ببخش و درد های عظیم را به جانم ریز.
    خدایا!
    اگر باطل را نمی توان ساقط کرد می توان رسوا ساخت اگر حق را نمی توان استقرار بخشید می توان اثبات کرد طرح کرد و به زمان شناساند و زنده نگه داشت.
    خدایا!
    به من زیستنی عطا کن که در لحظه مرگ بر بی ثمری لحظه ای که برای زیستن گذشته است حسرت نخورم و مردنی عطا کن که بر بیهودگیش سوگوار نباشم برای اینکه هرکس آنچنان می میرد که زندگی کرده است.
    خدایا!
    اتش مقدس شک را چنان در من بیفروز تا همه یقین هایی را که بر من نقش کرده اندبسوزد و انگاه از پس توده این خاکستر لبخند مهراوه بر لب های صبح یقینی شسته از هر غبار طلوع کند.
    خدایا!
    به هرکی دوست میداری بیاموز که عشق اززندگی کردن بهتر است و به هرکس که بیشتر دوست میداریش بچشان که دوست داشتن از عشق برتر است !
    خدایا!
     تو را سپاس می گویم که در مسیری که در راه تو بر می دارم آنها که باید مرا یاری کنند سد راهم می شوند، آنها که باید بنوازند سیلی می زنند، آنها که باید در مقابل دشمن پشتیبانمان باشند پیش از دشمن حمله میکنند و ..... تا در هر لحظه از حرکتم به سوی تو از هر تکیه گاهی جز تو بی بهره باشم.

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:54  توسط ناشناس | 
    بسیاری از بگومگوها و مشاجرات خانوادگی ناشی از درست صحبت نکردن و عدم توانایی در رساندن مفهوم و منظور افراد است.

    در این مقاله به بررسی 6 قانون ارتباطی اشاره خواهیم کرد :

    برای کاستن از این مشاجرات متخصصین آموزش‌های مهارت‌های ارتباطی، تدابیری برای برقراری ارتباط مناسب تدوین کرده‌اند که به خلاصه‌ای از آنها اشاره می‌کنیم:

    قانون ارتباطی 1:

    به جای ?تو و شما? جملات خود را با من شروع کنید.

     

    قانون ارتباطی 2:

    تا جایی که امکان دارد از کلمات ?همیشه و هرگز? استفاده نکنید. مثل اینکه می‌گویید: ?هیچ‌وقت دست به سیاه و سفید نمی‌زنی? واژه‌های ?هرگز و همیشه? بیش از اندازه قدرتمند هستند و بی‌آنکه لازم باشد طرف مقابل را خشمگین می‌سازند، از این گذشته بسیار ضعیف هستند، زیرا به راحتی می‌توان در مقام تکذیب آن حرف زد، البته مردم وقتی از این کلمات استفاده می‌کنند، می‌خواهند بگویند از این موضوع به شدت ناراحت هستند و بیشتر قصد تاکید دارند و می‌خواهند مطمئن شوند که طرف مقابلشان متوجه موضوع شده است. ولی نمی‌دانند کسی که فقط دو سه بار اشتباهی را مرتکب شده است چقدر از این موضوع ناراحت می‌شود.

     

    قانون ارتباطی 3:

    رشته‌ کلام همسرتان را پاره نکنید. در هنگام صحبت کردن بگذارید همسرتان حرفش را کاملا بزند. زمانی‌که صحبتش را قطع می‌کنید وی را عصبانی می‌کنید و به او این احساس را می‌دهید که کسی به حرف شما گوش نمی‌کند و برای آن ارزشی قائل نیست. از آنجائیکه اجازه نداده‌اید جمله‌اش تمام شود، ممکن است نتیجه‌گیری شتاب زده و غیر واقعی بکنید.

     

    ممکن است هر چقدر تلاش کنید نتوانید این رفتار خود را کنترل نمائید در این شرایط بهتر است بگویید ?نوبت صحبت به من هم بده زیرا به نظر می‌رسد حرف‌های غیر منصفانه می‌زنی ولی خواب ادامه بده? و یا اینکه بگویید :?می‌دانم نباید صحبت را قطع کنم ولی می‌خواهم بدانی غیر منصفانه قضاوت می‌کنی? در این شرایط گوینده به اندازه ی کافی اعتراض خود را بیان می‌کند و احساس خود را نیز مطرح می‌سازد و در موقعیتی قرار می‌گیرد که بتواند پایان سخن همسرش را بشنود. در عین حال اعتراض به اندازه ی کافی کوتاه است و طرف مقابل را عصبانی نمی‌کند و می‌تواند به حرف زدن ادامه دهد.

     

    قانون ارتباطی 4:

    حرف همسرتان را به زبان خود خلاصه کنید ?دانیل بی‌وایل?، یکی از متخصصین مهارت‌های ارتباطی می‌گوید وقتی همسرتان سعی دارد احساسش را با شما در میان بگذارد سعی کنید سخن او را با عبارات خود خلاصه کنید تا بدانید منظور او را فهمیده‌اید و بعد از او سوال کنید آیا درست می‌گویم. در این شرایط هر دو به حرف‌های یکدیگر گوش فرا می‌دهند.

    قانون خلاصه کردن مبتنی بر یک فراست مهم است و تلاشی است تا طرفین ازدواج وقتی حرف‌های یکدیگر را خلاصه نمی‌کنند آن را بفهمند. سعی کنیم از این قانون سود ببریم و بپذیریم که گوش دادن به حرف‌های همسر از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.

     

    قانون ارتباطی 5:

    از ذهن خوانی پرهیز کنید. ذهن خوانی یکی از خطاهای ارتباطی است، یعنی شما برداشت‌های خود را به دیگران نسبت می‌دهید، تصور می‌کنید مردم چگونه فکر می‌کنند، چه احساسی دارند و چه می‌خواهند بکنند. ذهن خوانی می‌تواند کاملا تحریک کننده و خشم برانگیز باشد عباراتی از قبیل:

    ?تو می‌خواستی مرا مجازات کنی?

    ?تو دوستان مرا نمی‌پسندی?

    ?تو از مسئولیت فرار می‌کنی?

    می‌خواستی کاری بکنی که من احساس گناه بکنم?


    عباراتی از این قبیل می‌تواند مانع گفتگوی منطقی شود. اشخاص دوست ندارند که دیگران درباره ی احساسات و علائق آنها به حدس و گمان متوسل شوند، به خصوص حدس اشتباه آنها را به شدت ناراحت می‌کند و این اتفاقی است که اغلب روی می‌دهد. ذهن خوانی ممکن است یک بیان ناقص باشد که از آن برای پی بردن به همه ی مطالب استفاده کنید. توجه داشته باشید که گاه ?ذهن خوانی? مبین ترس شماست که به شکل اظهارنظر درباره ی احساسات و انگیزه‌های دیگران متجلی می‌شود.

    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:51  توسط ناشناس | 
    در دانشگاه تهران؟؟؟؟؟

    ظهر امروز دانشجویان معترض به سیاست های حاکم بر دانشگاهها، تجمعی را در دانشگاه تهران برگزار کردند.

    به گزارش پایگاه خبری یاری، تجمع کنندگان به درب ورودی خیابان 16 آذر دانشگاه تهران، گیت ها و نیز کیوسک ها حراست حمله بردند.

    این دانشجویان که اکثریت آنان را دانشجویان تحکیم وحدت و  همچنین برخی از دانشجویان چپ تشکیل می دادند نسبت به مسائل مختلف از جمله محدودیتهای اعمال شده برای دانشجویان، حکم سنگسار، تفکیک جنستی و.... با پلاکاردها و شعارهای خود اعتراض کردند.

    از سوی دیگر متاسفانه خبرگزاری های دولتی و اصولگرا به جای احترام به تضارب آرا و تحمل مخالفان و منتقدان با ادبیاتی ناشایست همچون «ميليشاي طيف علامه تحکيم وحدت»،«شبه نظاميان دفتر تحکيم وحدت»، «اغتشاشگران عضو طيف علامه دفتر تحكيم وحدت» و... به انعکاس خبر این تجمع پرداختند.

    به گزارش این خبرگزاری ها، این دانشجویان شعارهایی همچون «زنده‌باد آكادمي آزاد» و «نه به تفكيك جنسيتي»  را سردادند.

    گفتنی است، دانشجویان معترض پرچم صلیب شکسته به عنوان نماد فاشیست شناخته می شود را به آتش کشیدند.

    لازم به ذکر است، نیروی انتظامی در اقدامی پسندیده و قابل ستایش تنها در راستای برقراری نظم و امنیت و حاکم شدن آرامش بر این تجمع تلاش کرد و از هرگونه اقدامی که به تشنج و زد و خورد بیانجامد خودداری کرد.

    پایگاه خبری یاری، ضمن ابراز تاسف از این ادبیات و نبود روحیه تحمل مخالف و منتقد در بین اصولگرایان تا ساعتی دیگر بر اساس رسالت خبری خود گزارش تصویری کاملی را از این تجمع منتشر خواهد کرد.

    به امید نهادینه شدن روحیه تحمل مخالفان و منتقدان در بین تمامی اقشار ملت و نیز مسئولان.

    ادامه مطلب عکس های جالبی هست


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:40  توسط ناشناس | 
    یوزارسیف

    http://www.iranalive.org


    ادامه مطلب
    + نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم آذر 1387ساعت 15:33  توسط ناشناس | 

    متولدین قوس (آذر)

     متولدین این ماه به طور كلی افرادی حساس و دارای حس پیشگویی یا بیش حسی از آینده هستند. این افراد دارای توانایی‎های جسمی و روحی خوبی بوده و تحمل آنها در مقابل سختی‎ها و مشكلات زیاد است این افراد اغلب استعداد كشف و شهود دارند و به پدیده ‎ها و عواملی دسترسی پیدا می‎كنند كه در شرایط عادی میسر نیست .

    متولدین دهه اول این ماه اغلب شخصیت پیچیده ‎ای دارند و در برخورد با مسائل واكنش یكسان ندارند. اینان افرادی متفكر – مرموز – متغیر – علاقمند به مشاغل فنی و سخت – اغلب دارای تخصص و تبحر در شغل خود – در امور خانوادگی و زناشویی، افرادی درون گرا و عزلت طلب – بعضاً افرادی خودخور – تودار – بی اعتماد به دیگران – رازنگهدار – از لحاظ جسمانی اغلب دارای خصوصیات ارثی – عموماً تابع غریزه طبیعی و جنسی – برخوردار از سلامت جسم و رشد طبیعی – از نظر اجتماعی و اقتصادی منفعت طلب – از لحاظ خانوادگی افرادی موفق و تا حدی خودبین - پایبند به موازین اجتماعی – موفق در امور اقتصادی – همكار و شریكی خوب – افرادی فعال – معاشرتی – كمی خسیس – گاه تندخو – عموماً در پی تلاش مادی و مالی – منطق گرا – مقاوم – در مقابل سختی‎ها دارای صبر و تحمل – در امور تحصیلی دارای استعداد خوب – اغلب افرادی خوش برخورد – خوش معاشرت – علاقمند به كارهای فكری و معنوی – طالب حمایت از محرومین و مظلومین – اغلب علاقمند به فعالیت‎های هنری و ادبی – طبیعت دوست و زیبا سند – عموماً در زندگی راضی و خوشبخت – سخاوتمند – شجاع و قوی – اغلب اهل تدریس و تحصیل و تحقیق – بیشتر علاقمند به علوم فطری .

    متولدین این دهه از نظر شغلی اغلب نویسنده – شاعر – استاد دانشگاه – واعظ – فیلسوف – صاحبان شركتهای خصوصی و تولیدی – صاحبان مشاغل آزاد – مشاغل خدماتی و ... می‎باشند .

    متولدین دهه دوم این ماه عموماً تابع شرایط زمانی و مكانی بوده در مقابله با مسائل و مشكلات عكس‎ العملی متفاوت دارند – گاه چنان متغیر هستند كه ممكن است هر روز تصمیماتی متفاوت از تصمیمات روز قبل بگیرند. این افراد در امور مالی و خانوادگی نسبتاً‌ موفق هستند. عموماً افرادی محتاط – محافظه كار – گاه دارای ایده ‎ها و افكار خوب – افرادی خانواده دوست – دارای همكار، همسر، پدر و مادری خوب – عموماً تمیز و آراسته – بعضاً شلخته – كم حرف و سخن سنج هستند. این افراد حساس – درون‎گرا – گاه عصبی مزاج – دارای رفتاری افراطی در غم و شادی – از نظر خانوادگی مثبت و علاقمند به خانواده – افرادی با تلاش و زخمتكش – در امور فنی و تكنیكی متبحر – همكار و شریكی خوب – اندكی خسیس و تنگ نظر – افرادی قانع و گریزان از تشریفات – دارای ظاهری آرام اما باطنی ناآرام – بعضاً دارای میل درونی برای اذیت و آزار دیگران – بیشتر حراف هستند تا اهل عمل – عموماً دهن بین – از نظر اقتصادی كم و بیش موفق – اغلب در دوستی ثابت قدم – بعضاً پرطاقت و پرحوصله – در امور خانوادگی اغلب خوش شانس و بعضاً گرفتار مشكلات – در امور شغلی ناپایدار – اغلب كارها را نیمه كاره رها می‎كنند و ممكن است بارها با شكست شغلی مواجه شوند. اما به خوبی از آن خواهند گذشت. اینان اغلب افرادی صمیمی و با محبت هستند .

    مشاغل موافق با متولدین این دهه، مشاغل خدماتی – شراكتی – كارمندی – صنایع دستی – مهندسی – ابتكار و اختراع – معماری – صنعت دامداری و كشاورزی – فعالیت در امور سیاسی و ... می‎باشد .

    متولدین دهه سوم این ماه از نظر جسمی و روحی، افرادی قوی، دارای طول عمر – عمیق نگر – دارای اراده ‎ای قوی – در امور فكری، فلسفی و اجتماعی، اغلب موفق – دارای طبعی خوش در برخورد و معاشرت – همسری خوب و با احساس و منطقی – در رسیدن به اهداف كوشا – همكار و شریكی خوب صادق و درستكار – در دوسی وفادار – دارای قدرت ابتكار – دارای روحیه مقاوم – دارای حس پیش‎  بینی و پیش‎گیری از خطر – اغلب شكاك 0- دارای روحیه تهاجمی – پرسشگر و تیزبین – به دلیل حساسیت و كنجكاوی، اغلب گرفتار مشكلات – بعضاً نا امید، نگران و ترسو – در امور اقتصادی نه چندان موفق – اغلب درون‎گرا و منزوی – افرادی محتاط، مطیع و سر به راه .

    مشاغل متولدین این دهه اغلب، مشاغل پلیسی – قضایی – مدیریت – سیاستمدار – برنامه‎نویس – كارگزار – ریاست – وكالت و ... می‎باشد .

     

     

    + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:35  توسط ناشناس | 
    اگر لذت ترك لذت بداني
    دگر شهوت نفس لذت نخواني

    از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
    ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد

    عاشقي پيداست از زاري دل
    نيست بيماري چو بيماري دل

     
    ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
    از سر برون نمي‌رود اين آرزو مر


     گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
    با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد



     آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
    پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد


    هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
    منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد

     گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
    فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم

     گرچه میدانم نمي‌آيد،ولي هردم از شوق
    سوي درمي‌آيم و هرسو،نگاهي میکنم


     آورم پيش تو از شوق پيام دگران
    گويمت تا سخن خويش به نام دگران



     گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
    فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار
     غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي
    دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي

     


    + نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 19:38  توسط ناشناس | 

     

    مرا متهم بدان:

     

    در برنامه اين هفته سينما يك فيلم سينمايي (مرا متهم بدان) به كارگرداني (سيدني لومت) پنجشنبه30 آبان ساعت 22 پخش مي‌شود.
    فيلمنامه (مرا متهم بدان) را سيدني لومت به همراه (تي جي مانچيني) به نگارش در آورده‌اند و در آن بازيگراني چون (وين ديزل) و (آلكس روكو) به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
    اين فيلم سينمايي درباره شخصيتي است كه ساختار نظام قضايي آمريكا را زير سوال مي‌برد. فيلم براساس داستان زندگي حقيقي (جاكومودي نورشيو) ساخته شده كه در حين ساخت فيلم فوت كرد.
    داستان به يكي از طولاني‌ترين محاكمه‌هاي قضايي آمريكا در بين سال‌هاي 1987 و 1988 و در مدت 21 ماه، بيست نفر از اعضاي خانواده مافيايي (لوچزه) از افراد ايتاليايي الاصل ساكن نيوجرسي به خاطر حدود 80 فقره خلاف محاكمه شدند، مي‌پردازد.
    (مرا متهم بدان) محصول 2006 آلمان، آمريكا و نامزد خرس طلايي جشنواره برلين است.



    گل‌هاي داوودي:

     

    به گزارش خبرنگار راديو و تلويزيون فارس، فيلم سينمايي (گل‌هاي داوودي) محصول سال 1363 است و روز جمعه يك آذرماه ساعت 16روي آنتن شبكه يك سيما خواهد رفت.
    بنابر اين گزارش، فيلم سينمايي (گل‌هاي داوودي) بر اساس داستاني از (فريدون جيراني) ساخته شده و بازيگراني چون جمشيد مشايخي، داوود رشيدي، پروانه معصومي، بيژن امكانيان، هيلدا پيرزاد، جعفر والي، مهري وداديان، كاظم معصومي، فرهاد نيكپور، محمود بصيري، امير سينا، حسين صفريان، ميرصلاح حسيني،عليرضا غلامي،اكبر معتمدي و ... در آن ايفاي نقش كرده‌اند.
    اين فيلم سينمايي در مدت زمان 107 دقيقه ساخته شده و داستان آن از اين قرار است: عباس صفاري، در جريان بروز مشاجره با دوست خود باعث مرگ ناگهاني وي شده و به 25 سال حبس محكوم مي‌شود. با سپري شدن 20 ساله محكوميت و عفو 5 سال آخر، قرار آزادي عباس صادر مي‌شود. اما روز موعود در شرايطي كه همگان منتظر آزادي عباس هستند استوار هدايت خبر مرگ ناگهاني عباس را به همسرش، عصمت،مي‌دهد.
    اما عصمت از گفتن حقيقت به فرزند نابيناي خود، جواد كه در آستانه برگزاري مراسم ازدواجش قرار دارد خودداري مي‌كند. استوار هدايت كه قبل از عزيمت به سفر عصمت را در جريان واقعيت كشته شدن عباس به دست يكي از مأموران زندان قرار داده بود با تقاضاي وي مبني بر معرفي خود به‌عنوان پدر جواد و حضور در مراسم عروسي او مواجه مي‌شود. جواد كه به‌طور ناگهاني در جريان مكالمه استوار و مادرش قرار مي‌گيرد، خانه را ترك كرده و از حضور در مراسم خودداري مي‌كند. اما سرانجام توسط همسرش مريم متقاعد شده و با واقعيت مرگ پدرش كنار مي‌آيد ...

    آدمكش بازنشسته:

     

    فيلم سينمايي (آدمكش بازنشسته) روز پنجشنبه 30 آذرماه ساعت 23:50 به روي آنتن شبكه دو سيما خواهد رفت.
    اين فيلم سينمايي محصول سال 2008 آمريكا به كارگرداني كيريج ر.باكسلي و تهيه كنندگي اريك هيبرگ ساخته شده است.
    بازيگراني چون كاسپر ون دين و بروس باكس ليتنر در اين فيلم سينمايي ايفاي نقش كرده‌اند و در خلاصه آن آمده است: (لوك) آدمكشي است كه در ايالت تگزاس به همراه گروهش (كه رياست آن را تيت بر عهده دارد) جان انسان‌ها را مي‌گيرد. اما به يك‌باره وجدان او بيدار مي‌شود و دست از آدمكشي برمي‌دارد و زندگي سالمي را در مزرعه پراسكات در پيش مي‌گيرد.
    سه سال بعد بخاطر آنكه خط راه آهن دولتي قرار است از آن منطقه بگذرد، شخصي به نام هوارد كه نماينده راه آهن است، زمين زمين‌داران را با قيمتي نازل مي‌خرد. اشخاصي كه به فروش زمين‌هايشان تن درنمي‌دهند به دست گروه آدم‌كشي تيت كشته مي‌شوند و همين امر باعث مي‌شود كه...

    سوار آرام:

     

    فيلم سينمايي (سوارِ آرام) روز جمعه يك آذرماه ساعت 17:30 به روي آنتن شبكه دو سيما خواهد رفت.
    كارگردان اين فيلم سينمايي والري ژينيابوده است و به تهيه كنندگي سامي فري ساخته شده است.
    ماتيلد سيگنر و سامي فرِي نيز در اين فيلم بازي كرده‌اند.
    در خلاصه (سوار آرام) آمده است: (الكساندر) زني است كه در دوران كودكي در مزرعه مادربزرگ خود سواركاري ياد گرفته است اما به خاطر سقوط از اسب در آن دوران، مادرش مانع سواركاري او مي‌شود. اين در حالي است كه او سخت به اين ورزش علاقه‌مند است. الكساندرا سالها بعد دوباره سوار بر اسب مي‌شود اما از اقبال بد، دوباره سقوط مي‌كند.



    رنگ و ترنج:

     

    فيلم تلويزيوني (رنگ و ترنج) روز پنجشنبه 30 آبان ماه ساعت 20 از شبكه سه سيما پخش خواهد شد.
    اين فيلم تلويزيوني به نويسندگي (عليرضا محمودي)، كارگرداني (همايون اسعديان) و تهيه كنندگي (منوچهر محمدي) در گروه فيلم و سريال شبكه سه سيما توليد شده است.
    در خلاصه فيلم تلويزيوني (رنگ و ترنج) آمده است: آقاي متين با سال‌ها تلاش و عشق، كارگاهي براي بافت فرش‌هاي نفيس ايراني به‌راه انداخته است، متين با تمامي اعضاء خانواده‌اش در يك سانحه رانندگي از بين مي‌روند. وكيل متين كه با سرمايه‌اي عظيم و بدون وارث مواجه شده، نقشه‌اي را براي تصاحب اموال متين طراحي مي‌كند ولي....
    بازيگراني چون حسن پورشيرازي، بهاره رهنما، سيد مهرداد ضيائي، مالك سراج، رضا رادمنش و محمدرضا نوروزي در فيلم تلويزيوني (رنگ و ترنج) ايفاي نقش كرده‌اند.
    ساير عوامل فيلم تلويزيوني (رنگ و ترنج) عبارتند از: دستيار اول و برنامه‌ريز: مريم هژيروند، مدير تصويربرداري: سهيل نوروزي، صدابردار: ساسان نخعي، طراح گريم: رضا رادمنش، طراح صحنه و لباس:مهسا عظيمي، مدير توليد: مجيد كريمي و عكاس: مهدي دلخواسته.

    جزيره اسرارآميز:

     

    فيلم سينمايي جزيره اسرارآميز روز جمعه يك آذرماه ساعت 10 به روي آنتن شبكه سه سيما خواهد رفت.
    اين فيلم سينمايي محصول سال 2005 كشور آمريكاست و به كارگرداني راسل مولكاي ساخته شده است.
    بازيگراني چون ليل مك لالن، دنيل كالورت، پاتريك استوارت، گابريل انور و ... در (جزيره اسرارآميز) ايفاي نقش كرده‌اند و در خلاصه آن آمده است:چند آمريكايي در بحبوحه جنگ داخلي آمريكا، با يك بالن فرار مي‌كنند و به‌طور اتفاقي در جزيره‌اي مرموز فرود مي‌آيند كه داراي شرايط خطرناك با حيواناتي عجيب و غول پيكر است و فردي به‌نام كاپيتان نمو كه يك مخترع است در آنجا زندگي مي‌كند.


    جهيزيه‌اي براي رباب:

     

    فيلم سينمايي (جهيزيه‌اي براي رباب) روز جمعه يك آذرماه ساعت 22:50 از شبكه سه سيما پخش خواهد شد.
    اين فيلم سينمايي محصول سال 1366 به كارگرداني (سيامك شايقي) است و بازيگراني چون هادي اسلامي، پروانه معصومي، فاطمه معتمد آريا، ايرج طهماسب و ... در آن ايفاي نقش كرده‌اند.
    در خلاصه فيلم آمده است: (رباب) نامزد پسر عموي خود (كامل) است. پدر رباب، علي ويس صياد مرواريد است و به بيماري تنگي نفس دچار است. مادر كامل از خانواده عروس تقاضاي جيهزيه كرده است. علي ويس براي تهيه پول جهيزيه تلاش مي‌كند و فرزندش خادم نيز به كمك دوستش به صيد مي‌رود تا پول جهيزيه را تهيه كند ولي تلاش آنها ثمري ندارد و ...

    كين:


    فيلم سينمايي (كين) عصر روز پنجشنبه 30 آبان ساعت 15:30 از شبكه چهار سيما پخش خواهد شد.
    فيلم سينمايي (كـيـن) محصول سال 2004 است و ديمين لوييس، ابيگيل برسلين و امي رايان در اين فيلم به كارگرداني و نويسندگي لوج مريگان به ايفاي نقش پرداخته‌اند.
    درخلاصه داستان اين فيلم سينمايي 90 دقيقه‌اي آمده است:(كين) مردي جوان است كه به تنهايي در مسافـر خانه زندگي مي‌كند و سرگـردان و آشفته در شلوغي شهر به دنـبال دختر گمـشده‌اش مي‌گردد و بر سر عابران و ماشين‌ها فرياد مي‌كشد و سراغ دخترش را
    مي‌گيرد.براي او لباس و عروسك مي‌خرد. او دچار شوك‌هاي عصبي و رواني است تا اينكه يك روز متوجه مي‌شود در اتاق مجاور مسافرخانه
    زني به نام (لن بديك) با دختر كوچكش سكونت دارند و با مشكلات مالي بسياري روبه‌رو هستند.

    برادر:


    شبكه چهارسيما جمعه اول آذرماه ساعت 20:30 فيلم سينمايي (برادر) را به روي آنتن خواهد برد.
    اين فيلم كه محصول سال 1997 روسيه است، ساخته آلكسي بالابانوف است و سرگني بودروف جونيور و ويكتور سوخوروكوف در آن بازي كرده‌اند.
    در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: بودروف جونيور جوان پس از خدمت در ارتش و پس از آنكه از ارتش مرخص شده است، بر اثر يك اتفاق
    ناخواسته وارد درگيري و زد و خورد شديدي مي‌شود. مادرش پس از اين ماجرا او را به نزد برادرش كه گويا شغل مناسبي دارد به لنينگراد مي‌فرستد. اما چيزي نمي‌گذرد كه بودروف متوجه مي‌شود برادر او يك باج‌گير و آدمكش حرفه‌اي است كه با باندهاي مافيايي و تبهكار همكاري مي‌كند. بودروف در همان ابتداي ورود به لنينگراد موفق به همكاري با برادرش در كارهاي خلاف مي‌شود.اما در يكي از درگيري‌ها زخمي مي‌شود و در جريان فرار از دست تبهكاران به وسيله يك زن لكوموتيوران نجات مي‌يـابد.

    استاد و فرمانده:

     

    يلم سينمايي (استاد و فرمانده ) 40 دقيقه جمعه اول آذرماه در قالب برنامه (سينما 5) از شبكه تهران پخش مي‌شود.
    در اين فيلم با بازي راسل كرو، پائول بتاني، جيمز دي آرسي و ادوارد وودال مي‌بينيم:سال 1805 ناپلئون در حال پيشروي در اروپاست.
    او با استفاده از ناو جنگي پيشرفته قصد پيشروي به انگلستان را دارد. ناخدا جك از طرف مقامات انگليسي با ناو سورپرايز مامور مقابله با ناپلئون مي‌شود. ناو فرانسوي كه به مراتب مجهزتر از ناو سورپرايز است، تقريباً در دريا به راهزني مشغول است زيرا هيچ كشتي ديگري ياراي
    مقاومت در برابر آن را ندارد.
    ناخدا جك پس از استفاده از انواع تاكتيك‌هاي جنگي سرانجام با استفاده از مه از پشت به ناو آنها حمله مي‌كنند كه در نتيجه آن تعداد زيادي
    از خدمه زخمي مي‌شوند و به خود كشتي آسيب زيادي وارد مي‌شود.
    پيتروير كارگرداني فيلم سينمايي (استاد و فرمانده) محصول سال 2003 را برعهده داشته است.

    آقاي بيسبال:

     

    فيلم سينمايي (آقاي بيسبال)ساخته فرد اسكپسي عصر جمعه ساعت 13:30 از شبكه تهران روي آنتن مي‌رود.
    در خلاصه داستان اين فيلم آمده است: جك اليوت كه قبلاً يك بازيكن بيسبال بسيار موفق در ليگ برتر بوده، مدتي است از لحاظ اخلاقي و كاري
    دچار افول شده و به همين دليل مسئولان باشگاه تصميم مي‌گيرند او را بفروشند و خلاف خواسته‌اش مجبور مي‌شود در يك تيم ژاپني بازي كند.
    در ابتداي ورود به ژاپن و بازي در ليگ، جك مشكلات بسيار زيادي دارد كه ناشي از اختلاف فرهنگ‌هاست. ژاپني‌ها برخوردهايي مودبانه و سرشار از آداب و رسوم خاص دارند و در بيسبال نيز از نظم شديدي پيروي مي‌كنند و بايد طبق نقشه بازي كه مربي مي‌دهد عمل شود و هر نوع تخطي از دستور تيمي، بي‌نظمي حساب شده و با فرد خاطي برخورد مي‌شود. عدم انعطاف‌پذيري جك در مقابل قوانين كار و زندگي در ژاپن باعث مي‌شود كه مربي ژاپني‌اش براي او يك مشاور بگيرد.
    تام سلك، كن تاكاكورا، آيا تاكاناشي و دنيس هيسبرت در فيلم سينمايي(آقاي بيسبال) محصول سال 1992 ژان و آمريكا، به ايفاي نقش پرداخته‌اند.

    + نوشته شده در  دوشنبه هجدهم آذر 1387ساعت 20:3  توسط ناشناس |